تازه ترین اخبار

بهار قرآن

بهار قرآن

نشریه ویژه ماه رمضان

 

خدای منان را شاکریم این توفیق را فراهم ساخت تا در بهار رمضان برسر سفره پرخوان و کرم قرآن بنشینیم و با همدلی و همراهی مصفای حاملان و حامیان و خادمان قرآن، برگ زرین دیگری از دفتر ارادت به ساحت قدسی کلام الله مجید را ورق بزنیم. ارادتی که میثاق آن را روز ازل بسته شده و در طی تاریخ به شکلها و صورتهای مختلف، خود را نمایان کرده است و با نگاهی به پیشینه آن می توان بر خود بالید و بر حافظان و بانیان آن درود فرستاد، چرا که عزت و سرافرازی مسلمانان امروز و جایگاه والای آنها در فرهنگ و تمدن اسلامی فقط و فقط به خاطر استفاده و تمتع از منبع لایزال و چشمه جوشان قرآن کریم بوده است.


برماست که به عنوان میراث داران فرهنگ پرسابقه و با شکوه، کتاب گرانسنگ، قرآن کریم را ارج نهیم و با تمسک به آن در دنیای امروز بر شکوه و اعتلای گذشته بیفزائیم.

امید است که بتوانیم با تلاش و تمسک به مفاهیم والای قرآن و استفاده از ابزارهای نوین، آن را به کانون و نقطه ثقل و پیوند جهان اسلام تبدیل کنیم. ان شاء الله

مستان باده سحری

به جمع خلوتیان حضور، مژده دهید که خوانِ سبزِ ضیافت، گشوده در رمضان، خبر دهید به مستان باده سحری، شبانه چهره جان را به آب دیده بشویند و پاکدل گردند، به شط شب، بلم استغاثه اندازند و بادبان دعا را، به بیکرانه ی امواج دل برافرازند.

هلال، پیک خداست، خبر ز آمدن فصل تازه ای دارد.

بهار جان، رمضان است و روزها نوروز و حالها همه در آستانه تحویل.

سلام و سیر وسلوک و سرشک و سجاده و سعادت و سحر، هفت سین سفره نور.

به شاخه های شب و روز اهل راز و نیاز هماره می شکفد غنچه های ذکر دعا و در هوای لطیف خلوص و بیداری، به بوستان شب قدر ز عمق جان، شب بوی توبه می روید.

اگر که راه به دنیای آشنا بسته است.

اگر که گام سلوک نشستگان خسته است.

خبر دهید و بگوئید:

دِرای  خسته دلان و نشستگان است این خزان دل سپری شد بهار جان است این به باغ سینه ی نجوا گران، وزیده کنون شمیم روح نوازی زعالم ملکوت شکفته غنچه یا رب به روی لب در شب نشسته نام نوافل به محمل، اندر دل گل تلاوت آیات عطر افشانده است دعای شب شکن اقتتاح دلها را به میهمانی بزم فرشتگان خوانده است.

میهمانی خدا

سفره ضیافت خدا که سرشار از رحمت و نور و فیض و کرامت است گسترده است و تو به میهمانی خدا آمده ای، نه تنها در این ماه رمضان که تو در اصل وجود و خلقت مهمان خدائیو او صاحب خانه است.

ادیم زمین سفره ی عام اوست                      برین خوان یغما، چه دشمن و چه دوست

اما هرچه هست در این ماه، دعوتی فوق العاده شده ای تا بیشتر خود را بشناسی و به خدا رسی و به سرچشمه ی زیبایی و کمال نزدیک تر شده و هدف خلقت نائل گردی.

رمضان دعوت است و تو مهمانی

و تو که عمری تشنه ی آب حیات بودی و عطش یافتن داشتی و چون آهویی رمیده و غزالی حیران در کویر، سراغ چشمه ای و سایه ای و درختی می گشتی تا لختی بیاسایی و آرام بگیری و سیراب شوی اینک رمضان همان سایه است همان سرچشمه همان درخت.....

روح عطشناکت را سیراب کن خود را بشناس تا خدارا بشناسی، خدا را بشناس تا از خود رها گردی و به خدا برسی.

گوش کن       گوش کن         ای سر غفلت در غفلت در پیش، ای اسیر خود و زندانی نفس!

اینک این بانگ سروش است که اندر شب قدر بیخ گوش من و تو می خواند:

این تغافل از کیست؟ سینه ی سنگی ما از چه از سوز و شررها خالی است؟!

 رمضان دعوت است و تو میهمان........ مگر نه۹ اینکه مهمان باید به دلخواه صاحبخانه رفتار کند  هرجاکه او گفت، بیارامد و هرچه که او آورد تناول کند؟!

تو در کجای جهانی؟ و جایگاه تو در پهنه ی «خلقت» کجاست؟ برای چه آمده ای، و به کجا خواهی رفت؟! تا کجا می توانی پرواز کنی؟ و با کدام بال و پر به سوی کدام مقصود و در کدام جهت؟!

آیا خود را شناخته ای تا بدانی که برای چه کاری؟ آیا استعدادهایت را بازشناسی کرده ای که بدانی تا کجا می توانی پیش بروی؟ و اصلاً آیا مال این جهانی یا آن جهان؟ برای بقایی یا فنا؟ برای ماندنی یا رفتن، برای عروجی یا هبوط؟

هیچ اندیشیده ای که در پرواز، چه عملی نیرویت می دهد؟ و کدام عامل بالت را می شکند؟

در حرکت، چه انگیزه ای به سوی بهشتت می برد و کام نیت، در آتشت می افکند؟ چه عاملی، از حرکت، بازت می دارد و کدامین عمل، شتابانت می کند، چه کاری به عفونت خودخواهی گرفتارت می سازد و چه کاری به طراوت و عطر خداجویی و خدایابی می رساندت؟

ابلیس را شناخته ای تا از دشمنی اش در امان باشی؟!

شیطان را شناخته ای تا از وسوسه هایش مصونیت یابی؟

با میدان عمل و زمینه ی تلاش و اغوای نفس اماره آشنا شده ای تا در آن میدان، پشت نفس را با نیروی تقوا به زمین بزنی و دماخ فرعون هوس را بر خاک مالی؟! راه رشد و ابزار تزکیه و عوامل فلاح را می دانی؟
 دنیای تو در تو و شگفت دل را گشته ای؟ و نفس هزار چهره را شناخته ای تا با هر نقابی که پیش می آید، آن را بشناسی و از هرجا حمله آرد، به ضد حمله بپردازی و هرگاه زهر ریخت، پادزهر به کاربری؟

رمضان، برای سلوک این راه، برای هجرت درونی، برای سیر در دنیای باطن، فرصت مناسبی است.

با هم در این ماه، مروری بر نفسانیات و اخلاقیات خویش می کنیم.

 لطایف عرفانی
    عشق به جلوه های خدا

راستی چرا پیغمبر خاتم، صلی الله علیه و آله و سلم، از ایمان نیاوردن مشرکان آن گونه تأسف و تأثر جان فرسا داشت که مخاطب شد به خطاب (لَعَلَّکَ باخِعٌ نَفسِکَ علی آثارِهِم اِن لم یُومنوا بهذا الحدیثِ اسَفا) جز آن که به همه ی بندگان خدا عشق می ورزید و عشق به خدا به جلوه های او است. او از حجاب های ظلمانی خودبینی ها و خودخواهی های منحرفان که منجر به شقاوت آنان و منتهی به عذاب الیم جهنم که ساخته و پرداخته ی اعمال آنان است رنج می برد و سعادت همه را می خواست؛ چنانچه برای سعادت همه مبعوث شده بود مشرکان و منحرفان کوردل با او برای نجات آنان آمده بود دشمنی می کردند. (صحیفه امام/ ج ۱۶/۲۱۶)
    نکته ای مهم درباره توبه

شخص نائب پس از توبه نیز، آن صفای باطنی روحانی و نور خالص فطری برایش باقی نمی ماند. چنانچه صفحه کاغذی را اگر سیاه کنند و باز بخواهند جلا دهند البته به حالت جلای اولی برنمی گردد؛ یا ظرف شکسته را اگر اصلاح کنند باز به حالت اولی مشکل است عود کند، خیلی فرق است میان دوستی که در تمام عمر با صفا و خلوص با انسان رفتار کند ، یا دوستی که خیانت کند و پس از آن عذر تقصیر طلب نماید. علاوه بر آن کم کسی است که بتواند درست قیام به وظایف توبه نماید.

