تازه ترین اخبار

بایسته های تبلیغ : بیانات حجه الاسلام و المسلمین حاج آقا مجتبی نورمفیدی  به مناسبت آغاز ماه محرم 1435

ماه محرم ماه تبليغ است و يک فرصت استثنايي براي تبليغ معارف ديني است، اين يک واقعيت است که چنين فرصتي براي مردم به عنوان مخاطبين و براي خود مبلغين به عنوان کساني که تبليغ معارف دين را به عهده دارند يک فرصت استثنايي است، اهميت اين فرصت بايد درک شود، مسئوليت در اختيار قرار گرفتن اين فرصت هم بايد درک شود، هر گونه ساده انگاري درباره اين فرصت قابل اغماض نيست، مسائل حاشيه‏اي تبليغ نبايد مورد توجه باشد، بالاخره اينکه تبليغ کجا باشد و چگونه به سرانجام برسد خيلي نبايد مورد لحاظ قرار گيرد بلکه آنچه بايد لحاظ شود مسئوليت و ايفاء وظيفه‏اي است که بر عهده مبلغ گذاشته مي‏شود.

شهيد مطهری (ره) مي‏فرمايد: مبلغ واقعی و مجامع تبليغی واقعی بايد مظهر رشد اسلامی باشند، بيدار کننده باشند، دردها و نيازها را درک کنند و راه چاره آن دردها و رفع آن نيازها را نشان دهند، مسئوليت اصلی مبلغ ايجاد رشد و لياقت و اعطای شناخت اسلام و فرهنگ اسلامی و معرفی مکتب است. [1]

ايشان به چند نکته مهم اشاره کرده که مهمترين آنها آگاهی بخشی و رشد آگاهی و شناخت بيشتر دين و شناساندن مکتب و اعطای لياقت به مخاطبين است لذا بايد مبلغ سعی کند به مخاطب خود لياقت و شايستگی بدهد و بيداری بيشتری به آنها بدهد، اين خيلی مهم است که نگاه ما در تبليغ به صرف راضی کردن مخاطبين باشد يا به بيدار کردن آنها توجه داشته باشيم، نمي‏گوييم در مقام بيدار کردن به گونه‏ای سخن بگوييد که همه از اطراف شما پراکنده شوند، اين خودش يک هنر است که کسی برای وصول به هدف رشد دادن از ابزار و هنر استفاده کند و جذابيت سخنان خود را بيشتر کند و آگاهی بخشی را در اين قالب قرار دهد، هيچ کس نمي‏گويد: معنای آگاهی بخشی اين است که انسان خشک و رسمی و مغلق و مصطلح سخن بگويد، هيچ کس نمي‏گويد: مبلغ آنچه از قواعد و اصول را در مدرسه ياد مي‏گيرد عيناً به مخاطب منتقل کند، معنای آگاهی بخشي، رشد دادن و اعطای لياقت به مخاطب اين نيست که يک سری قواعد آن هم به صورت رسمی و مصطلح به مخاطب منتقل شود بلکه معنايش اين است که مبلغ بايد از همه ابزارها برای جذاب کردن کلام خودش استفاده کند ولی غايت، رشد دادن و بيداری بخشی به ديگران باشد نه دامن زدن به خواب، خرافات و اوهام و امثال آن، يعنی تبليغ نبايد به گونه‏ای باشد که مردم در ماه محرم فقط به آيين‏های رسمی و سطحی بسنده کنند اما آگاهي‏های آنها افزايش نيابد.

توصيه‏ های زيادی از ائمه معصومين (ع) مبنی بر اينکه آگاهی و بصيرت در امر تبليغ لازم است بدست ما رسيده است کما اينکه امام صادق (ع) مي‏فرمايند: «العامل علی غير بصيرةٍ کالسائر علی غير الطريق لا يزيد سرعة السير الا بُعداً»؛ کسی که بدون آگاهی و بصيرت دست به کاری مي‏زند مثل کسی است که به بيراهه رفته و هر چه در حرکت خود شتاب کند جز دور شدن از مسير نتيجه‏ای ندارد. مثلاً کسی را تصور کنيد که در شب تاريک بيراهه برود و راه خود را گم کند، حال هر چه به حرکت خود شتاب دهد و بر سرعت خود بيفزايد جز اينکه از مسير دورتر مي‏شود نتيجه‏ای در بر نخواهد داشت. حال اگر کسی بدون بصيرت و آگاهی کاری را انجام دهد فکر مي‏کند اگر به آن کار سرعت بدهد زودتر به هدف مي‏رسد در حالی که چون آگاهی و بصيرت پشتوانه اين کار نيست نه تنها به هدف نمي‏رسد بلکه از هدف دورتر مي‏شود، لذا بايد سعی کنيم اعمال و رفتارمان مبتنی بر بصيرت و آگاهی باشد و برای اينکه ديگران را آگاهی بخشيم بايد نخست خودمان آگاه باشيم و با دقت و پشتوانه علمی سخن بگوييم و از گفتن مطالب بی اساس خود داری کنيم چنانکه مي‏فرمايند: «عليکم بالدرايات لا بالروايات»؛ يعنی انسان بايد در سخن گفتن به دقت‏ها و درايت­ها پايبند باشد نه به نقل قول‏های بدون آگاهي. لذا بايد توجه داشته باشيم هر حرفی را نگوييم و هر سخنی را بر روی منبر مطرح نکنيم، چه بسا در بين مخاطبين کسانی باشند که در طول سال به دفعات معدودی در مجالس شرکت مي‏کنند و يک حرف ناصواب و ناروا مبنای رفتار و عملی قرار مي‏گيرد که مسئوليت آن به عهده ما خواهد بود، لذا بايد حساب شده سنجيده و همراه با علم و آگاهی سخن بگوييم. پس اگر مي‏خواهيم مبلغ واقعی باشيم و مجمع تبليغی ما يک مجمع تبليغی واقعی و دينی باشد بايد اين هدف را تعقيب کنيم که رشد واقعی به مردم بدهيم، بيدار کننده، منذِر و مبشِّر باشيم، دردها و نيازها را درک کنيم، مشکلات روحی و اعتقادی مردم را بفهميم و سعی کنيم پاسخ گوی آنها باشيم و لازمه اين مطلب اين است که در درجه اول بر غنای تبليغ خود بيفزاييم، منبر زياد و بدون مطالعه قهراً اين اثر را ندارد لذا بايد بيشتر مطالعه کنيم و آگاهی خود را بيشتر کنيم و خود را رشد دهيم تا بتوانيم باعث رشد و هدايت ديگران شويم.

«والحمد لله رب العالمين»

[1] . يادداشت‏های شهيد مطهری (ره)، ج4، ص481.

بایسته های تبلیغ : بیانات حجه الاسلام و المسلمین حاج آقا مجتبی نورمفیدی  به مناسبت آغاز ماه محرم 1435

ماه محرم ماه تبليغ است و يک فرصت استثنايي براي تبليغ معارف ديني است، اين يک واقعيت است که چنين فرصتي براي مردم به عنوان مخاطبين و براي خود مبلغين به عنوان کساني که تبليغ معارف دين را به عهده دارند يک فرصت استثنايي است، اهميت اين فرصت بايد درک شود، مسئوليت در اختيار قرار گرفتن اين فرصت هم بايد درک شود، هر گونه ساده انگاري درباره اين فرصت قابل اغماض نيست، مسائل حاشيه‏اي تبليغ نبايد مورد توجه باشد، بالاخره اينکه تبليغ کجا باشد و چگونه به سرانجام برسد خيلي نبايد مورد لحاظ قرار گيرد بلکه آنچه بايد لحاظ شود مسئوليت و ايفاء وظيفه‏اي است که بر عهده مبلغ گذاشته مي‏شود.

شهيد مطهری (ره) مي‏فرمايد: مبلغ واقعی و مجامع تبليغی واقعی بايد مظهر رشد اسلامی باشند، بيدار کننده باشند، دردها و نيازها را درک کنند و راه چاره آن دردها و رفع آن نيازها را نشان دهند، مسئوليت اصلی مبلغ ايجاد رشد و لياقت و اعطای شناخت اسلام و فرهنگ اسلامی و معرفی مکتب است. [1]

ايشان به چند نکته مهم اشاره کرده که مهمترين آنها آگاهی بخشی و رشد آگاهی و شناخت بيشتر دين و شناساندن مکتب و اعطای لياقت به مخاطبين است لذا بايد مبلغ سعی کند به مخاطب خود لياقت و شايستگی بدهد و بيداری بيشتری به آنها بدهد، اين خيلی مهم است که نگاه ما در تبليغ به صرف راضی کردن مخاطبين باشد يا به بيدار کردن آنها توجه داشته باشيم، نمي‏گوييم در مقام بيدار کردن به گونه‏ای سخن بگوييد که همه از اطراف شما پراکنده شوند، اين خودش يک هنر است که کسی برای وصول به هدف رشد دادن از ابزار و هنر استفاده کند و جذابيت سخنان خود را بيشتر کند و آگاهی بخشی را در اين قالب قرار دهد، هيچ کس نمي‏گويد: معنای آگاهی بخشی اين است که انسان خشک و رسمی و مغلق و مصطلح سخن بگويد، هيچ کس نمي‏گويد: مبلغ آنچه از قواعد و اصول را در مدرسه ياد مي‏گيرد عيناً به مخاطب منتقل کند، معنای آگاهی بخشي، رشد دادن و اعطای لياقت به مخاطب اين نيست که يک سری قواعد آن هم به صورت رسمی و مصطلح به مخاطب منتقل شود بلکه معنايش اين است که مبلغ بايد از همه ابزارها برای جذاب کردن کلام خودش استفاده کند ولی غايت، رشد دادن و بيداری بخشی به ديگران باشد نه دامن زدن به خواب، خرافات و اوهام و امثال آن، يعنی تبليغ نبايد به گونه‏ای باشد که مردم در ماه محرم فقط به آيين‏های رسمی و سطحی بسنده کنند اما آگاهي‏های آنها افزايش نيابد.

توصيه‏ های زيادی از ائمه معصومين (ع) مبنی بر اينکه آگاهی و بصيرت در امر تبليغ لازم است بدست ما رسيده است کما اينکه امام صادق (ع) مي‏فرمايند: «العامل علی غير بصيرةٍ کالسائر علی غير الطريق لا يزيد سرعة السير الا بُعداً»؛ کسی که بدون آگاهی و بصيرت دست به کاری مي‏زند مثل کسی است که به بيراهه رفته و هر چه در حرکت خود شتاب کند جز دور شدن از مسير نتيجه‏ای ندارد. مثلاً کسی را تصور کنيد که در شب تاريک بيراهه برود و راه خود را گم کند، حال هر چه به حرکت خود شتاب دهد و بر سرعت خود بيفزايد جز اينکه از مسير دورتر مي‏شود نتيجه‏ای در بر نخواهد داشت. حال اگر کسی بدون بصيرت و آگاهی کاری را انجام دهد فکر مي‏کند اگر به آن کار سرعت بدهد زودتر به هدف مي‏رسد در حالی که چون آگاهی و بصيرت پشتوانه اين کار نيست نه تنها به هدف نمي‏رسد بلکه از هدف دورتر مي‏شود، لذا بايد سعی کنيم اعمال و رفتارمان مبتنی بر بصيرت و آگاهی باشد و برای اينکه ديگران را آگاهی بخشيم بايد نخست خودمان آگاه باشيم و با دقت و پشتوانه علمی سخن بگوييم و از گفتن مطالب بی اساس خود داری کنيم چنانکه مي‏فرمايند: «عليکم بالدرايات لا بالروايات»؛ يعنی انسان بايد در سخن گفتن به دقت‏ها و درايت­ها پايبند باشد نه به نقل قول‏های بدون آگاهي. لذا بايد توجه داشته باشيم هر حرفی را نگوييم و هر سخنی را بر روی منبر مطرح نکنيم، چه بسا در بين مخاطبين کسانی باشند که در طول سال به دفعات معدودی در مجالس شرکت مي‏کنند و يک حرف ناصواب و ناروا مبنای رفتار و عملی قرار مي‏گيرد که مسئوليت آن به عهده ما خواهد بود، لذا بايد حساب شده سنجيده و همراه با علم و آگاهی سخن بگوييم. پس اگر مي‏خواهيم مبلغ واقعی باشيم و مجمع تبليغی ما يک مجمع تبليغی واقعی و دينی باشد بايد اين هدف را تعقيب کنيم که رشد واقعی به مردم بدهيم، بيدار کننده، منذِر و مبشِّر باشيم، دردها و نيازها را درک کنيم، مشکلات روحی و اعتقادی مردم را بفهميم و سعی کنيم پاسخ گوی آنها باشيم و لازمه اين مطلب اين است که در درجه اول بر غنای تبليغ خود بيفزاييم، منبر زياد و بدون مطالعه قهراً اين اثر را ندارد لذا بايد بيشتر مطالعه کنيم و آگاهی خود را بيشتر کنيم و خود را رشد دهيم تا بتوانيم باعث رشد و هدايت ديگران شويم.

«والحمد لله رب العالمين»

[1] . يادداشت‏های شهيد مطهری (ره)، ج4، ص481.

صفحه 2

بالاترین ارزش اسلامی اگر بد دفاع شود خراب می شود.
 خانم میرکریمی مدیر مدرسه علمیه الزهرای (س) گرگان در جمع مبلغین این مدرسه به بحث پیرامون اهمیت تبلیغ در ایام محرم پرداختند و با استناد به دعای بیستم از دعای مکارم الاخلاق امام زین العابدین (ع) که می فرمایند:.. وَ أَجْرِ لِلنَّاسِ عَلَى یَدِیَ الْخَیْرَ وَ لَا تَمْحَقْهُ بِالْمَنِّ  ، خطاب به مبلغین بیان داشتند: این فراز از دعا وظیفه ما را نسبت به جامعه به عنوان هادیان طریق الی الله و مبلغین دین اسلام  بیان می نماید که از خداوند استمداد نمایید تا مجرای خیر برای دیگران باشید و این امر را کوچک نشمارید . در ایام محرم الحرام ، صرف شرکت در عزاداری جهت کسب مقامات کافی نیست بلکه باید در این عرصه تبلیغ نمایید تا به مقاماتی دست پیدا کنید و توجه داشته باشید که اگر توفیق تبلیغ دراین ایام را کسب نمودید ، عمل خود را با منت نهادن بر دیگران از بین نبرید .

وی در ادامه بر اهمیت تبلیغ تاکید نمودند و  افزودند: از پیامبر خدا(ص) وارد است که می فرمایند: (مَنْ أَحْيَا أَرْضاً مَيْتَةً فَهِيَ لَهُ )هر کس زمین مواتی را برای کشت آماده نماید ، آن زمین متعلق به خودش می شود.اگر در جمع  تبلیغی که حضور پیدا می کنید ، موجب هدایت حداقل یک نفر شوید و بتوانید در یک نفر اثر نمایید و او را در مسیر صراط مستقیم داخل کنید تا زمانی که زنده است دعای خیر او و خانواده اش پشت سر شما خواهد بود.

وی افزود: درعرصه تبلیغ توجه به دو امرحائز اهمیت است : ابتدا گزینش مخاطب ( مخاطبین چه کسانی باشند) و محتوای تبلیغ ما چه باشد؟ در انتخاب مخاطب ، بیشتر دنبال جوانان باشید .در جوانی بیداری انسان زودتر و راحت تر انجام می پذیرد. در بخش محتوای تبلیغ هم سعی کنید که این نهضتی که عمیق و عقلانی و عاشقانه وعارفانه است را با تحریفات مخلوط نکنید و کوچکترین کلمه ای که باعث شود اهداف امام حسین (ع) گم ویا کوچک شمرده شود بیان ننمایید.

 مدیر محترم این مدرسه تصریح نمود: در مجالس عزاداری باید فرهنگ عاشورا احیاء شود. فرهنگ عاشورا عبارت است از مجموعه مفاهیم ، سخنان ، اهداف ، انگیزه ها و شیو ه های عمل ، روحیات و اخلاقیات که در جریان عاشورا و کربلا بوجود آمد. دشمنان دین می خواهند صورت عزاداری حفظ بماند اما رسم عزاداری ها و خاصیت تحریک پذیری را عوض کنند و حماسه عاشورا به مرثیه سرایی عاشورا تبدیل گردد.

 وی ادامه داد: به جهت محتواتبلیغ باید دقت کنید که جان انسان مثل ظرفی نیست که هرچیزی می توان  در آن ریخت زیرا انسان متناسب با آن واکنش نشان می دهد.لذا مبلغ باید نکاتی را مطرح کند که با طبیعت انسان سازگار باشد. مطلبی را وارد دل انسان کند که دل انسان آن را بپذیرد و موافق با فطرت انسان باشد. .کلام ائمه(ع) و پیامبر اکرم(ص) برای همه آشنا و مطابق با فطرت می باشد و با هرگونه تحریف شنونده از شما نمی پذیرد..

وی در پایان بیان نمودند: پیام کربلا هم باید شنیده شود ، هم در ک شود و هم به آن عمل شود و هم به دیگران انتقال داده شود. در پذیرش و انتقال پیام  اگر صاحب نظر نبودیم حداقل دارای استدلال باشیم. با عقل و منــطق با مردم حرف بزنیم و مردم را اقناع نمایید. در مسائل عاشورا به بُعد حماسه پردازی زنان در کنار حماسه پردازی مردان  پرداخته شود. سعی شود در برابر سوالات ، خود را آماده پاسخگویی درست نموده و در برابر شبهات خوب دفاع نماییم و مسائل اسلامی را شفاف و عقل پسند بیان نماییم ، چرا که بالاترین ارزش اسلامی اگر بد دفاع شود خراب می شود.

صفحه 3

   برگزاری اولین کارگروه تبلیغ حوزه علمیه گلستان

حوزه های علمیه علمدار نشر فرهنگ دینی در جامعه هستند

اولین کارگروه تبلیغ حوزه علمیه گلستان با حضور حجه الاسلام غفاری مدیر منطقه پنج حوزه های علمیه خواهران، خانم قصاب ساروی معاون فرهنگی منطقه پنج و اعضای این کارگروه در مدرسه الزهرا(س) گرگان برگزار گردید.
حجه الاسلام غفاری مدیر منطقه پنج دراین کارگروه بیان داشت: یکی از رسالتهای مهم نبی مکرم اسلام و شاگردان این مکتب به خصوص حوزه های علمیه، تبلیغ و ترویج دین است.
وی افزود: حوزه های علمیه علمدار نشر فرهنگ دینی در جامعه هستند و امروز نگاه جوامع در حوزه دین به این مکان مقدس است. باید بررسی کرد که در این  34 سال  بعد از انقلاب چقدر به مقوله تبلیغ توجه شده و حوزه علمیه چه میزان در زمینه پاسخگویی به نیاز دینی و فرهنگی کشور موفق بوده است؟
وی تصریح کرد: مسئله تبلیغ در مدارس علمیه باید سر و سامان گیرد و در تحقق این امر باید یک سری ضرورتها را در نظر گرفت که یکی از این ضرورتها بحث وحدت رویه است؛ و نظام تبلیغ در حوزه علمیه به صورت کلی و در حوزه علمیه خواهران به طور خاص باید یک نظام تعریف شده، هماهنگ و با وحدت رویه و حفظ یک سری شرایط بومی و منطقه ای باشد.
مدیر منطقه پنج گفت: در تصمیم گیریها و برنامه ریزیها باید ساز و کار را طوری تنظیم نمائیم تا استعدادها ی نهفته تبلیغی در حوزه های علمیه و مبلغین شکوفا گردد و در حقیقت کار را در این امر تسهیل نمائیم و مانع شکفتن استعدادها نگردیم و این ضرورت بعدی ما است.
وی  با اشاره به ضرورت سوم در امر تبلیغ اظهار داشت: آسیب شناسی تبلیغ مسئله مهمی است و با استفاده از تجربیاتی که حوزه علمیه برادران در این امر داشته، می توان به آسیب شناسی تبلیغ در حوزه علمیه خواهران پرداخت و از ورود این آسیبها به مدارس خواهران پیشگیری کرد.
وی افزود: تاکید ما این است که امر تبلیغ و اعزام مبلغان مستقیماً توسط خود حوزه های علمیه صورت گیرد  و این امر را به حلقه های واسط نظیر سازمان تبلیغات، اداره اوقاف و... نسپاریم چرا که علت موفقیت امر تبلیغ پیوند و ارتباط مستقیم حوزه علمیه و جامعه می باشد.
حجه الاسلام غفاری خاطر نشان کرد: ما باید به طلاب و مبلغین خود بقبولانیم که نیمی از جامعه هستند و کشور ضرورتاً به آنها نیاز دارد و خواهران طلبه ما توانمندند و می توانند در حوزه تبلیغ موفق باشند؛و توان پاسخگویی به شبهات و سوالات جامعه را دارند. البته تشکیل اتاق فکر و ترسیم نقشه راه برای مبلغین و همچنین برگزاری دوره های ویژه و تخصصی و... از دیگر ضرورتهای این امر می باشد.