پس، انسان باید حتی الامکان داخل در معاصی و نافرمانی نشود که اصلاح نفس پس از افساد از امور مشکلی است. و اگر خدای نخواسته گرفتاغری پیدا کرد، هرچه زودتر در صدد علاج برآید که هم فساد کم زود می شود اصلاح کرد و هم کیفیت اصلاح بهتر می شود. (چهل حدیث/۲۷۴)

    مبدأ سقوط

در نقلی است که خداوند تعالی به یکی از انبیای خود خطاب کرد که یکی را که از خود برتر می دانی به ما عرضه کن، و او لاشه ی مردار حماری را چند قدم کشاند که عرضه کند و پشیمان شده خطاب شد که اگر آورده بودی از مقام خود سقوط کرده بودی. من نمی دانم که این نقل اصلی دارد یا نه، لکن در آن مقام که اولیا هستند شاید نظر به برتری خود سقوط آورد که آن خود بینی و خودخواهی است.  (صحیفه امام/ ج۱۶/ ۲۱۶)

    سرچشمه خیرات و برکات

 تمام خیرات مجتمع است در قطع طمع از مردم، برای آن است که قطع طمع از مردم، راه انقطاع به حق و وصول به باب الله را باز کند، و آن مجمع همه خیرات و مرکز تمام برکات است که فطرت انسانیه مخمور بر آن و مفطور به آن است. (عقل و جهل/ ۱۹۸)

 مثلهای آسمانی در کلام ائمه اطهار

    روزه

الإمام الحسن المجتبی (ع)

إنَّ اللهَ عَزَّ و جَلَّ جَعَلَ شَهرَ رمضانَ مِضماراً لِخَلقِهِ یَستَبِقونَ فیهِ بِطاعتِهِ إلی رضوانِهِ فَسَبَقَ فیهِ قَومٌ فَفازوا و تخَلَّفَ آخرونَ فَخابوا.

امام حسن مجتبی (ع): همانا خداوند عز و جل ماه رمضان را میدان مسابقه ای برای خلقش قرار داده که در آن ماه بوسیله اطاعت او به سوی رضایش مسابقه می دهند پس گروهی پیشی گرفتند و رستگار شدند و گروهی دیگر سرپیچی کردند و مأیوس شدند.

    توبه

الإمام الباقر (ع)

إنَّ اللهَ تعالی اَشَدُّ فَرَحا بِتوبَهٍ عَبدِهِ مِن رَجُلٍ اَضَلَّ راحِلَتَه و زادَه فی لیلَهٍ ظُلَماءَ فَوَجَدَها للهُ اَشَدُّ فرحاً بِتوبهٍ عَبدِهِ مِن ذلک الرَّجُلِ بِراحلتِهِ حینَ وَجَدَها.

امام باقر (ع): شادی خداوند از توبه بنده اش بیشتر است از شادی مردی که رد شبی تار شتر و ره توشه خود را گم کند و سپس آن را بیابد. خداوند از توبه بنده خود شادتر می شود تا آن مرد که از پیدا کردن شتر خود شادمان می گردد.

 

    حکمت

حضرت عیسی (ع)

لا تَکونوا کَالمُنخُلِ یَخرِجُ الدَقیقَ الطَّیِّبَ و یُمسِکُ النُّخالَه کذلک أنتم تُخرِجُونَ الحِکمَه مِن أفواهِکُم و یبقی الغِلُّ فی صُدورِکم.

حضرت عیسی (ع): همچون غربال نباشید که آرد خوب را بیرون می ریزد و نخاله را نگه می دارد همینطور شما نیز حکمت را از دهانهایتان خارج می سازید و کینه و ناخالصی در سینه هایتان باقی می ماند.

    دانش

رسول الله (ص)

مَثَلُ الَّذی یَعلَمُ الخَیرَ و لا یعملُ به، مَثَلُ السِّراجِ یُضیعُ للنّاسِ و یُحرِقُ نَفسَهُ.

پیامبر خدا (ص): کسی که خوبی را تعلیم می دهد و خود بدان عمل نمی کند مانند چراغی است که برای مردم نور می دهد اما خودش را می سوزاند.

المسیح (ع)

ما ذا یُغنی عَنِ البیتِ المُظلِمِ أن یُوضَعَ السِّراجُ فوقَ ظَهرِهِ و جَوفُه وحشُ مُظلِمُ؟! کذلک لا یُغنی عَنکم عَن یَکونَ نورُالعِلمِ بِأفواهِکُم و أجوافُکُم مِنهُ و حَسیُّهُ مُعَطَّلَهُ! فَأسِرِعوا إلی بُیوتِکُمُ المُظلِمَهُ فَأنیروا فیها.

حضرت مسیح (ع): اتاق تاریک را چراغی در پشت بام آن چه سود وقتی درون اتاق تاریک و ترسناک باشد همچنان شما را چه سود که پرتو دانش به دهانتان باشد و قتی درون شما خوف ناک و تهی است؟ پس به سوی خانه های تاریکتان بشتابید و آنها را روشن کنید.

رسول الله (ص)

إنَّ هذه القُلوبِ تُصدَأ کما یُصدَأ الحدیدُ. قیل یا رسول الله فما جَلاوها؟ قال: تلاوهُ القُرآنِ.

پیامبر خدا(ص): همانا این قلبها زنگار می گیرد همانگونه که آهن زنگار می گیرد. گفته شد: ای رسول خدا چه چیزی این زنگار را از بین می برد فرمودند: خواندن قرآن.

قرآن کتاب زندگانی است و سراج هدایت گر

 

در هر حرفی ارادتی          در هرکلمه اشارتی

در هرآیتی زیادتی         در هر سوره سعادتی

 در هر الفی الآئی                در هر بائی بهائی

در هر تائی تحفه ای          در هر ثائی ثوابی

در هر جیمی جزائی         در هر حائی حیائی

در هر خائی خیالی            در هر دائی دوائی

در هر ذائی ذوقی              در هر رائی راحتی

 در هر زائی زیادتی           در هر سینی سنائی

در هر شینی شعائی           در هر صائی صفائی

 در هر ضائی ضیائی           در هر طائی طهارتی

در هر ظائی ظرافتی            در هر عینی عنایتی

در هر غینی غنیمتی            در هر فائی فائدتی

در هر قافی قرابتی            در هر کافی کرامتی

در هر لامی لوائی                در هر میمی متنی

در هر نونی نوری           در هر هائی همتی

در هر یائی ثمینی و برکتی است

نشریه ویژه آغاز سال تحصیلی

 

خوشا آنان که تلخی گناه و عصیان را با شیرینی بندگی، از کام جان زدودند و در سفر عشق،به باغ سبز ایمان پا نهادند و میوه های وصل چیدند و دیگربار، طعم شیرین هجرت ازکویر شیطان

   به سرزمین سبز رحمان را تجربه کردند.                                           

                                                           فهرست مطالب

              سرمقاله..........................................................................                                    . 

              فلسفه پیدایش ورسالت روحانیت..................................................1

              زی طلبگی درسیره علما..............................................................3  

              احترام به علما واساتید....................................................................5  

             نکات ناب اخلاقی............................................................................5                                                                                                             

             پندهای قرآ نی.................................................................................11

             درس اخلاق حضرت آیت الله نورمفیدی......................................................12

             الفبای طلبگی....................................................................................13 

             دلنوشته ها......................................................................................14 

             زلال احکام....................................................................................15

             گزارش عملکردوفعالیت معاونت فرهنگی.............................................16

             گزارش عملکردوفعالیت معاونت پژوهش..........................................18                                                                  

             گزارش عملکردوفعالیت معاونت آموزش.....................................19

             گزارش عملکردوفعالیت واحد مشاوره.................................20                                                                                        

 

صاحب امتیاز:مدرسه علمیه الزهرا(س)

مدیرمسئول: مریم بیگم میرکریمی

سردبیر:نفیسه حسینی

هیات تحریریه

باتقدیروتشکرازهمه خواهرانی که مارادرتهیه این نشریه یاری رساندند.

 

امام خمینی (ره) :باید هر قدمی که در راه تحصیل برداشته می‏شود، اگر عرض نکنم دو قدم، لااقل یک قدم هم در باب تهذیب اخلاق، در باب تحکیم عقاید، در باب استقرار ایمان در قلب [برداشته شود] اینها تفکر لازم دارد؛ محاسبه لازم دارد؛ مراقبه لازم دارد.(افق حوزه)

 مقام معظم رهبری حضرت آیت الله نورمفیدی: من زىّ طلبگى را در دو جمله مى‌توانم معرفى كنم: پارسايى با عزّت، و نظم در تحصيل و زندگى. طلبه، پارساگونه زندگى مى‌كند.  طلاّب چه آنهايى كه برخوردارند، چه آنهايى كه دچار سختيهايى هستند - بايد زىّ طلبگى‌شان محفوظ بماند؛ يعنى حالت پارسايى و قناعت، همراه با عزّت نفس. دوم، نظم در تحصيل و به تبع آن نظم در زندگى؛ كه خصوصيت طلبگى نظم است.(بیانات در جمع اساتيد، فضلا و طلاب حوزه علميه قم در مدرسه فيضيه، 14/7/1379.)

سرمقاله : دین و معارف الهی به عنوان شالوده اصلی واساسی جامعه محسوب می شود ومعیارروح انسانی وشخصیت اجتماعی بشر را تامین می کند. دین ومعنویت روزمرگی برنمی دارد ومضامین بلند آن با عادی شدن همخانه نمی شود بلکه بسان چشمه ساری نوبه نو تنوع وطراوت را به ارمغـــــان می آورد ودر این وادی هرچه طلبه به درایت ورعایت این هنجارارزشی اقدام کند به همان نوبه دررساندن جامعه بشری به سرمنزل مقصود شریک وسهیم است.در بوستان معنویت سربازی امام زمان(عج) می آموزد که دیندارراستین آن است که علاوه برتهجد شبانه وعبادت عارفانه به کنه حقایق دسترسی پیدا کند به گونه ای که نه تنها مشعل دار جامعه انسانی باشدبلکه بشر رااز تنهایی وترس به تأنی وتأمل رهنمون سازد واین مهم حاصــــل نمی گردد.مگراینکه آگاهانه به سلاح تدبروتشخیص مزین گردیم چراکه تدبیرگوهرارزشمندی است که به شاگردامام صادق (ع)کمک می کند مدبرانه صحیح رااز سقیم باز شناسد واز سایه روشن تردید برقافله فرقان وتشخیص گام نهد واین وظیفه خطیرتوست که به عنوان منادی توحید شهره اجتماع خودگشتی وبـــــــــــی آنکه خودبخواهی ازذره بین چشمان تیز بین جامعه وازغربال حقیقت خواهی اجتماع گذر می کنی ومورد تأیید یا تکذیب واقع خواهی شد پس زیبنده است که عارفانه گام نهی ومدبرانه عمل نمایی وهرچه غیراوست راوانهی ورهروان راه توحید را به سرمنزل مقصود رسانی ونوای بندگی ونفیر نیایش در اجتماع بشری به اهتزاز درآوری. هان ای دوست این مجموعه ره توشه ای است تا تورادر فرازونشیب راهی که در آن قدم نهادی راهبان باشد وذره ذره از نوروصال را برجان پاکت نشاند تادر پرتوعشق ازلی ومودت لم یزلی جرعه نوش معرفت گردی. تا ازگذرسفردنیایی راه کمال خلیفه الهی را طی کنی وبه کمال مطلق وانسان کامل شدن که راه همه انبیاء واولیاء الهی است دست یابی ان شاء الله.

پیدایش و رسالت روحانیت

هریک از اصناف اجتماعی به‏ هدف رفع یکی از نیازهای زندگی انسان پدید آمده ‏است. بدون ‏شک نیاز انسان منحصر درتأمین خوراک و پوشاک و آسایش مادی نیست. نیاز غیرمادی انسان به ‏مراتب از نیاز مادی او فراوان ‏تر و اساسی ‏تر است. زیرا حقیقت انسان و انسانیت او در گرو عناصر غیرمادی است. از جمله این نیازها، نیاز به وحی، نیاز به دین، و نیاز به هدایت آسمانی است. پروردگار جهان برای رفع این نیاز مهم، شخصیت ‏های برگزیده ‏ای را به‏ همراه پیام آسمانی به میان مردم فرستاده ‏است. این چهره‏ های ممتاز بشریت حامل سه مسئولیت بزرگ هستند.الف:دریافت پیام خدا (نبوت، خبرگیری)ب: انتقال این پیام به مردم (رسالت، ابلاغ)ج: اجرا و تحقق آن محتوا در سطح جامعه (امامت، ولایت)پس از رحلت آخرین پیامبر و غیبت آخرین وصی او ـ امام عصر (عج) ـ این سه مسئولیت خطیر نیاز به متولی دارد. لازم است در کنار اصناف مختلف که به رفع نیازهای گوناگون اجتماعی می ‏پردازند، صنف دیگری پدید‌اید که این وظایف سنگین را بر دوش گرفته و دنباله‏ رو حرکت پیامبران گردد. این صنف، روحانیان و عالمان دین نام گرفته ‏اند: عالمان دین وارثان و جانشینان پیامبران هستند  و متناظر با مسئولیت‏ های سه‏ گانه پیامبران سه تکلیف بزرگ بر عهده دارند. آیه 122 سوره توبه به این سه تکلیف اشاره دارد. وَ ماکانَ المُؤمِنونَ لِینفِروا کافَّه، فَلَولا نَفَرَ مِن کلِ فِرقَه مِنهُم طائِفَه لِیتَفَقَّهوا فی الّدینِ وَ لِینذِروا قَومَهُم إِذا رَجَعوا إِلَیهِم لَعَلَّهُم یحذَرونَ.و شایسته نیست مؤمنان همگی کوچ کنند. پس چرا از هر فرقه‏ ای از آنان دسته‏ ای کـــــــــوچ نمی ‏کنند تا آگاهی عمیق در دین پیدا کنند و قوم خود را ـ وقتی به گروه معینی از مؤمنان از حکم وجوب جهاد و حرکت به سوی آنان بازگشتند ـ بیم دهند؟ باشد که آنان (از کیفر الهی) بترسند.در این آیه که پس از آیات جهاد نازل شده‏ گروه معینی ازمومنان ازحکم وجوب جهاد وحرکت به سوی جبهه جنگ استثنا شده ‏اند تا این سه هدف راپـــــی گیرند. الف:فهم عمیق دین و دریافت پیام وحـــی از منابع دینی: (لیتفقهوا ).ب: بازگشت به میان مردم، انذار و هشدار آنها و ابلاغ پیام دین: (لینذروا).ج:تلاش برای تحقق آرمان‏ هــای دینی(هدف‏مند بودن تبلیغ و امید اثرگذاری آن اشاره به این وظیفه دارد): (لعلهم یحذرون).