صفحه 4

 

.مدرسه علمیه الزهراء(س) گرگان جهت غنی سازی مبلغین در راستای هدف والای تبلیغ ، اقدام به برگزاری جلسات وهابیت نموده که این مباحث توسط سرکار خانم احمدی از اساتید این مدرسه در طی جلسات متمادی که متشکل از طلاب مبلغه در حال تحصیل و فارغ التحصیل اعم از سطح دو و سه می باشند ، در حال برگزاری است.

 خانم احمدی از اساتید مدرسه در نخستین جلسه این مباحث ، با تاکید بر شناخت فرق و ادیان نوظهور و ضرورت طرح این مباحث با توجه به گسترش چشم گیر وآسیب زای آنان در جهان اسلام ،به بحث پیرامون سلفی وسلفی گری پرداخته واظهار نمودند:

سلف در لغت به معنای گذشتگان وپیشینیان است .در اصطلاح از دیدگاه اهل سنت سلف به صحابه ،تابعین ،و تابعین تابعین گفته می شود و از دیدگاه شیعیان :سلفی گری به مکتب و مشربی گفته می شود که در گیرنده ی باورهای خاصی هستند.ایشان در ادامه ی مباحث خود به ذکر دلایل اهل سنت در ارائه ی چنین تعریفی پرداخته  و از جمله این دلایل را یکی حدیث خیریه عنوان نمودند و دیگر اینکه اهل سنت بر این باورند این سه نسل (صحابه ،تابعین ،تابعین تابعین )چون نزدیکی بیشتری با زمان پیامبر عظیم الشان اسلام دارند لذا تلقی بهتری از وحی دارند و بهترین افراد در زمان خود بوده و پیروی مردم ازآنان لازم است .همچنین اهل سنت تمامی صحابه و تابعین را عادل دانسته در حالی که شیعه ،همه ی صحابه وتابعین را عادل نمیدانند .شیعیان در تلفظ کلمه ی سلف،در پیوند کلامشان حتما قید صالح را اضافه می کنند .البته ذکر این نکته حائز اهمیت است که خود اهل سنت نیز درشیوه ی پیروی  مردم از سلفیون اختلاف نظر دارند . لذا برخی معتقدند که پیروی از سلف ،به معنای مقید شدن به جزءجزء رفتار و اعمالشان نیست . هرچند در مقابل عده ای افراطی بوده و معتقدند در همه ی زمینه ها  از سلف پیروی کرد .

خانم احمدی در این جلسه به ذکر منابع و کتبی پیرامون سلف وسلفی گری پرداخته و همچنین به سوالات عدیده ای از سوی طلاب شرکت کننده مطرح گردید پاسخ دادند .

صفحه 5

 تنها منبع شناخت سلفییون،روش نقلی است.

خانم احمدی در دومین جلسه وهابیت را بهتر بشناسیم ، ضمن تاکید بر شناخت اهداف قیام حضرت اباعبدالله الحسین (ع)خطاب به  طلاب به عنوان مبلغان دین اسلام ، به ادامه بحث پیرامون وهابیت پرداخته و خاطر نشان نمودند: برای شناخت هر مکتبی ، ابتداء امر ، باید شیوه و روش آن مکتب مورد بررسی قرار گیرد. سلفی ها پیرو روش نقلی به طور مطلق ( چه متواتر ، چه واحد و...) می باشند.

وی افزود: سلفی ها که تکیه بر روش نقلی دارند ، مهمترین چیزی که مدنظرشان می باشد احادیث است و در واقع تنها منبع شناخت را نقل می دانند.

وی به بیان تعریف روش و معرفت پرداخته و بیان داشتند: روش شناسی و معرفت شناسی رابطه دوسویه باهم دارند لذا جهت شناخت روش ، باید معرفت شناسی لحاظ گردد. معرفت شناسی علمی است که پیرامون شناخت انسان و ارزش یابی انواع و تعیین ملاک صحت و خطای آنها بحث می کند ، لذا با این تعریف می توان گفت: هر روش ، معرفت ویژه ی خود را داراست.

استاد این مدرسه ، یکی از مشکلات که سلفی ها با آن مواجه هستند را معناشناسی دانستند و افزودند: در حوزه معنی شناسی ، سلفیان ، قائل به ظاهر گرایی هستند ، در نتیجه در برخورد با هر آیه ای از قرآن ، معنای ظاهری آن را گرفته و قائل به عدم تاویل بردن آن را دارند.

احمدی مهمترین  هدف سلفیون را تلاش در راستای کافرنمودن شیعیان دانستند و با ایجاد وحدت بین دشمنان به ترور آنان می پردازند.

وی در پایان به سوالات متعددی که در راستای بحث جلسه ( وهابیت) مطرح شد و نیز سوالات اعتقادی دیگر پاسخ دادند.

صفحه 6

خانم احمدی در سومین جلسه وهابیت ضمن بیان روایتی از رسول الله (ص) که خطاب به امام علی (ع) :یاعلی ، جز مومن تو را کسی دوست ندارد و جز منافق کسی با تو دشمنی نخواهند داشت و بغض تو را در دل ندارد، همگان را به توجه و تفکر به این امر واداشتند که آیا جز دوستداران ائمه(ع) هستید یا جز منافقین ، البته اشاره به این نکته بسیار ضروری است که گاهی حرفهایی از سوی دوستداران ائمه اطهار زده می شود که مایه ی تضعیف آنان می گردد که توجه به این نکته بسیار حائز اهمیت است.

وی در ادمه افزودند: از صدر اسلام تفکر سلفی گری وجود داشته اما نه به عنوان یک مکتب بلکه از قرن هفتم توسط ابوا لعباس احمد بن عبدالحلیم معروف به ابن تیمیه بنیان گذاری شد.

استاد این مدرسه در ادامه به بحث پیرامون جایگاه علمی ابن تیمیه پرداخته و افزودند: از جمله شاگردان ابن تیمیه ، ابن کثیر ، ابن قیم جوزی و مقدسی بودند که در وصف ابن تیمیه گفته اند در 22 سالگی تدریس را در فقه ، اصول عقلی و نقلی شروع نموده و حدود 300 جلد کتاب نوشته که بیشتر کتابهای ایشان کتابهای ردیّه می باشد و نیز لقب شیخ الاسلامی از سوی شاگردان ایشان به وی داده شد.وی را صاحب کراماتی دانستند به طوری که بعد از مرگ ایشان ، 200 هزار نفر در تشیع جنازه وی شرکت نمودند و در هنگام غسل ، آب غسلش را از باب تبرک می خوردند.از قرن دوازدهم با زنده نمودن افکار ابن تیمیه از سوی طرفدارانش شهرت خاصی پیدا نمودند.

صفحه 7

 برگزاری چهارمین جلسه وهابیت در مدرسه علمیه الزهرای(س) گرگان

خانم احمدی در این جلسه بیان نمودند: مسلک وهابی منسوب به شیخ محمد فرزند عبدالوهاب نجدی است که این نسبت از نام پدر او عبد الوهاب گرفته شده است. به گفته ی برخی از دانشمندان ، علت اینکه این مسلک را به نام خود شیخ محمد نسبت نداده اند یعنی محمدیه نگفته اند این است که مبادا پیروان این مذهب نوعــــــــی شرکت با نام پیامبر (ص) پیدا بکنند و از این نسبت سوء استفاده نمایند.

وی افزود: شیخ محمد در سال 1115 هجری قمری در شهر عیینه از شهرهای نجد تولد یافت. پدرش در ان شهر قاضی بود. شیخ از کودکی به مطالعه کتب تفسیر و حدیث و عقاید سخت علاقه داشت و فقه حنبلی را نزد پدر خود که از علماء حنبلی بود آموخت. وی از آغاز جوانی بسیاری از اعمال مذهبی مردم نجد را زشت می شمرد. در سفری که به زیارت خانه خدا رفت بعد از انجام مناسک به مدینه رهسپار شد ، در آنجا توسل مردم را به پیامبر (ص) در نزد قبر آن حضرت انکار کرد.

وی اظهار داشت: شیخ محمد پس از مرگ پدر به اظهار عقاید خود و انکار قسمتی از اعمال مذهبی مردم پرداخت و جمعی از مردم حریمله از وی پیروی کردند و کار وی شهرت یافت. وی از شهر حریمله به شهر عیینه رفت . رئیس عیینه در آن وقت عثمان بن حمد بود که عثمان عذر وی را خواست و شیخ محمد از عیینه بیرون رانده شده و به درعیه رهسپار شد . محمد بن مسعود جد آل سعود از وی استقبال کرده و بدین ترتیب ارتباط میان شیخ محمد و آل سعود آغاز گردید.

احمدی تصریح نمود: از بزرگترین نقاط ضعف برنامه زندگی شیخ این بود که با مسلمانانی که از عقاید کذائی او پیروی نمی کردند معامله کافر حربی می کرد و برای جان و ناموس آنان ارزشی قائل نبود و کوتاه سخن اینکه هر کس توحید غلطی را که شیخ به آن توحید دعوت می کرد می پذیرفت ، خون و مالش سالم می ماند وگرنه خون و مالش مانند کفار حربی حلال و مباح بود.

صفحه 8

سرکار خانم احمدی در پنجمین جلسه وهابیت را بهتر بشناسیم به بحث پیرامون نقش سیاسی وهابیت پرداخته و افزودند: محمدبن عبدالوهاب برای علنی کردن عقاید خود نیازمند حمایت از سوی حکومت و دولت مقتدری بود که بتواند به ترویج عقاید خود بپردازد که آل سعود در این راستا در ضمن شروطی قول همکاری را به او دادند. از مهمترین حربه های وهابیت ، تفرقه اندازی بین مسلمانان بود که با شعار " تفرقه بینداز حکومت کن" همراه بود.

وی افزود: در برپایی وهابیت دو عامل مهم نقش داشت یکی زور شمشیر و نیز حمایت استعمارگران بود که تمامی جنگ هایی که وهابیان به راه انداختند طرف مقابلشان مسلمانان بودند البته منظور از مسلمانان نه فقط شیعیان بلکه سنی ها و حتی حنبلی ها را نیز شامل می شود.

وی خاطر نشان نمودند: از مهمترین دولت در برپایی و تقویت وهابیت، دولت انگلستان بود که با در اختیار قراردادن دولت آل سعود و استفاده سیاسی از آن، به تضعیف دولت عثمانی که مظهر اتحاد بین مسلمین بود پرداخت.

خانم احمدی در ادامه به ذکر برخی از منابع و کتب معتبر جهت شناسایی عقاید و افکار سلفییون و وهابیت اشاره داشتند و به بیان برخی از تفکرات آنان و مقایسه آن با فقه شیعه پرداختند.

در پایان به سوالاتی که از سوی طلاب شرکت کننده در خصوص موضوع مورد بحث شد پاسخ دادند.

صفحه 9

هادیان طریق الی الله ، با تمسک به دامن اولیای الهی طی طریق نموده و دعوت الهی را به سمت مردم می رسانند.

خانم موسوی ( استاد حوزه تهران) در جمع مبلغین مدرسه علمیه الزهرای گرگان ،  با استناد به فرازهای پایانی دعای افتتاح اظهار نمودند: در دعاهای ماثوره ائمه معصومین (ع) چیزهایی را از خداوند طلب می نمایند که عقل بشر به آن نمی رسد .دایره خواسته های بشر محدود به درک و فهم آنان است لذا انسان  با تامل و توجه به دعاهای وارده از معصومین(ع) ، می آموزد کمال و مطلوب وی چیست و چه چیزی را باید از خداوند طلب نماید.

وی افزود: از جمله خواسته های ائمه (ع) که در دعاهای  عدیده خصوصا دعای افتتاح وارد شده است این است که آنان را از کسانی قرار دهد که مردم را به سمت خداوند هدایت نمایند. از لسان معصومین(ع) ، تاکید بر نقش مهم تبلیغ ( پیشوا، هادی و راهنما) در راستای قرب به خداوند فهمیده می شود منتهی باید هدف از هر خواسته  مشخص شود که هدف از رسیدن به چنین مقامی چیست؟ قطعا بین اینکه هدف کسب درآمد باشد یا رساندن کلام حق به مردم ، این دو با هم متفاوتند و حقیقت و محوریت کلام ائمه(ع) ، رساندن کلام الهی به دیگران می باشد.

وی در ادامه بیان نمود: تبلیغ از جمله واژه های مهم در لسان دینی ماست. امر خطیر تبلیغ دارای لوازمی است که از جمله این لوازم ، تعیین هدف است.یک مبلغ باید ابتدا امین الله شود تا خداوند امانتش را به وی بسپارد، اینجاست که چشمه های حکمت در مقابل انسان باز می شود ( من یتقل الله یجعل له فرقانا) و محب خدا ، محبوب همه ی موجودات عالم می گردد. مبلغی که امین الله نباشد باعث بیماری جامعه می شود ، هادی باید کلام را درست بگیرد و درست به مقصد برساند. از دیگر لوازم تبلیغ، حر بودن است. از مسائل جناحی بپرهیزد و خود را اسیر چیزی نکند. مّبَلغ باید خود را از قید اسارتها رها کند.از دیگر لوازم یک مبلغ موفق ، به روز بودن ایشان است.آنچه کسب می کند ، سرمایه اکتساب بعدی قرار دهد. زمانی فرد می تواند کارآمد باشد که هم مومن ، هم امین و هم به روز باشد.

وی در پایان خطاب به طلاب مبلغ  بیان نمود: شما به عنوان هادیان کلام الهی ، حامل امانت بزرگی هستید  .  طالب ازدیاد کمالات علمی و معرفتی خود باشید . هرزمانی احساس کردید فارغ التحصیل شدید ، بدانید رشد کمالی شما متوقف شده است.با نشست های دوره ای در مصرف وقت ، خثاثت به خرج دهید . و با مسیر و شیوه صحیح مبلغ خوب و موفقی شوید.

صفحه 10

سخنرانی خانم دوست محمدیان در جمع مبلغین با موضوع اهمیت جایگاه مبلغین و تبلیغ در تاریخ 3/4/93

قبل از اینکه وارد بحث شوم ، تبرکا و تیممن احادیثی را بیان کنم که دلالت بر ارزش و پاداش عظیم شما مروجین دین ، پیام رسانان دین و مبلغین دین را می رساند ، اولا در عظمت و ارزش پاداش شما همین بس که در روایتی پیامبر خدا (ص) خطاب معلم الخیر را به شما مبلغین دین داده ، پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله): «إنّ معلّم الخیر یستغفر له دوابّ الأرض و حیتان البحر و کلّ ذی روح فی الهواء و جمیع أهل السّماء و الأرض»«جنبندگان زمین و ماهیان دریا و هر جاندارِ در هوا و همه آسمانیان و زمینیان برای معلمِ «خوبی»ها، از خداوند آمرزش می خواهند». (بحار الانوار، ج 2، ص 17). به درستی که معلم خیر کسی است که چیزهای خوب را به دیگران تعلیم می دهد ، تمام جنبدگان زمین و ماهیان دریا و موجودات زنده در هوا و همه ساکنان زمین و آسمان برای او استغفار می کنند. مستحضرید فرائض فرامین الهی ، آموزه های دین ، معارف بلند الهی که توسط پیامبر اکرم و ائمه (ع) به ما رسیده همه اینها جز خوبی چیز دیگری نیست. چیزی جز خوبی برای ما نیاوردند. لذا چون همه اش خوبی هست متضمن سعادت و خوشبختی بشرهست. شما به عنوان  حامل پیام خوبی ها هستید. لذا همین افتخار برای شما بس است ، پیامبر خدا این لقب ارزنده را به شما نسبت می دهد به عنـــوان معلم خیر و بالاتر از این پیغمبر خدا پیام رسانان را مورد رحمت خدا قرار داده : رحم الله خلفائی قیل یا رسول الله و من خلفائک؟ قال الذین یحیون سنتی و یعلمونها من عبادالله، پیغمبر فرمود: خدا جانشینــــان مرا رحمــــــت کند.عرض شد جانشینان شما کیانند؟ فرمود :آنان که سنت و دین مرا زنده می دارند و به بندگان خداونـــــد می آموزند .در روایتی  هست که در آسمانها به بزرگی و عظمت از شما به عنوان مبلغین دین یـــاد می کنند و برای شما شعار می دهند.

امام صادق عليه ‏السلام :مَن تَعَلَّمَ للّه‏ِِ وعَمِلَ للّه‏ِِ وعَلَّمَ للّه‏ِِ دُعِيَ في مَلَكوتِ السَّماواتِ عَظيما، فقيلَ: تَعَلَّمَ للّه‏ِِ، وعَمِلَ للّه‏ِِ، وعَلَّمَ للّه‏ِِ! هر كه براى خدا علم بياموزد و براى خدا [به آن] عمل كند و براى خدا به ديگران آموزش دهد، در ملكوت آسمانها از او به بزرگى ياد شود و گفته شود: براى خدا آموخت، براى خدا عمل كرد و براى خدا آموزش داد! ( امالی طوسی: ص168 ، ح  280  )

 در اصل اگر نگاه بکنید ،  این حدیث این پیام را می دهد که باید اخلاص در عمل داشته باشم . اگر در کاری اخلاص در آن وجود نداشته  باشد مسلما آن کار هیچ ارزشی نخواهد داشت. چون همهش دقت کنید می گوید اگر برای خدا یاد بگیرد ، برای خدا عمل کند ، برای خدا تعلیم دهد. ان شاء الله مصداق این فرمایش رسول خدا باشیم.

هدف از این گردهمایی و این دور هم جمع شدن اینگونه نیست که ما به دلخواه خودمان آمده باشیم در اینجا و جمع شدیم می خواهیم گفت و شنودی داشته باشیم ، می خواهیم ببینیم آنچه دین ما دستور داده است . پیامبر (ص) فرمود: اذا اتي عليَّ يومٌ لا ازدادُ  علماً يقرّبني الي الله تعالي فلا بورِكَ لي في طلوع شمس ذلك اليوم. اگر روزي بر من بگذرد كه در آن دانشي كه مرا به خداي متعال نزديك كند نيفزايم طلوع خورشيد آن روز بر من مبارك نباشد.(محجة البيضاء ج1ص16). به عبارتــی پیامبر(ص)  می خواهد بگوید آن روز اصلا بر من نیاید که بخواهم در آن روز آموزشی نداشته باشم. در آمـــوزه های ماست که انسان باید مرتب در حال آموزش و یادگیری باشد. پیامبر اسلام خودش از خدا می خواهد :" رب زدنــــــی علما " خدایا علم مرا زیاد گردان ، منظور این است که اگر این دور هم نشستن هیچ فایده ای هم نداشته باشد ، این با هم بودن سبب می شود که ما یک چیزهایی را از هم بشنویم به قول معروف تبادل افکاری داشته باشیم ، انتقال تجربیات داشته باشیم که این خیلی مهم است در همین هم آموزش است ، نکته ای که از شماگفته می شود اگر ده تا کتاب هم بخوانید شاید به آن نمی رسیدند اما شما بواسطه تجربه ای که در امر تبلیغ دارین نکته ای را به من می گویید و این واقعا می تواند بزرگترین آموزش امروز من باشد ، لذا این تجربیات و این انتقاد و این مسائلی که انسان چیزهایی را می داند و بیان می کند خیلی مهم است که حضرت امیر (ع) می فرمایند که : بزگترین استاد من تجربه من است .مسئله همهمی است که ان شاء الله توفیق داشته باشیم این نشست هایی که جمع می شویم در این محیط معنوی ، علمی ان شاء الله استفاده لازمه را به لحاظ علمی هم ببریم. مستحضرید مهمترین مسئولیت من و شما مسئله تبلیغ است. آنچه باعث شد ما این نشست را بگذاریم مسئله مهم امر پیام رسانی و تبلیغ بود که این تبلیغ در خانواده باشد ، در مدرسه باشد ، در اجتماع باشد ، هر مکانی که توفیق داریم در اینجا هستیم حالا مخاطبتان می خواهد یک نفر باشد ، ده نفر یا بیست نفر باشد مهم این است که به هر حال ما پیام دین را به دیگران ابلاغ کنیم ، چون این رسالت را ما داریم ، این وظیفه را ما داریم و این اصل ضرورت تبلیغ هم فکر نمی کنم بر کسی پوشیده باشد و مهمترین دلیل آن همان آیه صریح هست که در سوره توبه آیه 122 می فرماید : " وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ (122)  بحث جهاد بود آن زمان می فرماید: و شايسته نيست مؤمنان همگى [براى جهاد] كوچ كنند. چرا از هر فرقه‏اى از آنان، دسته‏اى كوچ نمى‏كنند تا [دسته‏اى بمانند و] در دين آگاهى پيدا كنند ومعارف دین را یاد بگرند و قوم خود را -وقتى به سوى آنان بازگشتند بيم دهند- باشد كه آنان [از كيفر الهى‏] بترسند؟  این آیه وجوب تبلیغ را برای من و شما بیان می کند. امر به تبلیغ دارد . باز هم در سیره بزرگان ما هست که وقتی یک امر واجب شود مثل تبلیغ در هیچ شرایطی این مسئولیت از ما ساقط نمی شود. چون وقتی سیره ائمه را بررسی می کنیم می بینیم آنها در هیچ شرایطی این امر را تعطیل نکردند. نمونه های فراوانی داریم. زمانی که امام علی (ع) خانه نشین شدند ، وقتی شما خطبه های نهج البلاغه را نگاه کنید در همان زمان خانه نشینی تبلیغ و خطبه داشتند.  در زمان حکومتش تبلیغ داشتند و خطبه دارند. می توانیم بگوییم نهج البلاغه نتیجه تبلیغ حضرت امیر (ع) می باشد . چون هم بخش خطبه و هم نامه اش و هم حکمت های آن دلالت بر مسئله تبلیغ دارد. تبلیغ کرده و مباحثش را جمع کرده است. یا دوره خفقان حضرت زین العابدین حضرت تبلیغ خود را داشتند. کتاب مقدس صحیفه سجادیه نتیجه تبلیغ عملی امام زین العابدین (ع) هست. موقعیت جنگی امام حسن و امام حسین ( ع) ، در موقعیت جنگ بودند بیشترین مطالب و فرمایشات عرفانی را ما از امام حسین (ع) داریم. حتی  در آخرین لحظات شهادتشان در میدان جنگ دست از تبلیغ نکشیدند. دوره تعلیم و آموزش امام باقر و امام صادق(ع) ، فقه جعفری در این دوره بود که واقعا به قول معروف پایه هایش محکم شد ، یعنی تبدیل حکومت بنی امیه و بنی عباس بود ، فشار کمتری بود ، در حال تعویض قدرت بودند. اینها مشغول شدند و فقه جعفری پایه هایش در این دوره محکم شد. بیشتر احادیث ما قال الباقر و قال الصادق ، از فرمایشات این بزرگان هست که می بینیم مرتب تبلیغ داشتند. دوران حصر و خفقان امام کاظم ، امام هادی و امام عسگری اینها یک دوران بسیار سختی داشتند ولی می بینیم اینها دست از تبلیغ خود برنداشتند. پس اینها نشان می ده که ما هم به پیروی از پیامبر و ائمه در هیچ شرایطی نباید تبلیغ را تعطیل کنیم .یعنی هیچ عذری نمی تواند مانع شود ما دست از تبلیغ و ابلاغ دین برداریم. ما به عنوان جانشین پیغمبر هستیم ، چراکه داریم سنت وی را به دیگران ابلاغ می کنیم . پیام او را به دیگران ابلاغ می کنیم. جانشین پیغمبر لازمش این است که مثل پیغمبر عمل کند. ما منسوب به ائمه هستیم . در فرمایش امام صادق (ع) دارد به یکی  از صحابه اشت که مامور بود او را به این طرف و آن طرف می فرستاد سخنران بود خطاب به ایشان می گوید : فلانی ! کار خوب از همه خوب است و از تو خوب تر ، کار بد از همه بد است و از تو بدتر.چرا ؟ بخاطر اینکه تو وابسته به ما هستی.  تو نماینده من هستی ، تو هر جا می روی صحبت می کنی و چون از ما داری می گویی مردم تو را ازوابستگان ما می دانند. لذا باید توجه کنیم. پس معلوم است ماها هم همانطور که ائمه در هیچ شرایطی دست از تبلیغ برنداشتند ما هم باید این مسئله را مورد توجه قرار دهیم. نکاتی را از آیه نفر می توان استفاده کرد که برای ما واقعا کاربرد دارد و به عنوان مبلغ باید توجه داشته باشیم: اولین نکته در آیه : بحث تفقه است ، تفقه یعنی شناخت عمیق دین ! در اینجا امر شده و واجب کفایی است " فلولا نفر " چرا گروهی از شما بلند نمی شود برود آموزه ها را یاد بگیرد؟ در اینجا وقتی آیه را نگاه می کنیم ، آیه دو وظیفه را برای ما مشخص می کند : یکی بحث تفقه هست که ما برویم یاد بگیریم و دیگری بحث تبلیغ هست ، پیام رسانی و آگاهی دادن به دیگران هست. اولین مسئله تبلیغ است که یکی از مهمترین مهارتهایی که یک طلبه باید بدست بیاورد ، یک طلبه باید دنبالش باشد همان هنر فهــم آموزه  های دینی است. تفقه در واقع مقوم هویت روحانی است. شخصیت ذاتی روحانی به تفقه داشتن اوست. درک داشته باشد از مفاهیم دین. بالاخره ما هیچ گاه به یک کاسب یا معلم روحانی نمی گوییم ، روحانی به کسی می گویند که آمده در حوزه علمیه معارف دین ، احکام و فرامین الهی را آموزش دیده ، این مسئله مهمی است که اگر بخواهد واقعا حد نصاب دین شناسی برایش مطرح نباشد اصلا به او روحانی اطلاق نمی شود. منتهی این آموختن ( اینکه یک روحانی در مرحله اول باید تفقه داشته باشد یعنی فهم عمیـــــق از دین داشته باشد ) این آموختن این ویژگی را داد که هم چهره اثباتی دارد و هم چهره سلبی دارد. یعنی طلبه باید هم آموزه های اصیل دین را بشناسد و هم آموزه های تقلبی مشابه را بشناسد. هنر تشخیص بدعت ها  و تحریف ها را داشته باشد. این مسئله خیلی مهم است که هم عرفان واقعی را بشناسد و هم عرفان کاذب را بشناسد. اگر کاذیب را نداند نمی تواند از عرفان واقعی دفاع کند.یک طلا فروش هم اگر طلای واقعی و غیر واقعی را نشناسد  مسلما سرش کلاه می رود. اینجاهم همین ! اگر من به معنای واقعی از حقیقت دین دفاع کنم لازمش این است که آن تقلبی ها را هم نسبت به آن شناخت داشته باشم .اصلا سرمایه حوزه  های علمیه برای انتقال این مهارت است. تمام وجوهات و تمام هزینه هایی که در مدارس علمیه دارد بکار می رود فقط بخاطر شناخت است. مرحله اول باید بشناسد. ما هم موظفیم که تمام نعمت های الهی را از زمان ، توان ، انرژی ، عمر ، نشاط ، استعداد همه و همه اینها را باید صرف همین هدف بکنیم . یعنی علم الهی را بیاموزیم. وقتی همه سرمایه ها بسیج شدند تا شما به بهترین وجه تحصیل کنید شما هم باید تمام توان خود را بکار ببرید. تمام استعداد هایتان را بکار ببرید تا بتوانید به کمال مطلوب در این راستا ان شاء الله دست یابید. بتوانید تجهیزات لازم را کسب کنید بتوانید به تمام معنا از پیکره دین دفاع کنید و مقابله بکنید با آسیب هایی که برای دین ایجاد می شود. لذا این مسئله تفقه مسئله بسیار مهمی است که باید توجه داشته باشید. اگر بخواهید تشخیص هم ما نسبت به انحرافات و شبهاتی که وجود دارد و وارد می کنند اگر بخواهد دقیق تر باشد لازمش این است که علم و آگاهی ما بالاتر و دقیق تر باشد تا بتوانیم آن را بشناسیم. امام صادق (ع) از قول پیامبر گرامی اسلام نقل می فرمایند که حضرت فرمودند : " یحمل هذاالدین فی کل قرن عدول ینفون عنه تاویل المبطلین و تحریف الضالین و انتحال الجاهلین"   انسانهای فهیمی در هر عصری بار دین را بر  دوش می کشند تا تعدیل اهل یاطل و تحریف اهل غلو و استناد ناروای اهل جهالت را از دین نفی می کنند. می گویند: مردانی هستند ، انسانهایی هستند که بار دین را بر دوش می کشند و این مقابله را با اهل باطل و اهل غلو و آنهایی که جهل دارند داشته باشند و بتوانند بالاخره اعمال اینها را نفی کنند. می توان از این استفاده کنیم که دین فقط جنبه اثباتی ندارد  ، جنبه سلبی هم دارد. بعد حضرت ادامه می دهد می فرماید: فضل العالم علی العابد سبعین درجه " می فرماید: فضیلت عالم نسبت به عابد هفتاد درجه است که میان هر دو درجه معادل هفتاد سال مسیر یک اسب تندرو فاصله دارد و این بدان جهت است که شیطان میان مردم بدعت می گذارد که عالم آن را می شناسد و از آن نهی می کند  در حالی که عابد به عبادتش مشغول است و به آن بدعت  هیچ توجهی ندارد تازه اگر هم توجه کند کاری نمی تواند بکند. نمی شناسد وقتی نشناسد حتی اگر توجه هم بکند از او کاری ساخته نیست.اینجا این نکته هم حائز اهمیت است که این نیست که فقط شما حقیقت دین را یاد بگیرید بلکه حتما آن تقلب ها و مسائلی که در آن وجود دارد و مشابهات را هم یاد بگیرید تا بتوانید به موقع دفاع بکنید. پیامبر خدا (ص) می فرماید : إذا ظَهَرَتِ البِدَعُ في اُمَّتي فَليُظهِرِ العالِمُ عِلمَهُ ، فَمَن لَم يَفعَل فَعَلَيهِ لَعنَةُ اللَّهِ؛هرگاه انحرافات و بدعت‏ها در ميان امت من پديدار شوند، بر عالم بر دانشمندان و آگاهان علم است كه علم خود را آشكار سازد و هر كس چنين نكند، لعنت خدا بر او باد. هر شرایطی یک شیوه تبلیغی می طلبد و اینکه چه شیوه ای را در نظر بگیرم بر می گردد به شناخت من از آن محیط ، از آن مکان ، از آن مخاطب ! اینها خیلی مهم است ، شناخت حرف مهم را در محاورات ما و معاشرت ما می زند. ان شاء الله ما مورد لعنت پیامبر قرار نگیریم. وظیفه خیلی سنگین است. باید توجه داشته باشیم خصوصا در این عصری که من وشما داریم زندگی می کنیم به دلایل مختلف شبهاتی که دارند وارد می کنند بهایی ها یک جور ، وهابی ها یک جور ، مسیحی ها یک جور و .. اینجا می طلبد بالاخره انسان یک جوری عمل کند ، دین ما دین منطق ، استدلال و عقل است باید با عقلانیت وارد شویم ، باید با تدبیر لازم وارد شویم ، بالاخره اینها همه می طلبد که شناخت لازم را داشته باشیم در برابر شبهاتی که وارد می کنند تا مقابله لازمه و به موقع  را داشته باشیم . همه اینها می طلبد که ما علم و آگاهی و شناخت خود را نسبت به این شبهات زیاد کنیم. بحث دیگر ، بحث هنر پیام رسانی است. حال سالها وجوهاتی صرف من شد ، ارتزاق کردم حالا تمام شد دیگر کاری نداشته باشم ؟ می گوید نه! برای چی این همه سرماه گزاری می شود برای شما  و همه بسیج می شوند که شما علم خدا را بیاموزید برای چی ؟ علت آورده ، برای اینکه شما بتوانید ابلاغ داشته باشید. پیام رسانی داشته باشید. بعد از تفقه این مسئولیت مهمی است که این مهارت لازم را یک طلبه باید داشته باشد که علمی که گرفته به جریان بیندازد. حتما این را باید توجه داشته باشد که این تجهیزات لازمی که برایش ایجاد شده این را چگونه توزیع کند حال با چه وسیله و چه سلیقه ای توزیع کند که مشتری لازمه را داشته باشد. در مسایل مادی شما میدانید که یک کالای مرغوبی را چون طرف بسته بندی خوبی انجام نداده مشتری لازم را ندارد و دستش می ماند ولی از ان طرف بعضی ها یک کالای غیر مرغوب دارد ولی آنقدر شکیل آن را بسته بندی کرده که متاسفانه گیر مشتری بد شانس می افتد و آن را خریداری می کند. لذا این خیلی مهم است که ما این کالای فرهنگی ، اصیل و نابی که در اختیار داریم چگونه این را بسته بندی کنیم. چه سلیقه ای بکار ببریم که بتوانیم مشتری لازمه را در همه شرایط و در همه اوقات  داشته باشم ، این برمی گردد به هنرمندی همه شما ، باید مهارت لازمه را بکار ببریم از ادبیات ، آهنگ ، متانت ، از اینکه تن صدا  با بالا و پایین کردن توانسته مخاطبین زیادی را جذب کند و چه ابزاری را بکار ببریم که تاثیر گزار باشد البته مهارت اولی مهمتر از مهارت دومی است وقتی ما محتوا را نداشته باشیـــــم ( اصل محتواست ) تفقه محتواست ، محتوا باید باشد تا بتوانیم شکل آن را درست کنیم و استقبال لازمه را داشته باشد. الان در آستانه ماه مبارک رمضان هستیم ، مسئله مهمی که باید در امر تبلیغ باید به آن توجه داشته باشیم مسئله انتخاب موضوع است ، در انتخاب موضوع بزرگان  وعلمای اهل فن نکاتی را مطرح کردند ، یکی اینکه ما اولا باید اگر می خواهیم موضوع انتخاب کنیم ، موقعیت جغرافیایی تبلیغ را در نظر بگیریم ، فرهنگ آن جامعه ای که می خواهیم تبلیغ کنیم را بشناسیم ، فرهنگی آن با اهداف تبلیغ ما در تضاد نباشد. هر مکانی که می خواهیم تبلیغ برویم این جزء کارتان باشد ، اصول کار تبلیغتان باشد که هر جا می خواهیم برویم یک پرس وجو بکنیم ، آن مکان چه جوری هست ، مردمش چه جوری هستن ، از نظر سواد ، مالی و از هر جهت باید پر سو جو کنیم. موقعیت زمانی تبلیغ هم خیلی مهم است ، جایی که می خواهید بروید از نظر زمانی چه حالتی دارد ؟ مثلا جایی که دعوت می شوید بزرگداشت عالم است شما بیایید خصوصیات عالم سوء را بیان کنید. این مسئله خیلی مهم است ، عوامل بازدارنده ( شناخت موانع ) عواملی که تبلیغ موثر شما را خنثی می کند اینها باید شناخته شود اینها خیلی مهم است ، عواملی که تبلیغ سازنده و موثر ما را خنثی می کند. به قول معروف هر سخنی جایی دارد و هر نکته مکانی. نکته بعدی که باید دقت داشته باشیم در انتخاب موضوع : اینکه ببینیم مخاطبان از چه صنفی هستند. موضوع را با توجه به وضعیت مخاطب خودم انتخاب کنم. جوان یا نوجوانه ، پیر است یا میان سال است چراکه هر کدام روانشناسی خاص خود را دارد. و نکته بعدی اینکه شهامت ندانم گویی را داشته باشد. چیزی که واقعا نمی دانیم را اصرار نداشته باشیم به هر شکلی جواب بدهیم. امام علی (ع) : لا تقل ما لا تعلم فتتهم بإخبارك بما تعلم» آنچه را كه نمي‌داني نگو چرا كه درباره آنچه كه ميداني و مي‌گوييم متهم (به جهل يا دروغ) خواهي شد.( غرر الحكم/477) لذا این مسئله خیلی مهم است که این شهامت را ما داشته باشیم. شهید مطهری در یکی از کتابهایشان این مسئله را بیان می کنند که می گوید ابن جوزی یکی از خطبای بسیار معروفی بود ، بالای منبر سه تا پله داشت می رود و صحبت می کند. خانمی از او سوال می کند می گوید نمی  دانم ، خانم می گوید اگر نمی دانی چرا سه پله بالا نشستی ، می گوید : من به اندازه معلومات خودم بالا رفتم ، اگر می خواستم به اندازه مجهولاتم بالا بروم باید یک نردبان تا عرش می ساختن. یا در احوالات یکی از مجتهدین ما ، علماء وارسته ای می گویند : از او وقتی سوال می کردند و نمی دانسته می گفتند نمی دانم و عمدا این نمی دانم را بلند می گفتن و می گفتن : ندانم ندانم ندانم فقط به این خاطر که به محصلین یاد دهند که وقتی نمیدانند بگویند نمی دانم ! آخرین نکته ای که ختم جلسه است این که باید مبلغ نیاز مبلغ را بشناسد که مخاطب تشنه چه مطلبی هست .

صفحه 11

  سخنرانی خانم نجفی در جمع مبلغین این مدرسه در تاریخ 4/3/93 با موضوع وظیفه مبلغین در قبال خانواده به عنوان نخستین گام در راستای تبلیغ کارآمد.

" یا ایهالذین آمنوا قوا انفسکم و اهلیکم نارا وقودها الناس والحجاره علیها ملائکه غلاظ شداذ لایعصون ............( تحریم /6) ای کسانی که ایمان آوردید خود و خانواده خویش را از آتش که هیزم آن انسانها و سنگهاست نگاهدارید ،آتش که فرشتگانی برآن گمارده شده که سخت گیرند و هرگز مخالفت فرمان خدا نمی کنند و دستورات را دقیقا اجرا می نمایند .

نگه داری خویشتن : 1 – ترک معاصی  2 – عدم تسلیم در برابر شهوات سرکش   3 – نگه داری خانواده به تعلیم و تربیت و امر به معروف و نهی از منکر

نتیجه : فراهم ساختن محیطی پاک و خالی از هرگونه آلودگی در فضای خانه و خانواده . نخستین سنگ بنای خانواده ، تغذیه روح و جان آنان با به کار گرفتن اصول تعلیم و تربیت صحیح می باشد .

تعبیر به قوا (نگاهدارید )  اشاره به این است که اگر آنها را به حال خود رها کنید نتیجه اش سقوط در آتش دوزخ می باشد . در روایتی وارد است : رحم الله رجلا قال یا اهلاء ! صلاتکم صیامکم زکاتکم مسکینکم یتیمکم جیرانکم : رحمت خدا بر کسی که به خانواده اش هشدار دهد که مراقب نماز و روزه و زکات و فقرا و ایتام و همسایگانتان باشید .

مسئولیت انسان در برابر خانواده

وامر اهلک بالصلاه واصطبر علیها لا نسئلک رزقا نحن نرزقک والعاقبه للتقوی : خانواده ات را به نماز فرمان ده و بر آن پایدار باش ما از تو روزی نمی خواهیم بلکه ما تو را روزی می دهیم و سرانجام نیکو برای اهل تقوا است .

در روایات متعددی آمده پس از نزول این آیه پیامبر تا چندین ماه ذرب خانه حضرت علی و فاطمه را می زد و در آستانه در می فرمودند:  الصلوه آنگاه به قرائت آیه تطهیر می پرداختند .