وظایف انبیا

 طلبه از نظر صنفی و شغلی از تبار پیامبران است و سلاله نوح، ابراهیم، موسی، عسیی، محمّد و وارث علی و فاطمه و حسین، و این بس افتخارآمیز و مسئولیت آفرین است. نیاکان صنفی طلبه، انبیا و اولیا هستند؛ یعنی وظایفی را که آنها بر دوش داشته‏ اند و خدمتی را که آنها در جامعه انجام می‏ داده‏ اند، طلبه، در شرایط امروز، بر عهده گرفته‏ است. پیامبران خدا به واسطه وحی با پیام خدا آشنا شدند، طلبه نیز در دوره تحصیل خود با سخن خدا آشنا می‏شود. پیامبران، مردم را به خدا و تقوی دعوت می‏ کردند، و سخن خدا را به مردم انتقال می‏ دادند، طلبه نیز همین خدمت اجتماعی را برگزیده‏ است. پیامبران در راه دفاع از دین و تحقق ارزش‏ های الهــــــــــــــــی کوشیدند، وظیفه طلبه نیز همین است. پیامبران به تعلیم و تربیت و هدایت مردم پرداختند. طلبه هم در همین مسیر گام برمی دارد، و البته پیامبران بدون توقع پاداش، در معرض آزار و توهین و تمسخر مردم قرار گرفتند، طلبه هم باید برای این امور آمـــــــــاده باشد می‌توان گفت که طلبه سرباز امام زمان است و نیرویی برای تحقق آرمان ‌هــای آن حضرت، یعنی در لشکرفرهنگــی حضرت مهدی (عج) مسئولیت خاصی می ‌پذیرد و سنگر خالی ‌ای را پر می ‌کند و به عنوان عضوی از یک مجموعه که امام زمـــــان فرمانده و قافله ‌سالار آن است انجام وظیفه میکند. مـی‌ توان گفت که طلبه سهم امام است. یعنی نه تنهـا درآمد نقدی طلبه که تمام وجود او ـ و تمام دارایی‌ های معنوی، توانایی‌ ها، استعدادها، و ظرفیت ‌های او ـ متعلق به امام عصر(عج) است و باید طبق فرمان آن حضرت خرج گردد.

تعریف طلبگی :

طلبگی یعنی: «کسب علوم و معارف قرآنی و شناخت فرهنگ اسلام و ابعاد آن در نظام سراسر کوشش حوزه ، تــوام با عمل و اخلاص و زهد، در رابطه با تعهد و رسالت.(هویت صنفی روحانی،محمد رضا حکیمی)

 هویت صنفی طلبه :

 طلبه دارای یک هویت و خود فردی و نیز دارای یک هویت و خود صنفی است؛  یعنی یک شخصیت حقیقیِ فردی و یک شخصیت حقوقی و صنفی دارد. به همین جهت همان‌گونه که موظف به خودشناسی، خودآگاهی و خودسازی فردی است موظف به خودشناسی، خودآگاهی و خودسازی صنفی است. همان گونه که به عنوان یک انسان باید از ظرفیت‌ها، دارایی‌ها، فرصت‌ها، نیازها، استعدادها، بایسته‌ها، وظایف و کاستی‌های خود اطلاع داشته باشد به عنوان یک طلبه ـ یعنی به عنوان یکی از اعضای این گروه همکار ـ باید تصورات خود را از ظرفیت‌ها، دارایی‌ ها، فرصت‌ها، نیازها، استعدادها، بایسته‌ها، وظایف و کاستی‌های حوزه و روحانیت اصلاح کند و به خودسازی صنفی بپردازد یعنی خود را برای انجام وظیفه در این صنف اجتماعی آماده سازد. همان گونه که به عنوان یک انسان به موفقیت و کمال انسانی خود می‌ اندیشد به عنوان یک طلبه باید به موفقیت و کمال صنفی خود نیز توجه داشته باشد. بدین ترتیب باید دو آرمان را به موازات هم دنبال کند؛ آرمان فردی و آرمـان صنفی.

زی طلبگی يعني چه؟

طلبه از آن جهت كه یك مسلمان مؤمن است، موظف است در زی اهل ایمان باشد؛ اما فراتر از آن، از جهت شخصیت صنفی و نقش اجتماعی خاص طلبگی نیز، لازم است در جلوه‏های ظاهری خود هنجارهایی را مراعات كند كه الزاما هر مؤمن در هر صنفی ملزم به رعایت آن نیست. این هنجارها، مصادیق خاص زی طلبگی‏اند. همچنین روایت است که حضرت فرمود: العالم بزمانه لا تهجم علیه اللوابس: هر که به زمانه اش آگاه است, اشتباهات بر او هجوم نمی آورد.امام صادق علیه‏السلام به یكی از یاوران و شیعیان نزدیك خود فرمودند: كار خوب، از هر كس خوب است، اما از تو خوب‏تر است؛ به جهت نسبتی كه با ما داری. كار بد، از هر كس بد است و از تو بدتر؛ به جهت نسبتی كه با ما داری .(بحارالانوار، ج ، 47)نظیر این‏كه در قرآن كریم برای زنان پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله حساب ویژه‏ای در نظر گرفته شده و از آنان توقع بیشتری بیان شده است. زنان پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به جهت نسبتی كه با او دارند، تكلیف بیشتری دارند. این نسبت و قرابت از جهتی برای آنان مزیت است و از سوی دیگر، برای آنان مسئولیت ایجاد می‏كند.«ای زنان پیامبر! هر یك از شما كه گناه آشكاری انجام دهد، عذاب او دو برابر خواهد بود و این بر خدا آسان است. و هر یك از شما كه خدا و رسولش را پیوسته فرمان برد و عمل شایسته انجام دهد، پاداشش را دو برابر خواهیم داد و برای او روزی ارزشمندی آماده ساخته‏ایم. ای زنان پیامبر! شما مانند سایر زنان نیستید»(احزاب ، آیه33-30)

زی طلبگی در سیره علما *

 

* پرهیز از كارهاى خلاف مروت : فقها فرموده اند: اعمال خلاف مروت مضر به عدالت است و امام جماعت نباید كارى بر خلاف مروت انجام دهد. میزان در خلاف مروت این است كه انسان كارى را انجام دهد كه عرف جامعه آن را سبك و زننده ، یا براى روحانى غیر مناسب مى دانند؛ مانند وارد شدن به مجالس و محافلى كه متناسب با شاءن طلبه نیست یا انتخاب نوع لباس و پوششى كه عموم مردم آن را زیبنده طلبه نمى دانند یا آرایش مو كه براى طلبه سبك و زننده باشد.

* حلم در برابر جاهلان : طلبه باید حلیم باشد نه اینكه تا كسى جسارتى كرد، او هم مقابله كند. امــام علـی علیه الســـــلام می فرماید:« اول عوض الحلیم عن حلمه ان الناس انصاره علی الجاهل» اولین عوض و دریافتی که شخص بردبار از بردباری و صبوری اش دریافت می کند این است که مردم یار و یاور او بر علیه جاهل (آنکه هتاکی کرده) می شوند.  این متانت و وقار باعث می شود که دیگران به بزرگواری شخصی که مورد اهانت واقع شده اعتراف کنند و در دل و جان و با زبان و جوارح همراه و همیار او شوند. شخصى به مرحوم آیه الله سید احمد خوانسارى قدس سره جسارت كرد و لحظاتى به فحش و ناسزا ادامه داد تا موقع اذان نماز رسید.ایشان فرمودند بخشید آقا، وقت نماز است اجازه مى فرمایید به نماز بروم . آن شخص ‍ با دیدن این همه حلم و گذشت از كرده خود پشیمان شد و از ایشان عذرخواهى كرد.