1 – مبلغ باید در مرحله اول به تبلیغ خانواده خود بپردازد 

2 – اولین مرحله تربیت کانون خانواده است

3 – فرمان به نماز از میان سایر واجبات رمز بیمه شدن اعضای خانواده است

4 – نماز زمینه ساز پاکدامنی و تقوا است

و انذر عشیرتک الاقربین : نزدیکترین بستگانت را هشدار ده (س شعراء ی 314 )

یا بنی اقم الصلوه و امر بالمعروف : فرزندم نماز را به پای دار و امر به معروف کن (س لقمان ی 17 )

قل لازواجک و بناتک و نساءالمومنین : ای پیامبر به زنان و دختران خود و سپس به زنان مومن بگو

ان الخاسرین الذین خسروا انفسهم و اهلیهم یوم القیامه : زیانکاران واقعی کسانی هستند که خود و خانواده شان در قیامت باخته اند .

انا کنا فی اهلنا مشفقین : مردان خدا در مورد خانواده دغدغه دارند و بی تفاوت نیستند

امام علی (ع) : علموا انفسکم و اهلیکم الخیر و ادبوهم : به خود و خانواده تان خیر بیاموزید و آنان را ادب کنید

پیامبر اکرم (ص) : کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته

 پیامبر اکرم (ص) : مروا صیامکم بالصلوه اذا بلغوا سبع سنین و اضربوا هم علی ترکها اذا بلغوا تسعا و فرقوا بینهم فی المضاجع اذا بلغوا عشیرا : همین که فرزندان تان به هفت سالگی رسیدند آنان را به نماز فرمان دهید همین که به نه سالگی رسیدند سختگیری کنید و در ده سالگی بستر آن ها را جدا کنید .

نماز در اصطلاح لغوی یک معنای وسیع تری دارد و به معنای دعا و نیایش و در خواست و مطلق خواستن است . دایی خاص که شارع مقدس آن را وضع کرد.

اهمیت نماز نسبت به سایر واجبات :

درباره خمس 1 آیه – درباره روزه 13 آیه –درباره حج 18 آیه –درباره زکات 23 آیه – درباره نماز 122 آیه نازل شده است.

اهمیت نماز در کلام معصومین (ع)  

اولین پرسش: پیامبر اکرم (ص) می فرماید: نماز نخستین عملی است که مورد رسیدگی قرار می گیرد، اگر صحیح بود سایر اعمال مورد توجه قرار می گیرد.

امام صادق(ع) : هیچ عملی معادل نماز نیست زیرا  نماز جامع ترین ، معتبرترین و بالاترین عبادت و خدمت است.

نماز = ریشه دین است .

پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: دین اسلام مثل درختی است که ایمان تنه آن و نماز ریشه های آن است.

چگونه فرزندانمان را به نماز تشویق کنیم ؟ 

همانطور که نماز اهمیت دارد ، به روشی که برای این کار انتخاب می کنیم توجه داشته باشیم ، آیه " لا اکراه فی الدین " به معنای این است ، دین و ایمان و علاقه به عبادت و نماز با اکراه و اجبار ایجاد نمی شود بلکه بذر این امر مهم فقط با عشق و محبت و علاقه رشد می کند.

عشق و علاقه از 2 راه ایجاد می شود :

1-بالارفتن شناخت و سطح آگاهی فرد که مرهون زحمات پدر و مادر است.

2-جلوگیری از نفوذ و تاثیر لذتهای کاذبی که براثر بی دینی گریبان گیر انسان می شود.

پس اول از راه آگاهی ، اگر در خود این توانایی را نمی بیند تا آن زمان با تشویق این لذت را بطور سطحی در او ایجاد کنید تا بعدا به تدریج عمیق شود.

در مرحله بعد باید مواظب باشید که نوجوان شما جذب لذتهای معنوی شود نه مادی ، با توجه به اینکه فطرت انسان به طرف معنویات است و آرامش واقعی انسان در ارتباط با خداست اما اگر همنشین او افرادی باشند که او را به پول ، خودآرایی ، لهو و لعب سوق دهند تو کمتر موفق می شوی. مهم آن است که ما سعی کنیم با رفق و مدارا و نرم خویی و محبت ، فطرت انسانی را تقویت کنیم چون تاثیری فراوانی از همسالان خود دارند سعی کنید بطور غیر مستقیم میان او و همسالانی که به فریضه نماز اهمیت می دهند انس و الفت و دوستی ایجاد کنید. نکته آخر: می توانید از زبان عمل فرزند خود را تشویق کنید . کودکان و نوجوانان بیش از آنکه تحت تاثیر سخنان والدین قرار گیرند، تحت تاثیر عملکرد آنها می باشند.

پیامبر اکرم می فرمایند: فرزندان خود را به 3 خصلت تربیت کنید :

الف) دوست داشتن پیامبرتان

ب) دوست داشتن اهل بیت

ج) خواندن قرآن

پیامبر خدا می فرمایند: به فرزندان خود احترام بگذارید و آنان را نیکو تربیت کنید تا آمرزیده شوید ، تربیت فرزند بهتر از پیمانه ای از صدقه به فقراست.

در زمینه اعتقادی که بنای همه افعال و کردار و گفتار انسان می باشد باید وقت گذاشت ، قبل از 7 سالگی از طریق داستانها و شرح حالها شروع کرد ، از طریق شواهد و روزی ها خداوند را معرفی کرد و لازم نیست بحث عقوبت و پاداش را داشته باشید چون برای بچه خیلی زود است. البته در رابطه با تزریق محبت خدا ، باید در ذهن کودک مستقر شود که خداوند او را دوست دارد و می خواهد او فردی ارزنده ، خوشبخت و سعادتمند باشد. لااقل از 6 سالگی باید دائما از مهر و عنایت خدا و از لطف وکرامت او سخن گفت نه از خشم و عذاب و ..... دراین راستا فنون و ابزاری که می توان از آنها استفاده کرد عبارت اند از :

1-داستانهای مربوط به پیشوایان دین

2-محافل و مجامع ، کودکان از حدود 3 سالگی آمادگی فراگیری ادعیه ها را دارند ، با رفتن به مسجد و محافل مذهبی خوشحال می شوند. از 8 سالگی دوست دارند عضو محافل مذهبی شوند.

در مسئله روزه از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: کودکان خود را از حدود 6 سالگی برای سحری خوردن بیدار کنید و از 7 سالگی او را ساعاتی به تحمل تشنگی و گرسنگی تشویق کنید ، مثلا امروز تا ظهر  ، فردار تا غروب .

از همان کودکی به فرزندانمان بیاموزیم که در حین دعا برای خود ، برای سعادت دیگران نیز دعا کنید و برای مردم خیرخواهی داشته باشد ، وقتی شما در دعاهایتان خیرخواه دیگران باشید فرزندان می آموزند با باید دیگران را ددوست بدارند.

برای حفظ فرزند خود از خطر این کلمات را بکار نبرید که کاری به کار کسی نداشته باش و ..... نتیجه : رشد بی تفاوتی و عدم توجه به امر به معروف و ....

در مورد تربیت فرزندانمان بعد از نماز ، اهمیت و احترام متقابل بین خود و دیگران و بزرگسالان و محبت کردن به آنها بسیار تاکید شده است.   

خانواده ها فرصتها را باید غنیمت بشمارند و بدانند نوجوان رفتار پدر و مادر را تبعیت می کند چه رفتار سالم و چه ناسالم! 

صفحه 12

 مدارا با مردم همسنگ با تبليغ دين است.
رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله و سلم مي فرمايد: «اُمِرتُ بمُداراةِ الناس کما اُمِرتُ بتبليغِ الرسالة». من امر شدم به مدارا با مردم همان گونه که امر شدم به تبليغ رسالت.

رسول گرامی اسلام صلی الله عليه و آله و سلم مي­فرمايد: «اُمِرتُ بمُداراةِ الناس کما اُمِرتُ بتبليغِ الرسالة». [1] من امر شدم به مدارا با مردم همان گونه که امر شدم به تبليغ رسالت.

در اين روايت مدارای با مردم هم سنگ تبيلغ رسالت دانسته شده و اصلاً ابزار تبليغ رسالت مدارای با مردم است وقتی پيامبر اکرم يک مأموريت اصلی او مدارای با مردم است قطعاً علما که شأن انبياء را دارند بايد به اين جهت توجه کنند؛ مدارا با مردم يک معنای عامی دارد و فقط به برخورد ظاهری آرام نيست اين پايين­ترين مرتبه است؛ مدارا با مردم قبل از هر چيز احتياج به يک ذهن و روح مهربان نسبت به مردم دارد. نسبت به مردم با خوش بينی برخورد کردن اگر ما در ذهن و روح و روانمان به مردم به عنوان کسانی که همه از جاده هدايت خارج هستند و جای آنها در جهنم است، نگاه کنيم و خودمان را در يک شأن و جايگاه بالاتر بدانيم، نگاه همراه با استکبار و بزرگی خواهی و بزرگی طلبی خواهد بود و نتايج آن معلوم است اما اگر مانند پيامبر قلب مهربان نسبت به مردم داشته باشيم که از انحراف و خطای يک شخص هم مي­خواهد قالب تهی کند که در قرآن خداوند متعال به پيامبر (ص) مي­فرمايد: نزديک است که قالب تهی کني؛ بايد اينقدر دل سوز بود همانند پدری نسبت به فرزندانش که از بيماری و رنج روحی آنها ناراحت مي­شود. نسبت انبياء به ويژه پيامبر(ص) در اين جهت با مردم اين چنين بود. اينکه مي­فرمايد: أنا و عليٌّ ابوا هذه الامة يعنی امت همچون فرزندان ما هستند يعنی همانطوری که پدر نسبت به حال فرزند اين گونه دل سوز و نگران است ما هم نسبت به حال امت اين چنين هستيم.

ما روحانيون شأن و جايگاهمان شأن و جايگاه هدايت است کسی که تبليغ دين مي­کند در کنار تبليغ دين مدارای با مردم مهمترين رکن است و برای اينکه در اين جهت موفق شود نگاه و تصوير درست و مهربانی بايد از مردم داشته باشيم اينکه انسان نگاه و ديدش به مردم يک نگاه طلب کارانه باشد چه نتيجه­ای دارد و رفتار ما را چگونه تنظيم مي­کند يا نگاه واقعاً مهربانانه يا نگاهی که برخاسته از يک دل مهربان و دلسوز آن وقت انسان چگونه رفتار مي­کند لذا بايد توجه کرد که همان گونه که تبليغ دين مي­کنيم همان گونه هم با مردم مدارا کنيم.

«والحمد لله رب العالمين»  [1] . تحف العقول، ص48.(بیانات حجه الاسلام و المسلمین حاج آقا مجتبی نورمفیدی )

صفحه 13

سخنرانی خانم میرکریمی در جمع طلاب فارغ التحصیل
کلامم را آغاز می کنم با روایتی از نبی مکرم اسلام (ص) که می فرمایند: " مَن یُرِد الله به خیرا یفقهه فی الدین " هر کسی که خداوند خواهان خیرش باشد او را دین شناسش می کند . خیلی مهم است که خداوند خیر بشر را بخواهد، یعنی همین مسیری که شما حرکت کردید. لذا نکته بسیار مهم و حائز اهمیت این است که انسان مسیر تحصیلاتش را حالا در قسمت کارشناسی ، کارشناسی ارشد فقط برای دین شناسی شروع کند ( علم را برای خود علم ، برای فهم و درک دین نه خدایی نخواسته برای مدرک و به این معنا که بخواهد استخدام شود و مقامی پیدا کند ) جمله ایست از مقام معظم رهبری ( مدظله العالی ) که می فرمایند: " اگر طلبه و روحانی ما برای استخدام درس بخواند به درد عالم روحانیت نمی خورد" این آدم همان بهتر در محیط علمی دیگر باشد . طلبه باید درس بخواند تا فقیه یا واعظ ، محقق ، مدرس یا ملای فلان محل و فلان شهر و در اختیار مردم باشد. فلسفه وجودی روحانیت این است که برای تبلیغ دین اسلام به محله ای برود و مردم را انذار دهد ،کسی که برای استخدام و مدرک درس می خواند از نگاه مقام معظم رهبری اصلا به درد عالم روحانیت نمی خورد. لذا می فرمایند. یعنی در حقیقت همان حرکت مسیحیت را مرتکب می شویم. زمانی ما می توانیم بگوییم فقط علم را برای خود علم ، برای فهم دین بخوانیم و این را در واقع درک بکنیم که وقتی در عالم امراض جسمانی ما درنظر می گیریم ، در قسمت امراض جسمانی ما می دانیم که هم نیاز به طب داریم و هم نیاز به طبیب داریم ، اگر طب باشد و طبیب نباشد کدام مرض معالجه می شود ؟ الان علم طب باشد ولی طبیبی نباشد که طب را در رابطه با امراض بیماران خود بکار ببرد لذا طب فایده ای ندارد . کاری که شما می کنید همین گونه است. اگر دین باشد و شما نباشید می شود دین بدون دین شناس. همان طوری که طب بدون طبیب جواب نمی دهد دین هم بدون دین شناس معنا نمی دهد. من می خواهم مسئولیتتان را بگویم. این گونه نباشد که ما بخواهیم هر ماه یک بار دور هم جمع شویم یک چیزی بشنویم ، ماه بعد بپرسیم چند تا تبلیغ رفتید بگویید هیچ! یعنی ما از بحث هایی که داریم فایده نبریم ، یعنی احساس مسئولیت ایجاد نشود. دو آیه فلسفه تشکیل حوزه های علمیه را برای ما روشن می کند : آیه 104 آل عمران و 122 سوره توبه. آیه 104 آل عمران می فرماید: " وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (و بايد از ميان شما گروهى [مردم را] به نيكى دعوت كنند و به كار شايسته وادارند و از زشتى بازدارند و آنان همان رستگارانند.) یک وظیفه ای برای ما مشخص می کند که وظیفه داریم مردم را دعوت به خیر کنیم امر به معروف و نهی از منکر کنیم. این مسئولیت را بیشتر از هر کسی حوزه های علمیه دارد. اصلا یکی از فلسفه های تشکیل حوزه های علمیه همان است ، یا آیه 122 توبه که می فرمایند: وَ ما کانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا کَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ ( و نتوانند مؤمنان که همگی به سفر روند چرا از هر گروهی دسته ای به سفرنروند تا دانش دين خويش را بياموزند و چون بازگشتند مردم خود را انذار دهند ، باشد که حذر کنند ) یعنی شما اگر درس طلبگی خواندید ، با صرف خواندن مسئولیت شما تمام نمی شود تازه مسئولیت شما آغاز می شود ، هدف انذار مردم است ، درس خواندن وسیله هست ، هدف هدایت جامعه هست ، آن وقت ما وسیله را بچسبیم و هدف را رها کنیم. شما چرا این همه دنبال این وسیله رفتید ، وقتی این وسیله شما را به هدف نرساند ، این کار می شود کار ابتر ! به همین علت است که مقام معظم رهبری می فرمایند که اگر شما درس را برای استخدام بخوانید به درد عالم روحانیت نمی خورید ، چون هدف از تشکیل حوزه های علمیه انذار است ، یعنی بیت المال دارد مصرف می شود برای این هدف ، آن وقت شما برای چه دارید درس می خوانید ؟ مدرک و استخدام ! یعنی وسیله و هدف با هم سازگاری ندارد. پس نیاز ما به روحانیت مثل نیاز به دین است ، یعنی اینها لازم و ملزوم هستند. جامعه نیاز به دین دارد ، نیاز به دین شناس هم دارد. وجود شما یک وجود ضروری است. یک وجود بسیار لازم و ضروری برای جامعه هست لذا ما وظیفه داریم دین را بشناسیم ، چون می دانیم که در معارف دینی ما ، چه در بحث اعتقادات و احکام ، همه ضروری و بدیهی نیستند ، نیاز به تحقیق ، توضیح و بحث و بررسی دارند و ما اگر نخواهیم دین شناس شویم کم کم دین به فراموشی سپرده می شود وکار آیی خود را از دست خواهد داد. لذا فلسفه وجود روحانیت همان فلسفه وجود دین است ، اینها از هم جدا نیستند ، دین بدون روحانی معنا پیدا نمی کند ، پس ما اگر قرآن داشته باشیم ، سنت داشته باشیم ولی من و شما وظیفه مان را انجام ندهیم ، نتیجه اش این می شود که کم کم دین به فراموشی سپرده می شود ، فردای قیامت ما مسئول هستیم که در واقع کاری کردیم که دین به فراموشی سپرده شود ، به همین علت هست که رسول اکرم ( ص) می فرمایند که : "مَنْ جاءَ الْمَوْتَ وَ هُوَ یَطْلبُ الْعِلْمَ لِیُحْیی بِهِ الْاِسْلامَ کان َبْینَهُ وَ بَیْنَ الانبیاء دَرَجَةٌ واحَدِةٌ فِی الْجَّنة. اگرکسی مرگش فرا رسد، در حالی که در جستجوی دانش است ( چرا؟) تا به اسلام حیات ببخشد، بین او و بین پیامبران در بهشت تنها یک درجه است. چنین آدمی ولو اینکه به هدف نهایی هم نرسد فاصله او با پیامبران در بهشت فقط یک درجه است. برای اینکه اسلام را زنده کنید از در خانه بیرون می آیید ، درجه شما در بهشت با پیامبران فقط یک درجه است. فقط دنبال ذکر نباشید ، فقط دنبال نماز مستحبی و روزه نباشید ، مسئولیت مهم تر من و شما ، زنده کردن اسلام است . اگر من امروز می خواهم تبلیغ بروم و روزه هم می خواهم بگیرم لذا ضعفی بر من قالب شود ( اگر واجب نباشد ) وجوب ، تبلیغ است ، روزه مستحب است . یا در روایت دیگری داریم که نبی مکرم اسلام می فرمایند : " فقيه واحد اشدّ علي ابليس من الف عابد "وجود یک دین شناس در نظر شیطان سخت تر از هزار عبادت عابد است. هزار عابد را بگذار یک دین شناس را بگیر ، پیامبر می فرماید : این دین شناس وجودش نزد شیطان از هزار عابد سخت تر است و او را اذیت می کند. امام خمینی (ره) می فرمایند: " اسلام تا آخر احتیاج به این علماء دارد ، این علماء اگر نباشند اسلام از بین می رود " اگر ما رفتیم مدرک گرفتیم و دنبال شغلی رفتیم بعد بگوییم ما دیگر وقت نمی کنیم ، بدانیم اگر ما مسئولیتمان را انجام ندهیم چه در کلام حضرت امام خمینی (ره) و رهبری چیزی از اسلام باقی نخواهد ماند" خدا نکند آن روز فردای قیامت در صحرای محشر به ما بگویند ، تو باعث از بین رفتن اسلام شدی چون به مسئولیتت عمل نکردی ، لذا امام خمینی (ره) می فرمایند: " روحانیون با اسلام در هم مدغم هستند ، اگر گفته اند اسلام منهای روحانیت، بدانید اینها با اسلام موافق نیستند اینها برای گول زدن می گویند. اسلامی که گوینده اسلامی ندارد این اسلام دیگر نیست. حالا حساسیت کار خودتان را پیدا کنید. اگر بروید در خانه بشینید و فقط این یــک ماه یک بار جلسه دورهم بشینید مشکل اسلام حل نخواهد شد بلکه باید آماده شویم برای این کار ، لذا خدمتی که یک طلبه با تبلیغش به جامعه عرضه می کند یعنی مهمترین و حیاتی ترین نیاز انسان را که همان آشنا کردن با خداست را فراهم کرده است ، هر کسی می تواند جسم و زندگی آدم ها را زنده کند. ولی فقط طلبه هست که می تواند دست انسان را در دست خدا بگذارد و رابطه بین او و خدا را بتواند ایجاد کند. آدم هایی که با خدا قهر کردند دومرتبه بین این انسان و خدا بتواند آشتی ایجاد کند و هیچ کاری بالاتر از این نیست. لذا این نعمتی که خدا به ما داده این شکر نعمت دارد. پیامبر اکرم (ص) به حضرت علی فرمودند که : " لَأن یَهدِی الله بِكَ رَجُلاً واحِدًا خَیرٌ لَكَ مِمَّا طَلَعَت عَلَیهِ الشَّمس»،اگر به دست تو یك نفر هدایت شود بهتر است از آنچه كه خورشید بر آن می‏تابد . شما بتوانید یک دختر جوان را از انحراف دور کنید. یک زندگی را بهم پیوند دهید. یک رابطه با خدا بتوانید ایجاد کنید. فقط یک دانه ! اینها کلام ما نیست ، کلام معصوم است. کلام من و امثال من در واقع اغراق می تواند باشد اما در واقع این کلام پیغمبر(ص) است ،کلام مسلم که هیچ گونه اغراقی در آن وجود ندارد. در تمام تبلیغ هایی که می روید در دوره های خانوادگی مثلا ، در دوره خانوادگی یک وقت وجود ما وجود راکدی می شود ، می رویم می نشینیم و دست روی دست می گذاریم باید وجود ما در این دوره ها یک تاثیری داشته باشد. بالاخره باید ما آغاز کنیم و مسئولیت اول ما نسبت به خانواده های ماست. رسول خدا (ص) می فرمایند: " کسی که دانشی را برای خدا طلب کند و بیاموزد و دین شناس شود مثل کسی است که روز خود را به روزه و شب خود را به عبادت مشغول است و اگر کسی فصلی از علم را بیاموزد بهتر است از اینکه به اندازه کوه ابوقبیس طلا داشته باشد و بخواهد آن را در راه خدا انفاق کند. شما تمام طلاهای جهان را داشته باش برو انفاق بکن منتهی ثواب هدایت یک انسان ( باز کردن باب معرفتی برای دیگران ) به دست شما ارزشش بیشتر است. مردم عوام چون علم ندارند و دین شناس نیستند می روند صدقه می دهند تا خود را به خدا نزدیک کنند ، ولی شما صدقه بالاتری می تواند بدهید. یا در روایت دیگری رسول مکرم اسلام می فرمایند: " أفضل الصدقة أن يتعلم المسلم علما ثم يعلمه أخاه المسلم . برترین صدقه ای که انسان می دهد اینکه برود یک مطلبی را یاد بگیرد و آن را به دیگران یاد دهد. در روایت دیگری رسول مکرم اسلام (ص) می فرمایند که : " رحم الله خلفائی " از حضرت سوال شد ؟ اینها چه کسانی هستند ؟ حضرت فرمودند: اینها کسانی هستند که بعد از ما می آیند سخنان مرا نقل می کننند و به مردم می گویند. سخن دیگری از حضرت رسول (ص) وارد است که می فرمایند : اگر کسی از امت من چهل حدیث را یاد بگیرد بعد به امت من منتقل کند خدا او را در قیامت دین شناس و فقیه محشور می کند. باز روایتی دیگر از رسول اکرم (ص) وارد است که می فرمایند : هیچ کاری از این بالاتر نیست که کسی به برادرش هدیه ای از سخنان حکیمانه بدهد.تمام سعی ما باید این باشد که برای بقای دین ، احیای مذهب تشیع ، باید خوب مطالعه کنیم ، خوب تحقیق کنیم و بعد از اینکه خوب خواندیم و خوب تحقیق کردیم باید به جامعه ابلاغ کنیم. الان جهان ، جهان تخصص است. هر کدام در یک زمینه تخصص پیدا کنید. ما باید مذهب تشیع را احیاء کنیم . با فحش و ناسزا و توهین کار حل نمی شود. در واقع با آن تحقیقاتی که انسان می کند می تواند جوابگوی شبهات باشد و حقانیت دین را به اثبات رساند. مبلغ باید در حوزه روانشناسی وارد بود. روانشناسی کودک ، جوان ، نوجوان ، کهن سال و ....وقتی کسی مریض می شود امروزه کم پیدا می شوند به دکتر عمومی مراجعه کنند .ما هم باید در زمینه رشته خود تخصص و فوق تخصص پیدا کنیم. در هر جهت طلبگی و سربازی امام زمان افتخاری برای ماست. باید بدانیم هم مسئولیت ما زیاد است و هم محدودیت ما! اگر آمدیم افتخار سربازی امام زمان (عج) را پیدا کردیم مسئولیت ما دیگر خیلی فرق می کند. من در محیط کار و جامعه هرگونه و با هر پوششی نمی توانم باشم. حضرت امام خمینی (ره) می فرمایند: مسئولیت شما خیلی سنگین است. چه بسا اموری که برای مردم مباح است برای شما جایز نیست ، مردم ارتکاب بسیاری از امور مباحه را از شما انتظار ندارند چه برسد به اعمال ناپسند. یک جمله ای مقام معظم رهبری دارند : ما اگر ضعیف عمل کنیم ، اگر بد عمل کنیم ، نتوانیم اخلاق اسلامی را در جامعه رایج کنیم ، قضاوت جامعه این خواهد شد که اسلام نمی تواند.ایشان داستانی از مولوی نقل می کنند که داستانی سمبلیک و رمزی است و من هر وقت این داستان به یادم می آید از این داستان به خودم می لرزم .مولوی نقل می کنند در شهری که هم مسلمان و هم مسیحی بودند یک موذن بد صدایی در محله مسلمانان اذان می گوید و اذان را هم بد می گوید ، یک روز یک مرد مسیحی می آید از محله دیگر می گوید من دنبال این موذن می گردم ، به او می گویند چرا دنبال این موذن می گردی می گوید : من می خواهم از این موذن تشکر کنم چون یک مشکل بزرگ ما را او حل کرده است ، بالاخره می رود پیش موذن و از او تشکر می کند ، می گوید تو یک حقی به گردنم داری که این حق را هیچ کس به گردنم ندارد ، می گوید مگر من چه کردم؟ می گوید من یک دختری داشتم محبت اسلام در دلش بود ، در مراسم کلیسا شرکت نمی کرد ، به اعتقادات ما احترام نمی گذاشت دو سه روز پیش تو یک اذانی گفتی یک مرتبه گفت این صدای کریه از کجا می آید گفتیم این اذان مسلمانهاست. همین شد که محبت اسلام از دلش رفت بیرون و دوباره به دین ما بازگشت. مقام معظم رهبری از این داستان این نتیجه را می گیرند که می فرمایند : بارها من به خودم و دوستانم گفتم ما آن موذن بد صدا نباشیم که عشق به اسلام را در دلها فرو بنشانیم. او با صدایش مردم را از اسلام بدبین کرد ما با رفتارمان. چقدر جوان هایی که الان از اسلام زده شدند بخاطر رفتاری که از من و امثال من دیدند. لذا رهبری می گوید من گریه کردم بعد شنیدن این داستان. نکند ما از کسانی باشیم که عشق به اسلام را از دلها بگیریم و به استفهام عظیمی که در دنیا برای معرفت اسلام بوجود آمده با منکر و زشتی پاسخ دهیم. می گوید جهان آمده دنبال اسلام ، دلش می خواهد بداند ولی ما طوری رفتار کنیم که وقتی او آمد دنبال معرفت اسلام با رفتار زشت من او نسبت به اسلام بدبین شود. قرآن می گوید به بتان فحش ندهید که به خدای شما فحش خواهند داد. گاهی احساس می کنیم داریم به اسلام خدمت می کنیم اما در واقع ضرر به اسلام می رسانیم. آیت الله بروجردی به مبلغین می فرمودند: عوام مردم دلیل و برهان بر عقاید خودشان ندارند ، اگر بگویید چرا خدا هست نمی دانند! اینها هیچ چیزی برای اعتقاداتشان ندارند جز اعمال ما .اگر ما خوب باشیم آنها به اعتقادات ما علاقمند و نسبت به عقاید خود محکم می شوند وگرنه از دین طرد و بی علاقه می شوند. با دلیل و برهان شما نمی توانید انسانها را به سمت دین بیاوردید. 90 درصد جامعه افرادی هستند که برای یادگیری خودشان به رفتار و عملکرد من و شما بر اسلام باقی می مانند یا دور می شوند. جمله ای داریم از امام رضا( ع) که می فرمایند : از لذت های دنیا بهره ببرید البته آنهایی که مشروع و حلال است ولی در ضمنی که دارید از حلال بهره می برید به مروت و شرافت شما لطمه وارد نشود. می گوید از حلال خدا می توانید استفاده کنید ولی نباید بگذارید به مروتت لطمه وارد شود. مروت یعنی انسان در یک جایگاهی قرار بگیرد کاری خلاف آن جایگاه انجام دهد مثلا روحانی لباسی بپوشد که در شان او نباشد ، رفتاری کند که در شان او نباشد. گاهی کاری انجام می دهیم که مردم می گویند وا چه کاری انجام داد این می شود خلاف مروت ! این نظر شخصی خودم نیست این کلام امام رضاست ، در فقه اصغر من و شما بسیاری از علماء مروت را در امام جماعت شرط می دانند. امام رضا (ع) می فرمایند حلال خدا را هم تا جایی می توانی انجام دهی که به مروت شما لطمه وارد نکند. نمی گویند گناه کبیره و صغیره انجام نده بلکه خلاف مروت هم انجام نده. نکته بعدی که می خواستم خدمتتون عرض کنم اینکه یک مبلغ دینی و یک طلبه باید بفهمد که در واقع متعلق به عظیم ترین شخصیت عالم است ، امام زمان (عج) به پیغمبر (ص) است ، به قول معروف کارفرمای شما ، امام زمان و پیغمبر است ، خیلی وقت ها می رویم در جامعه ما را محل نمی دهند ، اهمیت نمی دهند، احترام نمی کنند ، به قول معروف ناراحت می شویم ، دلگیر می شویم و می گوییم مردم قدر ما را نمی دادند ، عزیزان من ! قدر من و شما را باید در جایی که کار می کنیم مردم هرچه قدر از شما تعریف بکنند باید رئیست از تو تعریف کند ، اگر همه به به و چه چه کنند ولی رئیست از تو راضی نباشد کارت ارزش ندارد و حکم اخراجی تو را می دهد. کارفرمای من و شما امام زمان است ، مهم این است که او از من و شما راضی باشد ، او مزد ما را بدهد. ما مزد خودمان را از مردم نمی خواهیم بدهیم.

صفحه 14

  سخنرانی خانم علاء الدین در جمع طلاب فارغ التحصیل
مقدس ترین کانون ، کانون خانواده است. شاید کوچک ترین جامعه ولی با ارزش ترین و مهمترین جامعه چرا ؟ چون تربیت نسل همان موجودی که خداوند به عنوان خلیفه الله خلق کرد در خانواده است . در بیام مفسرین قرآن کلمه بیت و مشتقات بیت شاید حدود 71 بار در قرآن تکرار شده است. این واژه حدود 12 بار با پسوند بیت الله است. 2 بار باپسوند بیت العمور و 2 بار بیت العتیق و بقیه اش بحث ماست که آن خانه و خانواده است. محل زندگی زوج و زن و مرد ! جالب است وقتی با آیات نگاه می کنیم آیه 80 / نحل خود کلام خداست و مقدمه ایست برای اهمیت موضوع که می خواهم حرف خودم را بزنم ، قال الله کتاب فی کتابه : وَاللّهُ جَعَلَ لَكُم مِّن بُيُوتِكُمْ سَكَنًا وَجَعَلَ لَكُم مِّن جُلُودِ الأَنْعَامِ بُيُوتًا تَسْتَخِفُّونَهَا يَوْمَ ظَعْنِكُمْ وَيَوْمَ إِقَامَتِكُمْ وَمِنْ أَصْوَافِهَا وَأَوْبَارِهَا وَأَشْعَارِهَا أَثَاثًا وَمَتَاعًا إِلَى حِينٍ"و خدا برای سکونت (دائم) شما منزلهایتان را مقرر داشت و (برای سکونت موقت سفر) .............." سکن یعنی آرام شدن و زندگی کردن ، می گوید : خانه محلی برای آرام شدن است. انسان هم نیاز جسمی دارد و هم نیاز روحی دارد و تامین این نیاز در خانه هست ، یعنی باید خانه نیازهای جسمی من و نیازهای روحی مرا تامین کند. یعنی ابراز احساسات در اوج خود. آیه بعدی می گوید : خانه محلی برای ارتباطات قدسی است. استنادش به آیه 61 سوره نور می باشد. فَإِذا دَخَلْتُمْ بُیُوتاً فَسَلِّمُوا عَلى‏ أَنْفُسِکُمْ تَحِیَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبارَکَةً طَیِّبَةً کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الْآیاتِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ پس چون داخل بیوت شدید سلام کنید به نفوس خود این تحیت است از نزد خدا و مبارک است و پاکیزه. ( سلام یعنی در امنیتی ، آغوش باز است برای سلامتی ) سلام کلامی است از سوی خداوند ، نویدی است برای آرامش ، می گوید: حقیقت سلام در شریعت ما یعنی گسترش امنیت ، یعنی سلامتی و آرامش در بین خودمان ، سوره احزاب آیه 34 یک ویژگی دیگر را برای خانواده بیان می کند که : خانه محلی است برای تلاوت آیات الهی ، آیات نه صرف آیات قرآن ،یعنی نشانه های خداوند ، علامه پیرامون تفسیر این آیه می فرماید : خانه ای که آیات الهی ذکر شود ، در این خانه نور الهی حاکم می شود ، پلیدی ها فاصله می گیرد ، این خانه رفعت پیدا می کند ، چیزی که الان جامعه ما گرفتارش است فضای خانه گرم است ولی فضای روحی سرد ، اگر ذکر خداوند در این خانه ها بیان شود ، چهار دیواری های سرد و بی روح در این فضا وجود ندارد ، چون مکان ، مکان امنی است ، چون نگاه ، نگاه به آیات است با این نگاه منیت ها کنار می رود. آنچه منیت می آورد آدمیت من است ، اگر آدمیت من زیاد شد نباید ملاک من شود مدرک من! آیه صریحا می گوید " زن لباس مرد و مرد لباس زن است ، آمدند که همدیگر را بپوشانند ، پس عیب ها را هویدا نکنیم ، اگر روزنه ای وا شد از همان روزنه امکان دارد خیلی قضایا بوجود بیاید ، اگر این حریم را حریم شخصی بدانیم دیگران را وارد نمی کنیم ، استناد کردند به دو آیه که صریحا بیان می کند : هدف ازدواج تشکیل خانه و خانواده برای آرامش است ، یکی آیه 21 سوره روم ، یکی آیه 189 سوره اعراف ، جالب است اگر قرآن داشته باشند نگاه کنند آیه 21 سوره روم می گوید 11 آیه اینگونه شروع می شود که " و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا ...." جالب است می گوید از آیاتش این است و بعد لام تعلیلیه می آورد ،می گوید از جنس خودتان ، هیچ برتر ندارد ، قرار نیست برتری داشته باشد ، قرار است مکمل هم باشید و همدیگر را کامل کنید ، برای اینکه آرامش پیدا کنید این آیه را زیاد شنیدیم " الا بذکر الله تطمئن القلوب " چرا ازدواج کردیم ولی آرامش نداریم چون ذکر ما ذکر نیست.کلام ما کلام نیست ، نفس ما نفس نیست ، اگر آن نفس ، نفس پاک باشد ، ذکر ، ذکر حقیقی باشد به یقین باید اطمینان حاصل شود. ذکر فقط لقلقه است ، چرا لتسکنوا نیست ؟ روایت از پیامبر (ص) که می فرمایند : خیرکم خیرکم لاهله و ان خیرکم لاهلی " بهترین شما بهترین شما به خانواده اش است و من بهترین شما به خانواده خودم هستم. وظیفه مبلغ این است که روایاتی که در باب اهمیت به خانواده است در جامعه باید مطرح کند ، پیامبر (ص) فرمودند : ارزش زن خوب شوهر داری کردن است ،! مبلغین ما اگر می خواهند کار خدایی کنند ، اگر می خواهند نظام ، نظام اسلامی شود ، حکومت ، حکومت ولایتی شود ، باید از همان خانه شروع کنند ، زن ، مرد و فرزند ! چقدر برای فرزندانمان مایه می گذاریم ؟ ما قبل از اینکه بهترین مبلغ شهر باشیم ، بهترین معلم شهر باشیم ، بهترین کارمند شهر باشیم باید بهترین مادر و بهترین همسر باشیم تا بتوانیم رسالت خود را به خوبی به انجام برسانیم.

صفحه 15

 امام جمعه گرگان، شناخت درست از دین را یکی از الزامات تبلیغ شریعت الهی دانست و گفت: برای فهم درست مردم از دین، باید آن را به‏ روز برای مردم تبلیغ کنیم.  

 آیت ‏الله سیدکاظم نورمفیدی در دیدار با روحانیون شرق استان گلستان اظهار داشت: به‏ روز کردن به معنای تغییر دادن دین نیست.

وی افزود: در حدیثی آمده که قرآن مثل خورشید همیشه تازه است، این حدیث، قرآن را مانند خورشید تشبیه کرد که همیشه تازگی دارد؛ لذا ما باید دین را به گونه‏ای تبلیغ کنیم که برای مردم همیشه تازه و جذاب باشد.  

نماینده ولی‏ فقیه در استان گلستان خاطرنشان کرد: به‏ روز تبلیغ کردن دین یعنی اینکه شرایط و مقتضیات زمان را به خوبی درک کرده و با توجه به آنها، نسبت به تبلیغ دین اهتمام ورزیم.

آیت‏ الله نورمفیدی یکی از مشکلات امروزی جامعه که موجب از‏هم‏ پاشیدگی خانواده‏ ها شده، شبکه‏ های ماهواره ‏ای عنوان کرد و اظهار داشت: این شبکه ‏ها، بنیان خانواده را هدف قرار داده‏ اند و تلاش دارند تا رابطه زن و شوهر و اعضای خانواده را خراب کنند.

به گفته وی، روحانیون و علمای دین باید به چنین مسائلی توجه ویژه داشته باشند.  

نماینده مردم استان گلستان در مجلس خبرگان رهبری، یکی دیگر از الزامات تبلیغ دین را خلوص نیت برشمرد و گفت: بدون خلوص نیت نمی ‏توان دین را به مردم، معرفی و حتی از آن دفاع کرد.   

آیت ‏الله نورمفیدی با بیان اینکه مروجین دین، در حقیقت، انبیاء و اولیاء الهی و ائمه معصومین (س) بودند، خاطرنشان کرد: تقدیر الهی بر این قرار گرفت که ما نیز راه آنها را ادامه دهیم.

وی تاکید کرد: تبلیغ دین کار سختی است و باید از ذات اقدس الهی بخواهیم که شرایط و الزامات آن را نیز برای ما فراهم کند تا در قیامت، شرمنده نشویم.  

نماینده ولی‏ فقیه در امور اهل سنت استان‏ های گلستان و گیلان با بیان اینکه عمل صالح به دو بخش عمومی و خاص تقسیم می‏شود، ادامه داد: اعمال عمومی همانند نماز خواندن و روزه گرفتن، بر عهده همه مسلمانان است.

آیت‏ الله نورمفیدی افزود: اعمال صالح خاص، ویژه هر قشر و صنفی است که فقط آنها توانایی انجام آن را دارند و دیگران از اجرای آن ناتوانند.

وی تصریح کرد: تبلیغ دین نیز عمل صالح مخصوص روحانیون و علمای دین است و دیگران توانایی انجام آن را ندارند.

صفحه 16

درايت غدير، مهمتر از روايت غدير
عيد سعيد غدير خم، اکمال رسالت از جانب نبي مکرم اسلام و اعلام رسمي و علني ولايت و رهبري اميرمؤمنان علي عليه السلام بر جامعه اسلامي، بهانه‌اي‌ست تا بار ديگر، آنچه پيامبر در طول حيات خود بارها بر آن تأکيد داشتند را مرور کنيم.

حجت‌الاسلام والمسلمين «سيد مجتبي نورمفيدي»، مدرس دروس خارج فقه و اصول حوزه علميه قم، عضو هيئت امنا و هيئت مديره مرکز فقهي ائمه اطهار، مؤلف و پژوهشگر‌ ديني، در اين زمينه مي‌گويد: «به تعبير امام راحل(س)، نصب علي(ع) از مقامات معنوي آن حضرت نيست؛ بلکه مقامات معنوي او باعث شد به خلافت نصب شود».

وی تأکيد دارد که «اساساً شخصيت اميرالمؤمنين به غدير هويت داد به گونه‌ای که تبديل به نقطه عطفی در تاريخ اسلام شد نه آنکه او به واسطه غدير ارزش پيدا کند. البته خود نصب اميرالمؤمنين آن هم از ناحيه خداوند تبارک و تعالی و رسول گرامي‌ اسلام(ص) يک فضيلت و امتياز است ولی در رتبه قبل، آن شايستگي‌ها سبب شد اين امتياز به او داده شود و به اين مقام منصوب شود.»