* تواضع : پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: به درستی که تواضع بر بلندی مقام صاحبش می افزاید پس فروتنی کنید خدا شما را بلندمرتبه و والامقام کند.(کافی،ج2 ، ص 121 باب تواضع ،ح 1 )نیز امیرالمؤ منین على (علیه السلام ) فرمود: زینت و زیور علم فروتنی است(بحارالانوار، ج 78، ص 80 ،باب 16  ،ح 65).

تناسب ظاهر: از جمله وظایف طلبه این است كه باید ظاهر طلبگى هم داشته باشد. على (علیه السلام)فرمود: صلاح الظواهر عنوان صحه الضمائر. ظاهر درست و خوب و صالح حاکی از درونی پاک و سالم است.( شرح غررالحکم ج،4 ،ص 196 )

* آگاهى به زمان : از جمله ویژگیهاى طلبه نمونه آگاهى به زمان و قدرت تحلیل صحیح شرایط زمان است . امیرالمؤ منین على (علیه السلام ) فرمود: . انسان عاقل باید جایگاه خود را بداند. پس زبانش را حفظ کند و اهل زمانش را بشناسد. امام خمینی رحمه الله علیه نیز درباره شرایط مجتهد می فرماید: باید عالم به زمانه باشد.(بحارالانوار، ج 1 ،ص 88، باب 1، ح 13)

* طرح نكردن مشكلات براى دیگران :

طرح مشكلات با افراد ناآگاه و غیر حوزوى و كم ظرفیت به خصوص در مجامع عمومى و به ویژه در زمینه تأمین معاش صحیح نیست و باید حتى المقدور ترك شود؛ زیرا پى آمدهاى غیر قابل جبرانى دارد.

* انس با قرآن : تلاوت قرآن باعث رهایى از غفلت است . این ذكر جاودانه ثبات مى دهد، بصیرت مى بخشد، به تفكر وادار مى كند و مغز و دل انسان را سرشار از معنویت مى سازد. قرآن کریم می فرماید: فاقرؤا ما تیسر من القرآن: هرآنچه می توانید از قرآن بخوانید .(سوره مزمل)

* انس با امام زمان : نام خوبى نهاده اند، سرباز امام زمان ! اگر شایسته چنین عنوانى شدیم ، دیگر نمى توانیم از فرمانده خود غافل باشیم .  وقتى امام زمان (علیه السلام ) فرموده اند: ما نسبت به مراعات احوال شما سستی نمی کنیم و یاد شما را فراموش نمی کنیم. تكلیف ما معلوم است .(بحارالانوار،ج 53 ، ص 174 ، باب 31).اینجاست كه نیاز به رابطه با آن ((تنها امید نجات )) بخوبى احساس مى شود. این نیاز مانند نیاز به آب و هواست و مى تواند در چند شكل پدیدار شود. توسل ، توجه و انتظار. انتظار یعنى به راستى انتظار ظهور داشتن .

توجه به شعائر مذهبى : به حفظ و رعایت شعائر و آداب دینى همچون حضور در مساجد، شركت در نماز جماعت ، نماز اول وقت ، افشاى سلام از وظایف حتمى طلاب است .

*حضرت امام خمینی (ره) : قرآن کریم یک سفره ای است که خدای تبارک و تعالی به وسیله پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله در بین بشر گسترده است، که تمام بشر از آن، هر یک به مقدار استعداد خودش استفاده کند .

*مقام معظم رهبری: در اين فـضاي آلوده مـاديات، شايسته است در درياي بي كـران معنويت قـرآن كريم شنا كرد، تا از پليدي‌هاي دنيا پاك شد و اين، جز با انس مدام با اين كتاب آسماني ممكن نيست.

*آیت الله جوادی آملی : قرآن، حبل الهی است که انس با آن و تدبّر در آن وایمان و عمل به آن، انسان را بالا می بردو مقام صالحین ملحق می سازد تا مستقیماً تحت ولایت الله قرار گیرد.

*استاد مرتضی مطهری:قرآن را با تامل و تدبیر بخوانید. آنجا که به شگفتی های قرآن میرسید،توقف کنید ،زود رد نشوید اگر به نکته ای برخورد کردید همان جا بایست و روی آن تامل کنید . دلها را به وسیله قرآن به حرکت درآورید.

زی طلبگی درکلام مقام معظم رهبری:

* شأن طلبگی این است که انسان یک زیّ متوسطی همراه با قناعت، سلامت مالی و سادگی به طور نسبی برای خودش نگه دارد.

* امروز، اگر روحانیت از زى خود خارج بشود و قدرت طلبى و قدرت نمایى و سوء استفاده بکند و اگر عملی از او سربزند که حاکى از ضعف تقوا و ورعى باشد که مردم در او سراغ کردند و به او اعتماد دارند، هر کـــــــــدام از اینها  لطمه اش غیرقابل جبران است.( معاونت فرهنگی تربیتی مجتمع آموزشعالی امام خمینی)

خطر خروج از زی طلبگی درکلام

حضرت امام خمینی(ره)

این‌طور هم نیست که انسان خیال کند که شیطان می‏آید ابتدائا به آدم می‏گوید که بیا برو طاغوتی بشو، این را نمی‏گوید. قـدم به  قدم انسان را پیش می‏برد، وجب به وجب انسان را پیش می‏برد. امروز اینکه اشکالی ندارد، اگر جلویش را گرفتید طمعش بریده می‏شود و اگر جلویش را نگرفتید فردا یک قدم دیگر جلو می‏رود. یک وقت می‏بینید که این طلبه زاهد عابد که در مدرسه زندگی می‏کرد با آن وضعی که همه می‏دانید، متحول شد به یک نفر انسان طاغوتی به حدود خــــودش، و از آن وضع طلبگی که مشایخ ما بر آن وضع بوده‏اند یک وقت خارج شده است و شده است یک انسانی که همه همّش صرف دنیاست، به تدریج می‏شود این امور.(صحیفه امام، ج 18، ص 12) یک مطلب اینکه من خوف این را دارم که در این انقلاب که باید روحانیت تقویت بشود و آنچه که شده است به هدایت آقایان بوده است، مبادا خدای نخواسته به واسطه بعض از اعمالی که از بعض از این روحانیون و معممین صادر می‏شود، این موجب این بشود که یک وقت یک سستی در روحانیت پیدا بشود. یکی قضیه اینکه از آن زی روحانیت و زی طلبگی، اگر ما خارج بشویم، اگر روحانیون از آن زی که مشایخ ما درطول تاریخ داشته‏اند و ائمه هدی ـ سلام اللَّه علیهم ـ داشته‏اند، ما اگر خارج بشویم خوف این است که یک شکستی به روحانیت بخورد، و شکست به روحانیت شکست به اسلام است. اسلام با استثناء روحانیت محال است که به حرکت خودش ادامه بدهد. اینهایند که اسلام را معرفی می‏کنند و به پیش می‏برند و از اول هم همین‏طور بوده.

احترام به علما واساتید

یکی ازرموزموفقیت بزرگان علم ودانش این است که آنها به اساتید خود،بیش ازدیگران احترام می گذاشتند،درحدیث است.حضرت امام سجاد )عليه السّلام ( می فرماید: حق استاد و سرپرست علمي تو آن است كه وي را بزرگ شماري و مجلس او را محترم داني، به او نيك گوش سپاري و توجه كني و صدايت را از او بلند‌تر نكني و به كسي كه از وي چيزي مي‌پرسد، پاسخ ندهي تا خود پــــاسخ بگويد، در مجلسِ وي بــا كسي سخن نگوئي و نزد او غيبت كسي را نكني و اگر نـــزد تواز او به زشتي ياد كردند، دفاع كرده و عيب هايش را بپوشاني و افتخاراتش را بيان كني، با دشمنش همنشين نشوي و با دوستانش دشمني نورزي.

* دراحوالات حضرت امام خمینی(ره) است که ایشان هروقت نام استاد خود مرحوم حضرت آیت الله شاه آبادی را می بردند می فرمودند: روحی فداء .(سیمای فرزانگان، ص 268)

* استاد مطهری ـ رحمه الله ـ ، در آثار خود از علامه ـ رحمه الله ـ چنین یاد می‌كند: «حضرت استاد علامه‌ی طباطبایی ـ روحی فداه)) (آفات الطلاب، آیت الله مجتهدی)

* آیت الله امامی كاشانی می‌فرمودند: «امام خمینی هفت سال دو زانو در درس استاد خود مرحوم شاه آبادی نشست.»

* شهید ثانی نقل می‌كند كه از اسكندر پرسیدند: چرا به معلم خود از پدرت بیشتر احترام می‌كنی؟ او گفت: «به خاطر اینكه معلم سبب زندگی باقی من است و پدر وسیله‌ی حیات فانی من است.»(منیه المرید،ص 120)

*در شرح حال سید رضی مؤلف نهج البلاغه، آورده‌اند كه بسیار عزیز النّفس بود و هدیه‌ی هیچ كس ـ حتی هدیه‌ی پدرش را نمی‌پذیرفت ـ ولی در داستانی كه ذیلاً می‌آید خواهیم دید كه او تنها به خاطر گرامی داشت استادش، هدیه‌ی او را پذیرفت:

روزی یكی از استادان سید رضی به وی گفت: شنیده‌ام خانه‌ات كوچك است و چنین خانه‌ای سزاوار تو نیست اما من خانه‌ای بزرگ دارم كه به تو هدیه می‌كنم.شریف رضی سر باز زد.
استاد دوباره حرفش را تكرار كرد.شریف گفت: من تاكنون هدیه‌ی پدرم را هم نپذیرفته‌ام. استاد پاسخ داد حقی كه من بر تو دارم از حق پدرت بزرگ‌تر است؛ زیرا او پدر جسمانی تو است و من پدر روحـانی تو هستم. شـریف گفت: خانـه را پذیرفتم.(منیه المرید ، ص 120)

نکات ناب اخلاقی

   * رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود:

بر شما باد به رعایت مکارم اخلاق که خداوند مرا بر آن ها مبعوث نمود وآن ها عبارتند از: کسی که بر تو ظلم کند (به جهت غرض شخصی )او را ببخش، کسی که تو را نسبت به چیزی محروم گرداند کمکش نما، با شخصی که با تو قطع دوستی کند رابطه دوستی داشته باش، .شخصی که به دیدار تو نیاید به دیدارش برو.(بحارالأنوار، ج 66، ص 375، ح 24 )

*رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود:

يا علـــى ، هرگاه عالِم با تقوا و توبه كار نباشد، موعظه اش از دل مردم مى لغزد همچنانكه قطره آب از روى تخم شتر مرغ و سنگ صاف مى لغزد .   (ميراث حديث، ج2، ص29، ح81)

رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود:

مثال همنشین ورفیق خوب ، مثل عطار است، اگرچه از عطرش به تو ندهد ، ولی بوی عطرش به تو اصابت می کند.  ومثال همنشینی ورفیق بد ، مثال آهنگــــــری است اگر چه (حـــرارت کوره اش) لباست را نسوزاد ولی از باد (گرم وسوزان )آن به تــو می رسد.  (بحارج74)                                                                                                  

*حضرت امام علی (ع):

  اگر آسمان ها و زمين  راه را بر بنده اى ببندند و او  تقــــواى الــهى پيشه كند، خداوند حتما راه گشايشى براى او فراهم   خواهـد كــرد و از جايى كه گمان ندارد   روزى اش خـــواهــد داد.   (نهج البلاغه، خطبه 184)

 

چند توصیه از آَیت‌الله شاه‌آبادی

به روایت امام خمینی (ره)

 1- بهت فرشتگان

سه آیه آخر سوره مبارکه حشر را تلاوت کنید تا ملکه شما شودو اولین اثری که از آن مترتب می شود، پس از مرگ و شب اول قبر است . وقتی که ملکین از طرف پروردگار برای سؤال و جوابمی آیند، در جواب «من ربک» بگوئی: «هو الله الذی لا اله الاسماء الحسنی یسبح له ما فی السماوات و الارض و هو العزیز الحکیم.وقتی این طور پاسخ بگویی ملائکه الهی مبهوت و متحیر می شوند، چون این معرفی حق است به زبان حق، نه معرفی حق به زبان خلق.

2-راهی برای اصلاح نفس
جناب عارف بزرگوار می فرمودند که: مواظبت به آیات شریفه آخر سوره حشر، از آیه شریفه: یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و لتنظر نفس ما قدمت لغد ... تا آخر سوره مبارکه، با تدبر در معنی آن ها در تعقیب نمازها، خصوصا در اواخر شب که قلب فارغ البال است، خیلی مؤثر است در اصلاح نفس.(پایگاه مستقل روات حدیث)

 *مقدس اردبیلی (ترک مکروه و مباح )

درباره ای عالم بزرگ جهان اسلام گفته اند: در طول چهل سال از او کار مباحی سر نزد چه رسد به حرام و مکروه.آری یکی از راه های رسیدن به سرچشمه ی کمال و وصال، ترک مکروهات و مباحات است.(سیمای فرزانگان، رضامختاری)

میرزا جوا دآقا ملکی تبریزی :(اخلاص )

عارف واصل و کامل مرحوم میرزا جــوا دآقـا ملکـی تبــریــزی می نویسد: از یکی از علمای بزرگ نقل شده است که: او سی سال در صف اول نماز جماعت اقتدا می کرده پس از سی سال روزی به عللی نتوانست خود را به صف اول برساند؛ از این رو در صف دوم ایستاد و از این که مردم او را در صف دوم دیدند، گویا در خود خجالتی احساس کرد. از این جا متوجه شد که در این مدت طولانی که در پیشاپیش مردم و در ردیف اول نماز را اقامه می کرده از روی ریا بوده است و تمامی آن سی سال نماز را قضا کرد. مرحوم ملکی ادامه می دهد:ای عزیز! بنگر به این عالم مجاهد و مقام و منزلتش دقت نمای که چگونه در این زمان دراز، نماز جماعتش آن هم در صف اول فوت نگردید و با این وصف متصدی امامت جماعت نشد و بنگر به احتیاط او که چگونه به خاطر یک شبهه این همه نماز را قضا کرد و از این جا عظمت امر الا هو عالم الغیب و الشهادة هو الرحمن الرحیم × هو الله الذی لا اله الا هو الملک القدوس السلام المؤمن المهیمن العزیز الجبار المتکبر سبحان الله عما یشرکون × هو الله الخالق البارئ المصور له اخلاص و اهمیتی را که علمای گذشته برای آن قایل بودند، دریاب.

 توصیه های علامه طباطبايي (ره):

* ممکن است انسان گاهی از خدا غافل شود و خدا يک تب سخت خطرناک چهل روزه به او بدهد، برای اين که يک بار از ته دل بگويد: يا الله». (جرعه های جانبخش، نوشته غلامرضا گلی زوار، ص ۳۸۰)

* گاهی يک عصبانيت، بيست ســال انسان را عقب می اندازد». (ز مهر افروخته، نوشته سيد علی تهرانی، ص ۸۳)

* نماز شب:  چون به نجف اشرف براى تحصیل مشرف شدم گاه گاهى به محضر مرحوم آیه الله قاضى شرفیاب مى شدم . یك روز كنار در مدرسه اى ایستاده بودم كه مرحوم آیه الله قاضى از آنجا عبور مى كردند. چون به من رسیدند دست خود را روى شانه ام گذاردند و گفتند: فرزندم دنیا مى خواهى نماز شب بخوان ، آخرت مى خواهى نماز شب بخوان .