حجت‌الاسلام والمسلمين نورمفيدی همچنين اظهار مي‌دارد که «اگر سراسر دوران رسالت پيامبر از بعثت تا رحلت را مورد بررسی قرار دهيم به اين مسئله پی مي‌بريم که در طول اين دوران، مسئله خلافت و جانشينی علي(ع) بارها مطرح شده است. اگر ادعا کنيم خط جانشينی علي(ع) به عنوان يک استراتژی از ناحيه پيامبر خاتم در تمام اين مدت تعقيب شده، ادعای گزافی نکرده‌ايم.»

متن کامل اين گفت‌وگو به شرح زير است:

حقيقت و محتوای غدير چيست؟

ضمن عرض تبريک به شما و مخاطبان محترم، به نظر من برای درک حقيقت و محتوای غدير ضروری است نکاتی مورد توجه و دقت قرار گيرد. من سعی مي‌کنم در اين مجال مختصر با تکيه بر اين نکات، گوشه‌هايی از اين حقيقت بزرگ را تا حدودی تبيين کنم.

نکته اول آنکه در معارف اهل بيت، مسئله امامت و ولايت از مهمترين ارکان دين است و همان طور که ارسال رسل و انزال کتب بر اساس ادله متقن و محکم لازم است، مسئله ولايت و امامت هم، طبق همين ادله ضروری و لازم است و بر طبق بعضی روايات، ولايت و امامت برترين نعمت‌های معنوی و الهی است. در جای خود هم ثابت شده که تعيين امام و رهبر هم پس از پيامبر لازم و واجب است. البته ولايت يک معنای بسيار وسيع و گسترده‌ای دارد که حکومت يک شعبه‌ای از آن است؛ لذا اگر ائمه هدی حکومت ظاهری هم نداشته باشند، خدشه‌ای به ولايت آنان وارد نمي‌شود. به هر حال ائمه معصومين عليهم السلام، همواره بر محوريت اصل امامت و ولايت تأکيد کرده‌اند و من مي‌توانم ادعا کنم اصل امامت از مترقي‌ترين اصول دين و مذهب است. در حديث معروف «بنی الاسلام علی خمس» زراره نقل مي‌کند که پس از آنکه امام باقر(ع) ارکان پنج‌گانه اسلام را بيان کردند از ايشان سؤال کردم کدام يک از اين ارکان برتر است؟ امام فرمود: ولايت برترين پايه است، چون کليد بقيه ارکان است و امام راهنما و دليل بر آن مي‌باشد. «الولاية افضل لانها مفتاحهنّ و الوالی هو الدليل عليهن» امام سپس در ادامه اين حديث مي‌فرمايد: «ذرورة الامر و سنامه و مفتاحه و باب الاشياء و رضی الرحمن الطاعة للامام بعد معرفته». بديهی است مسئله‌ای با اين اهميت که بلندای امر دين و قله آن و کليد و باب همه اشيا و مهمتر از همه، رضايت پروردگار در آن است، يعنی معرفت امام و اطاعت از او، بايد مورد تأکيد قرار گيرد. من فقط در حد اشاره مي‌خواهم اذهان را به اين نکته معطوف کنم که امامت تداوم خط رسالت و حافظ آن الی يوم القيامة است و همان طور که اشاره شد، کليد و راهنمای دين و برترين پايه آن است.

نکته دوم آنکه، با توجه به اهميت امانت امامت و نقش محوری ولايت در پيشبرد اهداف رسالت و رساندن انسان‌ها به سعادت واقعی و کمال حقيقي، قهراً هر کسی نمي‌تواند بار اين امانت را به دوش بکشد. علي(ع) شخصيتي‌ است که فهم بشر از درک ابعاد وجودی او عاجز است. فضايل انسانی در وجود او به اوج کمال رسيده و در هر زمينه‌ای برترين است. در علم، در شجاعت، در اخلاص، در بندگی خدا، در تدبير و مديريت، در انقطاع از دنيا، در زهد، در عشق و دلسوزی نسبت به مردم به ويژه مستضعفان و نيازمندان و محرومان و ...؛ با اين اوصاف تنها کسی که مي‌تواند مسئوليت محوری امامت و خلافت را برعهده بگيرد اوست و همين جهت باعث شد که در روز غدير به خلافت نصب شود.

به تعبير امام راحل(س)، نصب علي(ع) از مقامات معنوی آن حضرت نيست؛ بلکه مقامات معنوی او باعث شد به خلافت نصب شود. پس اساساً شخصيت اميرالمؤمنين به غدير هويت داد به گونه‌ای که تبديل به نقطه عطفی در تاريخ اسلام شد نه آنکه او به واسطه غدير ارزش پيدا کند. البته خود نصب اميرالمؤمنين آن هم از ناحيه خداوند تبارک و تعالی و رسول گرامي‌ اسلام(ص) يک فضيلت و امتياز است ولی در رتبه قبل، آن شايستگي‌ها سبب شد اين امتياز به او داده شود و به اين مقام منصوب شود و در واقع هم اين امتياز برای امت پيامبر بود که چنين شخصيتی به عنوان حاکم امت تعيين شد. پس ارزش و اعتبار غدير در درجه اول به اعتبار کسی است که در اين روز به عنوان جانشين بلافصل پيامبر معرفی شد. به علاوه اين نصب از ناحيه خدا و رسول(ص) صورت گرفت يعنی هم ناصب و هم منصوب ممتاز بودند. (ن.ک. صحيفه امام،ج20فص112)

نکته سوم آنکه، اگر سراسر دوران رسالت پيامبر از بعثت تا رحلت را مورد بررسی قرار دهيم به اين مسئله پی مي‌بريم که در طول اين دوران، مسئله خلافت و جانشينی علي(ع) بارها مطرح شده است. اگر ادعا کنيم خط جانشينی علي(ع) به عنوان يک استراتژی از ناحيه پيامبر خاتم در تمام اين مدت تعقيب شده، ادعای گزافی نکرده‌ايم. موارد زيادی در اين رابطه قابل ذکر است. مثلاً وقتی آيه «و انذر عشيرتک الاقربين» نازل شد، پيامبر در اجتماع فرزندان عبدالمطلب فرمود: کدام يک از شما مرا ياری مي‌کند تا پس از من برادر و جانشين و وصی من باشد؟ علي(ع) گفت: من با شما بيعت مي‌کنم و ياري‌تان مي‌نمايم. آنگاه پيامبر فرمود: «هذا اخی و وصيی و وزيری و خليفتی من بعدی و وارثي، فاسمعوا له و اطيعوه» مي‌بينيد در همان آغاز رسالت، علي(ع) به عنوان وزير و خليفه معرفی و دستور به اطاعت از او صادر گرديد. در جريان عقد اخوت هم نظير همين تعابير را از پيامبر(ص) در مورد علي(ع) مشاهده مي‌کنيم به اضافه اين جمله که «انت منی بمنزلة ‌هارون من موسی الا انه لا نبی بعدي». بر طبق برخی روايات، لقب "اميرالمؤمنين" را خود پيامبر(ص) به علي(ع) دادند. ايشان در جريان عيادت از علي(ع) به همراه بعضی از اصحاب به آنان فرمود: «سلّموا عليه بإمرة المؤمنين»، ابوبکر و عمر پرسيدند: آيا از جانب خدا و رسولش مأموريت داريم؟ رسول خدا فرمود: بلی و سپس همگی به اين عنوان به او سلام دادند. از اين قبيل موارد زياد است. آياتی از قرآن در شأن اهل بيت و اميرالمؤمنين(ع) نازل شده از جمله آيات ولايت، تطهير و مباهله و همچنين احاديث زيادی از پيامبر(ص) رسيده و خود حضرت علي(ع) در مقابل مدعيان خلافت و در مواجهه با مهاجرين و انصار به اين آيات و روايات استشهاد کرده است. به هر حال، در حادثه غدير هم که فريقين آن را نقل کرده‌اند و متواتر است، همين مسئله اتفاق افتاده، لکن فرق آن با ساير موارد در اين است که تا آن زمان پيامبر(ص) به مناسبت در موارد و مواضع مختلف آن را بيان مي‌کرد که عمدتاً ناظران و شاهدان آن محدود بودند؛ ولی در آن روز اين مطلب با بانگی رسا در عظيم‌ترين اجتماع مسلمين و در ماه‌های آخر عمر پيامبر(ص) بيان شد.

همان‌گونه که اشاره فرموديد، مسئله جانشينی حضرت امير عليه السلام به اشکال مختلف و در مناسبت‌های گوناگون از زبان مبارک حضرت رسول(ص) مطرح شده بود. حال سؤال اين است که چرا اين موضوع در غدير به آن شکل اتفاق مي‌افتد؟

آنچه در آن روز اتفاق افتاد يک اعلام عمومي‌ بود تا ديگر عذری برای کسی باقی نماند، همان طور که حضرت زهرا(س) در پاسخ به بهانه تراشي‌های انصار فرمود: و هل ترک ابی يوم غدير لاحد عذراً؟ آيا پدرم روز غدير برای کسی عذری باقی گذاشت؟ هرچند پيامبر(ص) از هر فرصتی برای بيان اين امر مهم استفاده کرده بودند ولی همان طور که خود پيامبر هم در آن روز فرمود، به پايان عمر خويش نزديک شده بود و بايد اين مسئله را به اين نحو بيان مي‌کرد. به هر حال اقدام رسول گرامي‌ اسلام در روز غدير در واقع اعلان رسمي‌ موضع رسول الله(ص) بود که با اين اقدام در حقيقت همان خواست الهی را محقق کردند.

همگان آگاه‌ هستند که واقعه غدير ويژگي‌ها و تفاوت‌هايی با حوادث ديگر تاريخ اسلام دارد. حتی اين تفاوت را در حالت درونی پيامبر گرامی ‌اسلام نيز مشاهده مي‌کنيم؛ به گونه‌ای که قرآن کريم تلويحا به آن اشاره مي‌کند. به اين معنا که در مورد حادثه غدير بنابر آنچه گزارش شده يک نگرانی و دلواپسی و خوف در قلب مبارک رسول الله(ص) وجود داشته است، با توجه به اينکه چنين ترسی با عصمت رسوالله سازگاری ندارد. علت اين نگرانی چه بود که خداوند ايشان را دلداری داد و فرمود: والله يعصمک من الناس؟

علت اين بود که آن حضرت نگران عکس العمل‌هايی بودند که ممکن بود پس از اين اعلام عمومي‌ صورت بگيرد. او نگران و خوفناک در مورد خودش نبود چه اينکه در تمام مدت تبليغ رسالت علي‌رغم همه فشارها و تنگناها کمترين ترسی به خود راه نداد. نگرانی او اين بود که مردم نفهمند که ولايت علي(ع) در آن روز حکم خدا و نصب الهی است. ترس ايشان اين بود که مردم به خاطر جهل و ناداني، اين امر را نپذيرند؛ مخصوصاً عده‌ای که حضرت نيز آنان را کاملاً مي‌شناخت و به نيات آنان واقف بود ممکن بود فتنه کنند، چون فضايل بي‌شمار حضرت علی (ع) و موقعيت استثنايی او حسادت بسياری را برنگيخته بود و لذا پيامبر(ص) مي‌ترسيد آنان از جهل مردم سوء استفاده کنند. هنوز اطمينان نداشت که آيا مردم به آن حد از آگاهی رسيده‌اند که چنين امر خطيری را درک کنند. اين نگرانی در واقع از جنس نگرانی موسی در مقابل ساحران بود که مبادا مارهای دست‌پرورده آنان مردم را بفريبد و در مسير گمراهی باقی بمانند. در حقيقت حضرت موسی از اين مي‌ترسيد که مردم قدرت تشخيص ميان معجزه و سحر را نداشته باشند و در جهل و گمراهی باقی بمانند. همان طور که علي(ع) در نهج البلاغه فرموده: «لم يوجس موسی خيفة علی نفسه بل اشفق من غلبة الجهال و دول الضلال» و الا ترس در وجود آن حضرت راه نداشت. اگر ترس و نگرانی هم بود به خاطر امر دين و جهل و ناآگاهی مردم بود که مبادا مردم درک نکنند که علي(ع) منصوب الهی است نه پيامبر! به تعبير رساتر، هم حضرت موسي(ع) و هم رسول گرامي‌ اسلام (ص)، هر دو از ضعف فرهنگی در مردم مي‌ترسيدند ولاغير. به هر حال علي‌رغم اين نگرانی با وعده الهی که فرمود: «والله يعصمک من الناس» پيامبر به رسالت خدا عمل کرد. تعبير «رسالته» هم مهم است. مي‌خواهد بگويد اگر رسالت نصب جانشين را ناديده بگيري، رسالت الهی را عمل نکردي.

و اما حقيقت غدير چه مي‌شود؟

با ملاحظه نکاتی که عرض کردم، معلوم مي‌شود حقيقت غدير و محتوای آن، حاکميت عصمت و عدالت، حاکميت صالحان، استمرار خط نبوت و تداوم رسالت در گرو امامت است. امامان معصوم هستند که در ادامه راه انبيا مي‌توانند سعادت ابدی انسان را تأمين و غرض آفرينش را تحصيل کنند. بديهی است، هدايت و رهبری جامعه برای رسيدن به قله‌های کمال و شکوفا شدن استعدادهای فطری و بروز فضايل انساني، بايد به دست کسی باشد که خود در اوج کمال است و انسان کامل که در همه جهات برترين است، مي‌تواند عهده‌دار اين مسئوليت شود. به همين جهت تعيين علي(ع) نعمت و کمال دين محسوب شد.

به نظر حضرتعالی رويکرد اصلی غدير چيست؟ آيا رويکرد آن متوجه تشکيل حکومت است؟

با توجه به آنچه گفته شد، به اين سؤال هم اينگونه پاسخ داده مي‌شود که رويکرد اصلی غدير، هدايت و رهبری جامعه توسط انسان کامل است. اگر بپذيريم شريعت برای محبوس شدن در کتاب‌ها نيامده بلکه برای عينيت يافتن در جامعه و حضور در متن زندگی مردم و سعادت حقيقی انساني‌ آمده، پس بدون اجرای آن چنين هدفی تأمين نمي‌شود و محوري‌ترين طريق و ابزار برای تحقق اين مهم، حکومت و بسط يد ولی خداست. در غدير، مسئول اجرايی شدن و تحقق اهداف دين معين شد. حکومت فی نفسه اهميت ندارد و به تعبير خود اميرالمؤمنين خطاب به ابن عباس به اندازه اين کفش بي‌قيمت نزد من ارزش ندارد. آنچه مهم است اهداف متعالی حکومت و به طور خاص اقامه عدل است. غدير فقط يک حادثه تاريخی نبود بلکه فرصتی بود برای بشريت تا حکومتی تشکيل شود که در سايه آن ارزش‌های متعالی انساني، بندگی خدا، کرامت انساني، امنيت، عدالت، رفاه، صلح، برادري، مهرورزی سراسر عالم را در برگيرد. اگر علي(ع) و فرزندانش فرصت پيدا مي‌کردند آن را عملی مي‌کردند. آنان که پس از رحلت پيامبر اين فرصت را از علی و اولاد طاهرينش سلب کردند، نه تنها به عترت پيامبر(ص) بلکه به همه انسان‌ها الی يوم القيامه و حتی به خودشان هم ظلم کردند و زمينه تبديل خلافت به سلطنت را فراهم ساختند.

به نکته بسيار جالبی اشاره فرموديد؛ به اينکه حقيقت غدير تشکيل حکومت عدل است. در اين صورت شاخصه چنين حکومتی از منظر غدير چيست؟

هر چند به نظرم توضيحات پيشين مسير پاسخ به اين سؤال را نيز معلوم کرده؛ اما اجمالا عرض مي‌کنم وقتی انسان کامل، برترين انسان‌ها، عابدترين، شجاع‌ترين، عالم‌ترين، زاهدترين، عادل‌ترين، مهربان‌ترين، عاشق‌ترين نسبت به مردم، دلسوزترين نسبت به ضعفا، ظلم ستيزترين انسان‌ها به عنوان حاکم معرفی مي‌شود، معلوم است که شاخصه حکومت مطلوب چيست و در چه مسيری حرکت خواهد کرد و حاکم چنين حکومتی چه شرايطی بايد داشته باشد. اين چيزی است که غدير را به همه اعصار متعلق مي‌کند. در ادوار و زمان‌های مختلف ممکن است شکل حکومت‌ها تغيير کند ولی وظايف حکومت‌ها، شرايط حاکمان، اصول حکومت‌داری تغيير نمي‌کند. ممکن است يک روز انتخابات وسيله‌ای برای تعيين حاکمان باشد و روز ديگر به طريق ديگری اين کار انجام شود. آنچه مهم است ارزش‌هايي‌ است که حکومت و نظام سياسی برای تحقق آن تشکيل مي‌شود و همچنين روش‌هايی که حکومت برای حاکميت ارزش‌ها به کار مي‌بندد و نيز خصوصيات کسانی که برای رسيدن به اين اهداف تلاش مي‌کنند. قطعاً در نظام علوی حاکم نه اهل زراندوزی است و نه اهل ظلم و دروغ و استکبار و نه اهل ريا و چاپلوسي، و ذره‌ای هوای نفس در او نيست. پيام غدير، برپايی جامعه‌اي‌ است که آحاد آن بر اساس عبوديت و بندگی خدا، صدق و صفا، کار و تلاش و همت عالي، مبارزه با ظلم و بي‌عدالتی و تبعيض، با محوريت ولی خدا به استکمال نفوس خويش مشغول باشند و در عين حال از مواهب طبيعی و نعمت‌های خدادادی بيشترين استفاده را کرده و درخت علم و دانش را روز به روز پربارتر کنند.

افسوس که چنين فرصتی نه تنها از مسلمين بلکه از جامعه بشری گرفته شد و متأسفانه قدرت‌طلبی و منفعت‌محوري، دنيامحوري، اشرافيت، تحقير انسان‌ها جايگزين آن شد و همگان ديديم که بنی اميه با دين و عقايد مردم چه کرد و آنها را به چه روزی انداخت.

حوزه‌های علميه را در تبيين فرهنگ غدير  چه نقشی دارند؟

حوزه‌های علميه در طول تاريخ، محور جريان تبيين حقيقت و فرهنگ غدير بوده‌‎اند و انصافاً عالمان بزرگوار و انديشمندان پرورش يافته معارف اهل بيت در اين جهت گام‌های مهمي‌ برداشته‌اند. هزاران کتاب، رساله، مقاله در رابطه با غدير در ابعاد مختلف نوشته شده و البته برخی از اين آثار ممتازند. به حق مي‌توان گفت بعضی از اين تأليفات چون مطابق شرائط خاص دوره خود بوده و به شبهات و اشکالات مغرضان و متعصبان و ناآگاهان همان دوره پرداخته، نقش مؤثری در تحکيم مبانی فرهنگ غدير داشته‌اند. يکی از مهمترين آثار کتاب شريف الغدير است که جداٌ از توفيقات الهی برای مرحوم علامه امينی محسوب مي‌شود. او با تلاش و کوشش فراوان اثری از خود به جای گذاشت که نه تنها برای شيعيان بلکه برای ساير فرق اسلامي‌ و حتی پيروان اديان ديگر ثمربخش بود. اين مطلب به راحتی از لابه‌لای نامه‌هايی که به علامه امينی نوشته شده، قابل استفاده است.ولی به نظر من، مهمترين کاری که لازم است در حوزه‌های علميه تعقيب شود عمق بخشيدن به اين واقعه و فرهنگ است. شخصيت اميرالمؤمنين همانند پيامبر اکرم(ص) و همانند قرآن بطون و لايه‌های عميقی دارند که تا حد ممکن و توسط اهلش بايد تبيين شود. متأسفانه عموم فعاليت‌های فرهنگی امروز گرفتار آفت سطحي‌نگری شده و بعضا به امور ظاهری و تبليغاتی صرف بسنده مي‌شود.