 *آیت الله العظمی قاضی(ره):
الله الله الله که دل کسی را نرنجانید!!!

 

های حضرت امام خمینی (ره)*

*آثار ذکر

غفلت از حق کدورت قلب را زیاد کند و نفس و شیطان را بر انسان چیره کند و مفاسد را روزافزون کند و تذکر و یادآوری از حق دل را صفا دهد و قلب را صیقلی نماید و جلوه گاه محبوب کند و روح را تصفیه نماید و خالص کند و از قید اسارت نفس انسان را براند و حب دنیا [را که] منشأ خطیئات و سرچشمة سیئات است از دل بیرون کند و همّ را همّ واحد کند و دل را برای ورود صاحب منزل پاک و پاکیزه نماید. پس ای عزیز... دل را عادت بده به یاد محبوب بلکه به خواست خدا صورت قلب، صورت ذکر حق شود و کلمه طیبة لا اله الاّ الله صورت اخیره و کمال اقصای نفس گردد که از این زادی بهتر برای سلوک الی الله... یافت نشود.(شرح چهل حدیث حضرت امام خمینی(ره))

* جدیت در عبادات

آیت الله قدیری از اعضای دفتر حضرت امام نقل می‌کند: «وقتی حضرت امام در ماه مبارک رمضان در فصل گرمای نجف اشرف برای نماز جماعت ظهر و عصر با زبان روزه به مدرسه مرحوم ایت الله بروجردی تشریف می آوردند، هر روز، اول هشت رکعت نوافل ظهر را می خواندند و بعد نماز ظهر را با اذان و اقامه نسبتاً طولانی می خواندند و بعد از تعقیبات نماز ظهر، هشت رکعت نوافل عصر را می خواندند و بعد نماز عصر را با اذان و اقامه، مانند نمــاز ظهر می خواندند و بعد از تعقیبـــات تشـــریف می بردند. این کار در آن سن و هوای گرم و آن حال روزه، کارآسانی نبود که حتی جوانها موفق به آن بشوند، اما امام، با اقبال تمام اینگونه جدیت در عبادات داشتند.»

در سفارشات عرفانی به حاج احمد آقا خمینی

* پسرم دعاها و مناجاتهایی که از ائمه معصومین علیهم السلام به ما رسیده است بزرگترین راهنماهای آشنایی با او ـ جل و علا ـ است و والاترین راهگشای عبودیّت و رابطه بین حق و خلق است و مشتمل بر معارف الهی و وسیلة انس با او است و ره آورد خاندان وحی است... وسوسه های بی خبران، تو را از تمسّک به آنها، و اگر توانی از انس با آنها، غافل نکند.

* پسرم فرصت را از دست مده و در جوانی خود را اصلاح کن... دل بستن به شفاعت اولیا ـ علیهم السلام ـ و تجرّی در معاصی، از خدعه های بزرگ شیطانی است...

* پسرم سعی کن که با حق الناس از این جهان رخت نبندی که کار بسیار مشکل می شود. سر و کار انسان با خدایتعالی که ارحم الراحمین است بسیار سهل تر است تا سر و کار با انسانها...

* پسرم فرصت را از دست مده و در جوانی خود را اصلاح کن... دل بستن به شفاعت اولیا ـ علیهم السلام ـ و تجرّی در معاصی، از خدعه های بزرگ شیطانی است...

* ای فرزنـدم! از جوانی خود استفاده کن و با یاد او ـ جلّ و علا ـ و محبت به او و رجوع به فطرت الله بزیست و عمر را بگذران و این یاد محبوب هیچ منافات با فعالیتهای سیاسی و اجتماعی در خدمت به دین او و بندگان او ندارد بلکه تو را در راه او اعانت می کند...

* فرزنــدم! سعی کن از مجالسی که انسان را از یاد خدا غافــــل می کند، پرهیز کنی؛ زیرا باخو گرفتن به این مجالس، ممکن است برخی توفیقها از انسان سلب شود که خودمصیبتی است جبران ناپذیر.

قسمتی از نامه امام خمینی رحمه الله به خانم فاطمه طباطبایی (عروس حضرت امام)

دخترم! به تو و سایر جوان ها که طالب معرفتند، وصیت می کنم که شما و همه موجودات، جلوه اویند و ظهور اویند، کوشش و مجاهدت کنید تا بارقه ای از آن را بیابید و در آن محو شوید و از نیستی به هستی مطلق رسید.

 *توصیه های حضرت آیت الله جوادی آملی*

(مراحل اخلاق در قرآن ،ج11)

* تهذیب نفس

در حقیقت تهذیب نفس ،سیر به سوی « مکانت برتر » است ، نه مکان بالاتر .و مسیر آن را باید در نهان و نهاد آدمی جستجو کرد نه در بیرون هستی او .

* ترک رذایل و اجتناب از آن

یعنی خالی کردن نفس از رذایل اخلاقی است و بر« تحلیه » یعنی آراستن نفس به زیور فضایل اخلاقی مقدم است .1چرا که تا نتوانیم خود را از نا پاکی ها پاک کنیم ، جایی برای رشد خوبی ها و پاکی ها وجود نخواهد داشت.

* بازاری که تنها خریدار گم شدگان است

در بازار انسان‌فروشی ،شیطان تنها خریدار گم‌شدگان است  و کاری با انسان‌های صالح ندارد . هر قطره اشکی که از چشم بنده صالح فرو می‌ریزد ، سیلی خانه خراب کنی برای شیطان و هر قدم خیری که عبد صالح برمی‌دارد ، تیری به سینه و چشم اوست.

* دل " را " گِل " نکنیم

کسی‌که حقیقت و ارزش خود را بشناسد ، می‌داند که ارزش جانِ آدمی به معارف الهی است . دلی که معرفت خدا و اولیای او در آن نیست « گِل » است نه دل »   وآن کس که دارای چنین گوهری نباشد ، انسان نیست.

* نصحیت ‌پذیری و حق‌گرایی ، نشانه انتخاب راه درست ، و داشتن روح پاک است

اگرنصیحت پذیری یا حتی شنیدن نصیحت برای ما دشوارباشد به ذائقه ما تلخ آید، نشانه آن است که بیماریم، همان طورکه اگر از میوه یا غذای شیرین احساس تلخی کردیم.

* عبادت مؤثّر

عبادت آنگاه در تهذیب روح و تزکیه جان مؤثر است که عبادت‌کننده به مضامین آن ، عارف و معتقد باشد ، اما اگر عبادت‌کننده در متن عبادت غفلت کند وتنها به جسم عبادت تکیه کرده و به الفاظ بسنده کند ، دیگر راهی برای تزکیه او نیست. وقتی بر روی آینه ی وجودی انسان غباری از تاریکی ها و کثیفی ها پوشانده شود ، دیگر آینه چیزی را نشان نخواهد داد.

* توبه ، پادزهر گناه است

اهل معرفت چون گناه را سم می‌دانند ، توبه ، کفارات و حسنات و انجام کارهای خیر را پادزهر معرفی کرده‌اند که زهر را شست‌و شو می‌کند و ازبین می‌برد . ممکن نیست انسان مسموم بتواند به مقصد خود راه پیدا کند ، به همین‌جهت باید پیش گیری کند و قبلاً به کفاره ، توبه ، حسنات و... آن زهرها را شسشو داد تا بتوان انسانی پاک و مطهر شده  و به خدای صمد راه پیدا کرد.