چرا چنين اتفاقی در عرصه فرهنگی افتاده است؟

البته دلايل مختلفی ممکن است وجود داشته باشد اما گاهی احساس مي‌شود برخی از فعاليت‌های فرهنگی بيشتر برای راضی کردن مسئولان ما فوق و گزارش دادن است. همين جا مناسب است اشاره‌ای داشته باشم که مشکلات فرهنگی که امروز جامعه با آن دست به گريبان است به مرحله نگران‌کننده ای رسيده و البته اين مربوط به امروز و ديروز نيست. مقام معظم رهبری کراراً نسبت به اين مسئله هشدار داده‌اند ولی در عمل مسئولان نهادهای فرهنگی و مذهبی اعم از دولتی و غيردولتی بيش از آنکه به تدوين يک راهکار جامع فکر کنند و با برنامه‌ريزی دقيق و هماهنگ درصدد حل مشکلات فرهنگی برآيند، اين وظيفه را در حد برگزاری چند همايش و چاپ پوستر و جزوه تنزل داده و مي‌خواهند با چند کار تبليغاتی آن را حل کنند. اين همه بودجه و امکانات صرف امور فرهنگی مي‌شود و نهادهای متعددی مسئوليت اين امر را برعهده دارند، ولی خروجی آن چيست؟ کارهای موازي، سليقه‌اي، بدون داشتن يک چشم‌انداز درازمدت و صرف بودجه‌های کلان همه خسارت‌بار است. خلاصه آنکه يک برنامه هماهنگ استراتژيک در اين مسئله مشاهده نمي‌شود. بگذريم. به هر حال حوزه بايد با نيازسنجی دقيق و مطابق با فرهنگ‌ها و خرده فرهنگ‌ها آن هم نه برای خصوص مردم ايران بلکه برای همه دنيا مسئله غدير را تبيين کند. حادثه غدير فقط يک واقعه تاريخی نيست که همه تلاش‌ها معطوف به بررسی زوايای تاريخی آن شود. غدير فقط متعلق به يک عصر نيست بلکه مربوط به همه اعصار است. بايد جامع‌نگري، نگاه استراتژيک، انطباق با شرايط و مقتضيات در يک زمان و حتی در يک جامعه و کشور بر مطالعات مربوط به غدير حاکم شود. الان بيشتر فعاليت‌ها در اين رابطه، تبليغاتی و سطحی است. حوزه بايد غدير را از اين آفت برهاند. حوزه بايد فضای نگرش به غدير را عميق‌تر کند و اين مسئوليت سنگينی است.

مطلب ديگری که در اين رابطه مهم است و فراتر از عرصه و ساحت فکر و نظر و انديشه مي‌باشد به عمل مجموعه روحانيت مربوط است. در طول تاريخ حوزه و روحانيت، هميشه عالمان ربانی که علم را با عمل آميختند و جلوه‌های اخلاق و ادب و شجاعت و حق‌طلبی و ظلم‌ستيزی و حق‌جويی و عدالت‌خواهی را همراه با سعه صدر به نمايش گذاشتند، بيشترين تأثير را در تحولات اجتماعی و سياسی و جذب مردم به مکتب اهل بيت داشته‌اند.

اين مسئله امروز بيش از هر زمان اهميت پيدا کرده؛ چون نظام جمهوری اسلامي‌ با محوريت روحانيت مستقر شده است. اين يک آزمون تاريخی برای روحانيت است که آنچه را سال‌ها در گفته‌ها و نوشته‌ها اظهار مي‌کردند در حد توان جامه عمل بپوشانند. ويژگي‌هايی که باعث جذب و نفوذ در دل‌ها و قلوب مردم بود بايد حفظ شود. عمل ما امروز بيش از گفتار ما در معرض داوري‌ است چون فرصت حکومت پيدا کرده‌ايم. حکومت و عمل در قالب نهاد و نظام سياسی بسيار فراتر از عمل شخصی و حتی صنفي‌ است، قهراً تأثير آن هم قابل مقايسه نيست و لذا دقت بيشتری لازم دارد. درست است که همه ارکان و اجزای حکومت در اختيار روحانيت نيست ولی به هر حال محوريت روحانيت به عنوان پديد آورنده نظام و حامي‌ آن، قابل ترديد نيست. بنابراين بايد در حوزه‌هايی که مستقيم به روحانيت مربوط است دقت فراوان به عمل آيد و در حوزه‌هايی که مستقيم به روحانيت مربوط نيست بايد همانند اسلاف خود در مقابل کجي‌ها ناصحانه و مشفقانه تذکر دهد و درصدد اصلاح برآيد. در برابر انحراف و ظلم، گزينشی عمل نکند. ممکن است سؤال کنيد اينها چه ربطی به غدير و فرهنگ غدير دارد؟ ولی به نظر من کاملاً مرتبط است. اگر غدير نماد حاکميت عصمت و عدالت است، اگر غدير مربوط به يک عصر نيست بلکه متعلق به همه اعصار است، اگر روحانيت شيعه منادی غدير و نايب معصومان است، اگر روحانيت به پشتيبانی مردم و عنايت الهی يک نظام سياسی در ايران مستقر کرده، پس عمل و رفتار و روش او در حکومت بسيار مهم است و قطعاً در جذب مردم دنيا به فرهنگ غدير نقش اساسی دارد. همان طور که اسلام در بدو امر با اخلاق و روش عملی پيامبر (ص) گسترش پيدا کرد. و در ادامه با سيره ائمه معصومين عليهم السلام و نوع تعامل آنان با مردم عميق‌تر و عريق‌تر شد، امروز هم بقای دين و مکتب اهل بيت(ع) به اين امر بستگی دارد. الحمدلله روحانيت در مجموع در اين جهت موفق بوده و در طول حيات خود با همين روش بر قلب‌ها حاکم بوده و منشأ تحولات بزرگی در جامعه اسلامي‌ شده است، ولی اين نگرانی امروز وجود دارد که نکند به مرور از سيره اسلاف خود فاصله بگيرد.

برای اينکه بتوانيم غدير را بدون تنش و تعصبات در ميان انديشمندان مسلمان تبيين کنيم، چه راهکارهايی وجود دارد؟

قبل از هر اقدامي‌، لازم است همه يک درک مشترک پيدا کنيم و به ضرورت کم شدن تنش‌ها و اختلافات پی ببريم. فهم اين ضرورت، اولين و مهمترين گام است. بسياری از اختلافات و نزاع‌ها در همين مرحله است. چه بسا عده‌ای اساساً معتقد به اين مسئله نيستند، هم در ميان شيعه و هم بين اهل سنت کسانی هستند که گمان مي‌کنند عَلَم اين درگيري‌ها و منازعات همچنان بايد برافراشته بماند و بايد آن را روزبه‌روز برافراشته‌تر کنند. لکن خوشبختانه اين ديدگاه از آنجا که برخلاف عقل و منطق و برخلاف مصالح است و به اساس دين لطمه مي‌زند مقبول زعمای شيعه و سنی نيست.

البته منظور از کم کردن تنش‌ها و درگيري‌ها دست برداشتن از عقايد نيست. وقتی سخن از وحدت و همگرايی فرق اسلامي‌ و شيعه و سنی به ميان مي‌آيد، منظور اين نيست که حقايق و واقعيات بازگو نشود و صاحبان عقايد مختلف نتوانند آنها را بيان کنند، بلکه بايد با رعايت اصول اخلاقی و حفظ حرمت‌ها و در نظر گرفتن مصالح کلی و تهديدها و خطرات، مباحثات علمي‌ ادامه پيدا کند و هريک از طرفين افکار خود را عرضه کنند. آنگاه ادله و براهين و مستندات در ترازوی وجدان و عقل و منطق مورد ارزيابی قرار خواهد گرفت و به کشف حقيقت کمک خواهد کرد. همانطور که اين مباحثات بين خود شيعيان و در ميان خود اهل سنت در جريان است. مفسران، متکلمين، فلاسفه، فقها از يک فرقه و مذهب با آنکه در اصول مذهب با يکديگر متفق‌اند، ولی در عين حال در بسياری از مسائل اختلاف نظرهای شديدی دارند. لکن اين اختلافات، آنان را در مشترکات دچار مشکل نمي‌کند. در مورد اختلاف فرق و مذاهب اسلامي‌ هم مي‌توان ضمن تأکيد بر مشترکات، به گفت‌وگوهای علمي‌ و مباحثات ادامه داد ولی اين بحث‌ها نبايد از چارچوب اخلاق و منطق خارج شود. در ضمن، ملاحظه تهديدهای دشمن مشترک و اجنبی هم لازم است. اين نگاه بايد تبديل به نگاه و ديدگاه مسلط و غالب شود و اين قابل دستيابی است. البته قطعا عده‌ای به هيچ وجه زير بار اين ديدگاه نمي‌روند و اين طبيعی است. مهم آن است که کدام يک از دو ديدگاه در طرفين رسميت پيدا کند.

به هرحال با تحفظ بر اين نکته مهم، در مورد غدير هم با آنکه يکی از مهمترين و شايد مهمترين موضوع مورد اختلاف است، مي‌توان به همين صورت عمل کرد. ابعاد حادثه غدير آنقدر گسترده است که بستر لازم برای اين منظور را فراهم مي‌کند. اينجا مجال برای ارائه فهرست اين ابعاد نيست، چه رسد به بررسی آنها. مثلا اگر بتوان از اين موضوع برای معرفی شخصيت اميرالمؤمنين خوب استفاده کرد و مزيت‌های او بر سايرين را به نحو شايسته‌ای تبيين نمود، گام مهمي‌ برای تبيين غدير برداشته خواهد شد. جذب ديگران لازم نيست تام و يک مرحله‌ای باشد. هر اندازه دل‌های مسلمين به اهل بيت عليهم السلام نزديک شود، زمينه برای پذيرش مکتب اهل بيت فراهم‌تر مي‌شود. عده‌ای تصور مي‌کنند تبليغ تشيع فقط با ذکر و نشر مطاعن ممکن است. يعنی بيش از جنبه ايجابی به وجه سلبی مي‌پردازند، در حالی که تحريک عواطف و احساسات و توهين به مقدسات توده‌های اهل سنت، اثر معکوس دارد. به طور کلی فراهم کردن زمينه‌های پذيرش حقيقت و روش تبليغ و دفاع از حق بسيار مهم است. چه بسا يک مطلب حق باشد ولی اگر با روش نادرست بيان شود، باطل جلوه مي‌کند.                                                                                            متأسفانه علي‌رغم توصيه‌های مراجع معظم تقليد و رهبر معظم انقلاب، افراد و گروههايی با تابلوی شيعه و در سطح وسيع به ويژه در فضای مجازی و شبکه‌های ماهواره‌ای با اين روش مشکلات زيادی ايجاد کرده و موجب سوء استفاده دشمنان شده‌اند.

پس اگر بخواهم پاسخ شما را به طور خلاصه عرض کنم مي‌توانم بگويم برای تبيين حادثه غدير بين عموم مسلمين و به ويژه انديشمندان، هم زاويه طرح موضوع و هم روش آن و هم انتخاب اولويت‌های ابعاد اين واقعه و رعايت تناسب زمانی و مکانی و شرايط مخاطبان بسيار مهم است و نيازمند مطالعه و بررسی همه جانبه و دقيق خواهد بود. به نظر من، مؤسسات و بنيادهايی که در اين رابطه فعاليت مي‌کنند بايد اين امور را مورد نظر قرار دهند و از افراد خبره و کارشناس برای اين منظور استفاده کنند. تبليغات ظاهری و برگزاری جلسات جشن و مداحی و چاپ پوستر خوب است ولی اين بدايه عمل است که متأسفانه تبديل به نهايه عمل شده است.

برخورد شخص حضرت امير(ع) در مورد واقعه غدير پس از رحلت پيامبر(ص) چگونه بود ؟

اين مسئله، مسئله مهمي‌ است و از قضايايی است که ضمن آنکه شخصيت والای آن حضرت را آشکارتر مي‌کند و درستی و صحت نصب او را به عنوان جانشين پيامبر(ص) نشان مي‌دهد، به همه ثابت مي‌کند که کسی جز علي(ع) قدرت و توانايی بر اين رفتار را نداشته و ندارد. رفتاری که به ظاهر متناقض ولی در واقع در يک جهت است.

از يک طرف اميرالمؤمنين در مواجهه با جريان سقيفه نسبت به انتخاب جانشين پيامبر(ص)، خلافت را براساس فرموده پيامبر(ص) حق مسلم خويش مي‌داند و از آن به صورت مستدل و مستند و منطقی دفاع مي‌کند. هم تصريح پيامبر(ص) در روز غدير را يادآوری و هم از امتيازات و برتری خود نسبت به سايرين سخن مي‌گويد و در عين حال اشاره به آياتی که در شأن او نازل شده دارد. اگر مي‌بينيد آن حضرت خود را معرفی مي‌کند نه برای خودستايی بلکه برای آگاهی بخشيدن به مردم و مقابله با خط انحرافی قلب واقعيات است. مثلا تصريح مي‌کند که من اولين کسی هستم که به رسول خدا ايمان آوردم و در نماز، جز رسول خدا بر من پيشی نگرفت و به صراحت اسلام خود را پيش از اسلام ابوبکر بيان مي‌کند. يا زمانی که از علم و دانش خود مي‌گويد مي‌فرمايد اگر بر کرسی قضاوت بنشينم برای اهل تورات به تورات آنان و برای اهل انجيل بر طبق انجيل و برای زبوريان به زبور و برای مسلمين به قرآن فتوا مي‌دهم. زمانی هم به سفارشات پيامبر(ص) اشاره مي‌کند که او را به عنوان جانشين و وصی خود معرفی کرده است. با نگاهی اجمالی به نهج البلاغه و اسناد تاريخی مي‌توان دريافت که آن حضرت به وضوح ديدگاه خود را درباره خلافت اظهار کرده و برای آگاه کردن مردم و روشن شدن اذهان، همه تلاش خود را به کار بسته است. حتی گاهی سخنان و گفته‌های ناصواب در اين رابطه را مورد اشکال قرار مي‌داد و بعضا از مردم در مورد حديث غدير اعتراف مي‌گرفت و گاهی کسانی را که در روز غدير بودند ولی آن را انکار مي‌کردند، نفرين مي‌کرد. بلاذری در انساب الاشراف نمونه‌هايی را نقل مي‌کند که به سبب نفرين حضرت به بيماری دچار شدند. اين باور علي(ع) بود که خلافت حق اوست. ابن ابی الحديد نقل مي‌کند که زمانی عمر از ابن عباس سؤال کرد: آيا علی هنوز بر اين باور است که رسول خدا او را به خلافت برگزيده است؟ ابن عباس پاسخ داد: آری و من از پدرم هم اين مطلب را پرسيدم و او گفت: علی راست مي‌گويد. به هر حال، همواره آن حضرت اين واقعيت را بيان مي‌کرد.

از طرف ديگر مشاهده مي‌کنيم که اميرالمؤمنين(ع) نگران تفرقه و درهم شکستن صفوف مسلمين بود و از هيچ تلاشی برای وحدت جامعه نوپای اسلامي‌ که در معرض انواع تهديدها بود، فروگذار نکرد. اين خيلی مهم است که با آن باور، رفتارش به گونه‌ای باشد که مانع تفرقه شود و در اين مسير حتی با خلفا، همکاری و همراهي‌های مؤثر و صادقانه داشته باشد. مثلا در غائله ارتداد با آنکه همانند ديگران همه را مرتد به حساب نمي‌آورند و معتقد بود مثلا کسانی که به اصل زکات معتقدند ولی آن را نمي‌پردازند مرتد نيستند، ولی با خليفه اول در سرکوب اين غائله همکاری کرد. خود حضرت در نامه به مردم مصر، به اين مسئله تصريح کرده و مي‌فرمايد: ترسيدم اگر اسلام و مسلمين را ياری نکنم و رخنه يا خرابی در آن ببينم که مصيبت آن بر من سخت‌تر است از محروم شدن و حکومت بر شما که گذراست، پس در ميان آن آشوب برخاستم تا جمع باطل پراکنده و محو و نابود شد و دين استوار ماند. آن حضرت در ضمن خطبه ديگري، دين را همچون مشک پر از شيری بيان مي‌کند که اندک غفلتی آن را فاسد و کمترين تخلفی آن را واژگون مي‌کند. لذا مي‌فرمايد: ديدم که صبر بر آن کار بهتر از پراکنده کردن مسلمين و ريختن خون آنان است، در حالی که مردم تازه اسلام آورده‌اند. علي(ع) نه تنها خود اين چنين عمل مي‌کرد، بلکه ديگران را تشويق به همين روش مي‌نمود. مثلا در توصيه‌ای به بريده مي‌فرمايد: در آنچه مردم داخل گشته‌اند وارد شو، امروز اجتماع مردم دوست داشتني‌تر است تا پراکندگی آنان. واقعا اين رفتار آن هم از ناحيه کسی که خود مدعی خلافت بود اعجاب‌انگيز است. بالاتر از همه اميرالمؤمنين حتی از مخالفت‌هايی که بعضا با خلفا مي‌شد نه تنها استقبال نکرده بلکه با انها مقابله مي‌کرد. او از صميم قلب، نگران دين و جامعه مسلمين بود و به همين جهت نه تنها از اين رفتارها خشنود نمي‌شد بلکه با وحدت‌شکنان رويارويی داشت. علي(ع) ضمن آنکه مسئوليتی را در آن دوران نپذيرفت ولی به آنان مشورت مي‌داد و گاهی جلوی اشتباهات و خطاهای آنان را مي‌گرفت.

پس حضرت هم به تبيين موضع پرداخت و از حق خود دفاع کرد. آن هم نه به خاطر خود بلکه برای سعادت امت اسلامي‌ که حاکمي‌ چون او بايد بر آنان حکومت کند و هم به شدت با تفرقه و درهم شکسته شدن انسجام امت اسلامي‌ مخالف بود و به خاطر حفظ وحدت در مقابل دشمنان و تهديدهای خارجی و منافقان و سوء استفاده‌کنندگان داخلی با خلفا همراهی و همکاری داشت.

وظيفه کسانی که در عصر کنونی پرچم غدير را به دست گرفته‌اند، چيست؟

کاملا اين وظيفه و مسئوليت روشن است. همان رفتاری که علي(ع) آن روز پس از رحلت پيامبر از خود بروز داد بايد الگوی رفتاری پيروان آن حضرت و پرچمداران غدير باشد. يعنی لازم است حقيقت تبيين شود تا مواضع حق تثبيت گردد ولی نحوه بيان حق و روش مواجهه با شبهات و اشکالاتی که حتی ممکن است از ناحيه مغرضان مطرح شود نيز مهم است. همانطور که اشاره شد بيشتر بر جنبه‌های ايجابی تکيه شود تا سلبي. قاطبه اهل سنت به اهل بيت عليهم السلام علاقه دارند. اين عنصر کمک بسيار بزرگی به ترويج فرهنگ غدير مي‌کند. بايد از اين ظرفيت استفاده کرد. گاهی بعضی برخوردها اين فرصت را به تهديد تبديل مي‌کند. بايد به گونه‌ای عمل شود که صفوف امت اسلامي‌ پراکنده نشود. شرايط خطير امروز بايد مورد توجه همه مسلمين به ويژه شيعيان باشد. امروز همه مسلمين دشمنان مشترک و خطرناکی دارند که چنانچه فرصت پيدا کنند به هيچ کس رحم نخواهند کرد. اسرائيل در دل کشورهای اسلامي‌ همچون غده سرطانی درصدد بسط نفوذ خود است. تکفيري‌ها و سلفي‌ها به دنبال بهانه‌جويی و انتقام‌گيری هستند. آنها مي‌خواهند شيعه‌هراسی را در ميان مسلمين ايجاد کرده و گسترش دهند. يکی از عوامل مهمي‌ که مي‌تواند موجب توفيق آنان در اين امر شود رفتارهايی است که متأسفانه در ميان بعضی شيعيان صورت مي‌گيرد. اين رفتارها بهانه لازم را برای نيات شوم و مقاصد پليد آنان فراهم مي‌کند. امروز گروهک دست پرورده استکبار يعنی داعش همه همت خود را به کار بسته تا حکومتی به نام اسلام مستقر کند و مکتب اهل بيت عليهم السلام را به زعم خود از بين ببرد. آنان هجمه خود را عليه همه مظاهر دينی و معالم شيعی آغاز کرده‌اند. در اين شرايط پيروان واقعی علي(ع) و پرچمداران دلسوز غدير بايد هوشيار باشند. هيچ کس نمي‌گويد ما از عقايد شيعی دست برداريم و از بيان حقيقت‌ها و واقعيت‌ها باز بمانيم. همانند علي(ع) بايد حق را بيان کرد و البته همانند او بايد نسبت به اساس اسلام و دين حساس و مراقب توطئه‌های وحدت‌شکنان نيز بود. امروز همه ما بايد همچون مولاي‌مان علي(ع) شعار و عمل‌مان در جهت حفظ وحدت امت اسلامي‌ باشد. اين همان چيزی است که امام خميني(س) و مقام معظم رهبری همواره بر آن تأکيد کرده‌اند. رهبر معظم انقلاب با درايت و تيزبينی طی اين سال‌ها امت اسلامي‌ را متوجه خطر تشتت و تفرقه کرده و نسبت به دسيسه‌های اجانب هشدار داده است. امروز هر حرکتی که مخل اتحاد و يکپارچگی مسلمين باشد، قطعا مرضی اميرالمؤمنين و امام زمان(عج) نخواهد بود.

صفحه 17

نشست مدیر محترم مدرسه علمیه الزهراء(س) گرگان سرکار خانم میرکریمی با مبلغین این مدرسه ویژه محرم

خانم میرکریمی در جمع مبلغات این مدرسه با اشاره به ورود ماه محرم بر لزوم شناخت ، ابلاغ و اجرای فرهنگ حسینی تاکید نمود و بیان داشت : امروز بیش از گذشته شاهد انحرافات جدیدی در مراسمات عزاداری چه به صورت افراط و چه تفریط هستیم . مهمترین عامل گسترش خرافات و تحریفات، نبود عقلانیت است که موجب پیدایش و پذیرش خرافات در دین و شعائر مذهبی می شود. در حادثه عاشورا کمتر در میان مردم تدبر و تفکرصورت می پذیرد به همین دلیل عنصر عاطفی و حماسی عاشورا بر عنصر عزت و منطق و عقل آن ارجحیت پیدا نموده است و همین باعث شده است جریان عزاداری امام حسین (ع) با پیرایه هایی پیوند بخورد که با اصل و ماهیت قیام امام حسین (ع) هیچ همخوانی ندارد.

وی افزود: باید شور حسینی همراه با شعور انقلابی حسینی همراه باشد تا زمینه گسترش درس های عاشورا را در جامعه فراهم کند و باعث عبرت آموزی بیشتر جامعه اسلامی از آن قیام باشکوه شود. از مهمترین درس های عاشورا در نقش حضرت زینب (س) تجلی پیدا کرده است که در سه محور خلاصه می شود . یک، مدیریت بر خود دوم، مدیریت بر دیگران وسوم مدیریت بر عالم هستی. مبلغین باید با درک اهمیت نقش خود در این زمینه به هدایت مردم با ترویج فرهنگ درست عاشورا بپردازند.

وی در پایان باتاکید بر لزوم کسب معرفت نسبت به نهضت حسینی و سیره ی زینبی بیان داشت: در حماسه حسینی آن کسی که بیش از همه این درس را آموخت و بیش از همه این پرتو حسینی بر روح مقدس او تابید، خواهر بزرگوارش زینب سلام الله علیها بود لذا این ایام فرصت مناسبی جهت کسب معرفت از دریای فضایل حضرت زینب (س) است تا با تاسی از سیره و منش ایشان بتوانیم در خانواده و جامعه به درستی ایفای نقش نماییم.

صفحه 18

 مبلغان و قطع دلبستگي ها
قرآن در مورد رابطه حضرت نوح(علیه السلام) با پسر نافرمان خود چنين مي فرمايد: (( يا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ فَلا تَسْئَلْنِ ما لَيْسَ لَكَ بِه عِلْمٌ))؛ اي نوح! او از اهل تو نيست؛ بلكه او عملي غير صالح است، پس چيزي را كه به آن آگاهي نداري، نخواه!

محمد عابدي

مبلغان و قطع دلبستگي ها

قرآن در مورد رابطه حضرت نوح(علیه السلام) با پسر نافرمان خود چنين مي فرمايد: (( يا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ فَلا تَسْئَلْنِ ما لَيْسَ لَكَ بِه عِلْمٌ))؛[1] اي نوح! او از اهل تو نيست؛ بلكه او عملي غير صالح است، پس چيزي را كه به آن آگاهي نداري، نخواه!

علامه طباطبايي(رحمه الله) در ذيل اين آ يه به نكات سودمندي اشاره مي كند، از جمله اينكه:

در وضعيتي كه قهر الهي ظاهر شد و ظالمان را فرا گرفت و حضرت نوح(علیه السلام) عالم بالله بود، ادب اقتضا نمي كرد كه از خدا صريحاً نجات پسرش را بخواهد؛ بلكه به صورت سخن كسي كه از حقيقت چيزي استنسار مي كند، سخن گفت و سخن خدا را كه اهلت را ـ غير از همسرت ـ نجات مي دهم. يادآوري كرد. نوح پسرش را هم از اهلش و مؤمن مي دانست و مخالفتش با امر پدر در سوار كشي شدن را كفر يا منجر به كفر نمي دانست؛ بلكه معصيتي غير كفر مي دانست، لذا گفت: اين از اهل من است...؛ چون مراد از اهل در (( وَ اَهْلَكَ اِلَّا مَنْ سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَولِ))؛ اهل صالح بودند و فرزندش صالح نبود. البته اهل به معناي اختصاصي بود، لذا در ادامه آورد(( اِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ)).[2]

پی نوشت:

[1]. هود / 46.

[2]. الميزان في تفسير القرآن، ج 10، ص233 ـ 234.

منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 170 .

صفحه 19

خانم دوست محمدیان کارشناس مذهبی مدرسه علمیه الزهراء(س) گرگان در جلسه مبلغین با استناد به روایت پیامبر مکرم اسلام (ص) که می فرمایند " ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه" بیان داشت : تنها وسیله نجات بشریت ، پیمودن راه امام حسین (ع) و ائمه اطهار (ع ) است. . پیامبر (ص) علت مُحدِثه ی اسلام بود ، امام حسین (ع) علت موبقیه دین اسلام . پیامبر (ص) اسلام را ایجاد کرد و امام حسین (ع) سبب بقای اسلام شد. احیای دین مبین اسلام و احیای تشیع ، با شهادت امام حسین (ع) و بعد از شهادت ایشان ، اسارت امام زین العابدین (ع) و زینب کبری (س) و واهل بیت (ع) بود و با عزاداری ها و سوگواری هایی که برپا کردند این قیام جهانی شد.

وی افزود: حضرت زینب کبری (س) با آن زبان گویای خود توانستند در آن شرایط با بصیرت و آگاهی و درایت روشنگری و افشاگری هایی داشته باشند و مردم را بیدار بکنند ، لذا رسالت ما ، رسالت زینبی است که باید شرایط خود را بسنجیم و با درایت و بصیرت و آگاهی در راستای شناخت صحیح دین و ترویج آن تلاش نماییم.

وی ادامه داد : اساس تبلیغ باید پشتوانه تعلیم داشته باشد ، پشتوانه تعلیم هم با تحقیق ، مطالعه و پژوهش همراه است .در عرصه تبلیغ با آمادگی کامل و مطالعه وارد شوید و در بیان گفته ها از صحت و سقم مطالب کاملا آگاهی پیدا نمایید . عمل به آموزه ها و آموخته ها مهمترین وظیفه مبلغین است که تنها از این راه می توان قلب ها را تسخیر نمود و در جهت هدایت بشر گام برداشت.

وی در پایان به سوالات عدیده ای پاسخ دادند.

صفحه 20

 

 خانم نجفی نژاد از کارشناسان مذهبی در جمع مبلغین این مدرسه به بحث پیرامون تربیت دینی فرزندان پرداخت و بیان داشت: رشد و تقویت بذر عبادت در فرزندان از راه عشق و محبت و علاقه میسر است. ایجاد این محبت از راه بالا رفتن شناخت و سطح آگاهی فرد و نیز جلوگیری از نفوذ و تاثیر لذتهای کاذب ممکن است.

وی افزود: آثار معنویت در خانواده ، آرامش روحی است که ما با اخلاقمان می توانیم به خانواده تزریق کنیم. آرامش روح نیز از راه مدارا کردن و نرم خویی با دیگران ممکن است.اگر انسان توجه به معاد داشته باشد این حالت مدارا و گذشت و آرامش بیشتر در زندگی جریان می یابد.

وی در ادامه خاطر نشان کرد: ملاک سنجش انسان در آخرت ، عقاید ، اعمال و رفتار اوست. شما به عنوان معرفین و مبلغین دین مبین اسلام باید از خود و خانواده خود شروع کنید و سعی کنید در جهت شناخت صحیح از دین و ترویج آن به دیگران تلاش نمایید و مجهز به دو بال ایمان وعمل شوید تا بتوانید در جهت هدایت و اصلاح دیگران گام بردارید.

وی در پایان به سوالات عدیده ای پاسخ دادند.

صفحه 21

سخنان مهم آیت الله سید مجتبی نور مفیدی پیرامون رسانه دینی

امروز بسیاری از افراد، گروه­ها، تشکل­ها و نهادها با صرف بودجه­های کلان متصدی رسانه­ هایی شده­اند که علیرغم ادعای خود مبنی بر دفاع از ارزش­ها و اصول دین و نظام و انقلاب، رفتارهای سکولاریستی بر رسانه­ های آنان حاکم است.

آیت الله سید مجتبی نورمفیدی استاد دروس خارج حوزه علمیه قم که در دیدار جمعی از طلاب فعال در عرصه رسانه سخن می­گفت با بیان این که موضوع رسانه­ های جمعی به معنای عام و مدرن آن یکی از موضوعاتی است که لازم است موضع دین به درستی درباره آن معلوم شود، اظهار داشت: اهمیت این مقوله و گستردگی آن در دنیای جدید اقتضا می­کند عالمان دینی بررسی و دقت بیشتری در این باره داشته باشند و نظر خود را در این رابطه همانند سایر پدیده­ های نوین بیان کنند.

وی افزود: درباره نسبت دین ورسانه نظرات مختلفی ابراز شده ولی مسئله مهم عدم توجه و دقت در تفکیک رسانه دینی و دین رسانه ­ای است، در حالی که این تفکیک به دلائل مختلف در عصر حاضر بسیار ضروری است. او در ادامه ضمن بر شمردن برخی از ویژگیهای رسانه­ های جمعی مدرن و کارکردهای آن گفت: این جداسازی به سبب الزامات ماهیتی رسانه مدرن در دنیای کنونی امری اجتناب ناپذیر است.

رسانه دینی یعنی جاری شدن اخلاق و معارف و احکام در همه اجزاء رسانه

آیت الله سید مجتبی نورمفیدی با تأکید بر این که به گمان برخی ماهیت رسانه به مفهوم نوین آن قهراً محدودیت­هایی را بر سر راه دینی شدن رسانه ایجاد می­کند، افزود: این مسئله نباید موجب نگرانی در استفاده از ظرفیت رسانه شود و ما را از مسئولیت مهم خویش باز دارد.

آن چه برای اندیشمندان دینی ضرورت دارد این است که تلاشی جامع و فراگیر مبتنی بر شناخت صحیح از این پدیده سامان دهند و به دینی شدن آن کمک کنند.

این استاد حوزه علمیه قم اظهار داشت: دینی شدن رسانه یا به تعبیر دیگر رسانه دینی به این معنی است که روح دین یعنی معارف و اعتقادات، اخلاقیات و احکام در همه بخش­های آن جاری و ساری شود، نه این که در یک بخش خاص و مستقل در رسانه به احکام یا معارف یا اخلاق پرداخته شود ولی وقتی به بخش سیاسی یا اقتصادی یا اجتماعی و یا حتی سرگرمی و تفریح می­رسد گویی به دیانت و اخلاق کاری ندارد و حتی بدتر از رسانه­ های جوامع سکولار عمل می­کند. این همان دین رسانه­ ای است یعنی گوشه­ ای از رسانه به تبلیغ دین اختصاص داده شود و سایر بخش­ ها کار خودشان را بکنند و جهت گیری و مقصد غیر دینی و غیر اخلاقی داشته باشند. البته این موضوع بسیار دقیق و ظریف است و باید به گونه­ای باشد که مقاصد عالی دینی و انسانی در همه برنامه­ ها و بخش­ها در نظر گرفته شود نه این که همه اجزاء رسانه پر شود از لفظ دین و دیانت و فقط مبلغین دینی در همه امور اظهار نظر کنند. به گفته وی رسیدن به این نقطه محتاج برنامه ریزی و استراتژی دقیق و افراد آگاه و با تجربه و فهیم است نه انسان­های سطحی نگر و تنگ نظر.

در کشور ما هنوز رسانه ­ها دینی نشده­اند

استاد دروس خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به بداخلاقی­ های رائج در رسانه­ های جمعی بویژه در رسانه­ های مجازی افزود: بسیاری از رسانه­ ها در جمهوری اسلامی گوشه ­ای از رسانه خود را یا به صورت محدود یا وسیع به تبلیغ مفاهیم دینی اختصاص داده­ اند ولی این به معنای دینی شدن رسانه نیست.

به گفته این استاد حوزه آن­ها که دین ستیزند و در رسانه ­ها به تضعیف پایه­ های اعتقادات دینی و اخلاقی جامعه مشغولند یا با نظام و انقلاب مشکل دارند تکلیفشان معلوم است و از آنان انتظاری نیست ولی انقلابیون متدین که دل در گرو دین و نظام و انقلاب دارند باید به این مهم بپردازند و مراقب باشند مخاطبان خود را سردرگم نکنند. از یک طرف داد اخلاق و معارف سر دهند و از طرف دیگر روش­های ضد اخلاقی را بکار بندند و معارف دینی را وارونه بیان کنند. خطر این گروه اگر بیشتر از گروه اول نباشد کمتر نیست.

وی در ادامه افزود: دینی کردن رسانه در واقع به معنای ایجاد یک هارمونی و تناسب بین سرویس­ های رسانه و رعایت همه جوانب دین بویژه اخلاق است. این درست نیست که در یک رسانه به شدت علیه ابتذال فرهنگی سخن پراکنی شود ولی در گوشه دیگر آن رسانه برای جذب مخاطب به موضوعات مبتذل بپردازد یا روش ابتذال گونه درپیش گیرد و همانند مجلات زرد عمل کند.

عمق استراتژیک دیدگاه رهبر معظم انقلاب درک نشده است

آیت الله سید مجتبی نورمفیدی با اشاره به دیدگاه رهبر معظم انقلاب درباره تهاجم فرهنگی و جنگ نرم گفت: متأسفانه عمق استراتژیک دیدگاه ایشان به درستی درک نشده و بسیاری از کسانی که ادعای مبارزه با تهاجم فرهنگی و حضور در میدان جنگ نرم با دشمن دارند و به گمان خودشان در صددند به فرمایشات رهبری جامه عمل بپوشانند، این نظریه راهبردی و عمیق را به سطح نازلی تنزل داده­اند و گمان می­کنند خواسته رهبری فقط تکرار این واژه­ ها و پرشدن رسانه از این عناوین است در حالی که مسئله عمیق­ تر از این حرف­هاست.

بعضی رسانه ­های مدعی مبارزه با سکولاریسم رفتار سکولاریستی دارند

استاد حوزه علمیه قم سپس با تأکید بر لزوم توجه و دقت در این مقوله مهم اضافه کرد: امروز بسیاری از افراد، گروه­ها، تشکل­ها و نهادها با صرف بودجه­ های کلان متصدی رسانه­ هایی شده­ اند که علیرغم ادعای خود مبنی بر دفاع از ارزش­ها و اصول دین و نظام و انقلاب، رفتارهای سکولاریستی بر رسانه­ های آنان حاکم است. از یک طرف می­گویند با سکولاریسم مبارزه می­کنیم و از طرف دیگر مغلوب الزامات خود ساخته هستند و رفتار سکولاریستی دارند. به گفته وی اینان با این روش خواسته یا ناخواسته این اندیشه که ذات رسانه سکولار است را تقویت می­کنند. او سپس با رد این اندیشه گفت: رسانه دینی یعنی رسانه­ ای که دین به معنای عام آن که اخلاق یک رکن مهم در آن است هم چون یک روح در همه اجزای آن ساری و جاری است.

پارادوکس رسانه ارزشی و بداخلاقی

آیت الله سید مجتبی نور مفیدی افزود: چگونه ممکن است رسانه ­ای با تابلوی دین و به عنوان دفاع از انقلاب و ارزش­های آن و در قالب تحلیل سیاسی یا خبر، اخلاق را زیر پا بگذارد و دروغ و تهمت و توهمات اذهان بیمار را به مردم ارائه دهد.

به عنوان نمونه چند سال پیش، یکی از نشریات به اصطلاح ارزشی استان در یک ستونی گزارشی از دیدار و جلسه من را با گروهی منتشر کرد. جالب این بود که این گزارش با ذکر جزئیات مکان و زمان همراه بود و مطالبی را از قول من به تفصیل نوشته بودند در حالی که اصل آن جلسه و مطالب آن و مکان و زمان همه دروغ بود. من آن مطالب را نه در آن مکان و نه هیچ جای دیگری نگفته بودم و جالب­تر آن که تا آن زمان در آن مکان جلسه­ ای نداشتم و بعدش هم نداشتم و اساساً در آن زمان من گرگان نبودم.

من نمی­توانم هضم کنم که چطور ممکن است شخص یا اشخاصی به این راحتی دروغ بگویند. با یک واسطه ­ای به آن نشریه پیغام دادم اگر دین ندارید لااقل حریت و آزادگی داشته باشید. البته من می­دانستم ومی­دانم با چه هدفی این کارها را می کنند ولی واقعا دلم به حالشان می سوزد که چگونه به راحتی کرامت انسانی خود را زیر پا می گذارند. در عین حال برایشان دعا می کنم و برای خودم نیز همیشه این دعا را می­کنم که «اللّهمّ و من أرادنی بسوء فأرده و من کادنی فکده».

به هر حال این یک پارادوکس وبلکه بیشتر مانند طنزی است که موجب سرگرمی است اگر نگوییم مخرّب اعتقادات دینی است ولی متأسفانه این روش در بعضی از رسانه های مکتوب و رسانه­ های مجازی شایع شده و البته بلایی است که دامن­گیر خود آنان نیز خواهد شد.

وی از فعالان عرصه رسانه خواست به موازات استفاده از ظرفیت رسانه و آشنایی بیشتر با ماهیت و فن بکارگیری آن، دین را نه فقط به عنوان جزئی از اجزاء رسانه بلکه روح حاکم بر آن قرار دهند و افزود: این امر بدون رعایت اصول و ضوابط اخلاقی امکان پذیر نیست.

آیت الله سید مجتبی نورمفیدی با تأکید بر لزوم مراقبت جدی در این عرصه گفت: لغزش­هایی که در این وادی ممکن است پیش آید، می­تواند باعث سقوط انسان شده و آخرت او را بر باد دهد. لذا شما طلاب فعال در این عرصه مسئولیت بسیار سنگینی دارید. به طور کلی، مسئولیت عالمان دینی سنگین است و به همین جهت همه ما باید ضمن آشنایی بیشتر با ماهیت و کارکرد این پدیده و تربیت نیروهای زبده و متعهد و فهیم، با انحرافات آن قاطعانه مبارزه کنیم و در این راه از هیچ سرزنش و تهدیدی نهراسیم.

وی در پایان اظهار داشت: آنچه مسئولیت دینی ما اقتضا می­کند و وظیفة ماست باید انجام دهیم. بعضی عادت دارند برای انجام تکالیف ذاتی دیگران انگیزة سیاسی بتراشند چون خودشان اینگونه هستند ولی مهم آن است که ما به عنوان عالمان دینی به مسئولیت­های خود به نحو صحیح عمل کنیم و در این راه اخلاص داشته باشیم و در این صورت است که خداوند متعال انسان را مدد و یاری خواهد کرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شماره های تماس با مدرسه

  شماره تماس با دفتر مدرسه: 01732432460

  01732426190

 

شماره تلفن نمابر دفتر مدرسه:  01732432450

صندوق پست الکترونیکی

 info@m-alzahra.ir

آدرس مدرسه علمیه

  گرگان- بلوار شهید مفتح -خیابان حوزه2 -مدرسه علمیه الزهرا(س)