 غفلت از خدا و آیات او با تهذیب روح سازگار نیست

انسان غافل ، ناخواسته و بدون آنکه متوجه شود  به دام گناه می‌افتد ، چرا که در خود بذر گناه را کاشته و روز به روز آن را آبیاری می کند . ‏هرچه انسان را از خدا باز ‌بدارد ، مایه سرگرمی اوست و انسانِ دنیازده ، مهذّب نیست ؛ خواه این دنیا « مال » دولتمند باشد یا « علم » دانشمند.

 * توصیه های استاد شهيدمطهري

* توصيه استاد مطهري قرائت روزانه قرآن، نماز اول وقت و محاسبه اعمال بود .

* فرازی زیبا و پندآموز، از نامه اخلاقی ـ عرفانی استاد مطهری به دخترش:

فرزند عزیزم، می گویند:

عمر دوبایست در این روزگار        مرد خردمند هنرپیشه را

بادگری تجربه بردن به کار             تابه یکی تجربه آموختن

ولی بعضی افراد آن چنان زیرک وبا هوش اند که گویی دوباربه دنیا آمده اند واین باردوم است وبعضی افراد چنا نند که باچند باربه دنیا آمدن هم تجربه نمی آموزند ومن امیدوارم واز خداوند متعال مسئلت دارم که تووسایرفرزندانم، از گروه اول باشید.... خداوند متعال می فرماید:لئن شکرتم لزیدنکم ولئن کفرتم ان عذابی لشدید، اگر نعمتی که به شما دادم، قدر دانستید وحق شناسی کردید، برنعمت هــــای خودم برشمـــــا مـــــی افزایــم واگرناسپاسی ورزید، همانا عذاب خدا شدید است».

 

حكايتي از لقمان حكيم:

روزی خواجه  لقمان در سرایی، سفره ای گسترده بود و میهمانان خود را در سایه جود و كرمش پذیرایی می كرد. لقمان كه در خدمت میهمانان و تهیه وسایل رفاه ایشان سعی وافر داشت از شنیدن سخنان بیهوده آنها سخت در عذاب بود و همواره مترصد فرصتی بود تا عادت زشت آنها را گوشزد كند و در اصلاح و تهذیب آنها گامی بردارد. در این هنگام گروهی از میهمانان خواجه، وارد سرا شدند و خواجه به لقمان فرمان داد تا گوسفندی ذبح كند و غذایی از بهترین اعضاءِ گوسفند مهیا سازد. لقمان غذایی لذیذ از دل و زبان گوسفند، فراهم نمود و نزد میهمانان آورد. روزی دیگر خواجه امر كرد، از بدترین اعضاءِ گوسفند، غذایی آماده سازد، لقمان بار دیگر غذا را از دل و زبان گوسفند مهیا كرد. خواجه با تعجب پرسید: چگونه است كه این دو عضو گوسفند هم بهترین و هم بدترین هستند؟ لقمان پاسخ داد: این دو عضو مهمترین اعضا در سعادت و شقاوتند، چنانكه اگر دل سرشار از نیت خیر و زبان گویای حكمت و معرفت و حلاّل مشكلات و مسایل مردم باشد، این دو عضو بهترین اعضاء هستند و هر گاه دل بداندیش و پست نیت باشد و به تبع آن  زبان گویای غیبت و تهمت و محرك فتنه و فساد باشد ، هیچیك از اعضا بدن ، بدتر و زیان بارتر از این دو عضو نخواهد بود. (ابوبکر عتیق نیشابوری/قصص قرآن)

 * حضرت آیت الله مجتهدی:

اگر می خواهی علمت برکت داشته باشد استاد را تعظیم کن وبه اواحترام بگذاراگر خدایی نکرده غیبت استاد را بکنی یا آن طوری که اسلام فرموده است اورا احترام نکنی دیگر به درد طلبگی نمی خوری وعلمت برکت نخواهد داشت.
حضرت رسول اکرم(ص):خداوند متعال چهار چیز را در چهار چیز قرار داده است:1- برکت علم رادر تعظیم استاد2- باقی ماندن ایمان را در تعظیم خداوند متعال 3-لذت زندگی را در نیکی به پدرومادر4 نجات از آتش رادر اذیت نکردن مردم.

 * حضرت آیت الله نورمفیدی:

روحانیت به معنای آراسته بودن به فضیلت علم و تقوا و مجهز بودن برای انجام یک سلسله وظایف اجتماعی و واجبات دینی است، بدون‌ آنکه علم و تقوا سرمایه ای برای دنیا طلبی شود. لباس روحانیت مسئولیت آوراست و مسئله تبلیغ و ترویج دین درعصر کنونی مانند گذشته نیست و شیوه و روش آن باید با علم روز همراه باشد.

پندهای قرآنی

* إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ (الحجرات/١٠)

قطعا مؤمنین برادر یکدیگرند

*أَفَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ (النساء/۸۲)

پس چرا در قرآن تدبر و اندیشه نمی کنند ؟

إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ (المائده/۱۳)

قطعا خداوند نیکو کاران را دوست می دارد

*فَاحْكُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ (ص/٢٦)

بین مردم به حق حکم و قضاوت کن

*الا بذکر الله تطمئن القلوب (رعد/2

آگاه باشید تنها با یاد خدا دلها آرام و مطمئن می گردد

*وَأَوْفُوا بالْعَهْدِ (اسراء٣٤)

به عهد و پیمان خود وفا کنید

 *اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى (المائده/٨)

عدالت پیشه کنید که آن به تقوی نزدیکتر است

*إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ (الحجرات/١٢)

قطعا بعضی از گمانها گناه است

و*َعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ (النساء/١٩)

با زنان به نیکی و شایستگی معاشرت کنید

إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ (الحجرات۱۳)

همانا گرامی ترین شما در نزد خدا با تقواترین شماست

*وَلا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَیْنَكُمْ (البقره/۲۳۷)

فضل و نیکی به یکدیگر را از یاد نبرید      

*فَابْتَغُوا عِنْدَ اللَّهِ الرِّزْقَ (العنکبوت/١٧)

فقط روزی را در نزد خدا(از جانب او) بجوئید

حضرت آیت الله نورمفیدی

نماینده معزز ولی فقیه در استان گلستان و امام جمعه شهر گرگان در جمع طلاب سطح دو و سه و اساتید و کارکنان مدرسه علیمه الزهراء(س)

حضرت آیت الله نور مفیدی موسس این مدرسه با استناد به آیات 122 توبه بر ضرورت تشکیل حوزه های علمیه تاکید نموده و با اشاره بر تاریخچه تشکیل آن که آغازش به  زمان بعثت پیامبر (ص) بر می گردد و  در زمان امام باقر و امام صادق ( علیهم السلام) شکلی منسجم به خود گرفته است که تا به امروز در جای جای این کشور پهناور ، شاهد آن هستیم به بحث پیرامون آیه فوق پرداختند و چنین اظهار داشتند: مراد از کلمه نفر در آیه فوق ، کوچ کردن جهت  تفقه در دین است (لیتفقهوا)که همچون زکات ، روزه ، حج و ...  به عنوان تکلیف بر عهـده همـه مومنین (اعــم از زن و مــرد ) می باشد. تعلم مسائل دینی ، واجب کفایی است که باید عده ای این رسالت را برعهده گرفته و به شناخت دین بپردازند و به دیگران نیز بیاموزانند.

با توجه به آیه فوق، سه مسئولیت خطیر برعهده حوزه های علمیه است : اول: تفقه در دین ، تفقه به معنای فهم دقیق دین است که اساس و ریشه آن ، ایمان واقعی به خداست که  شاخ و برگ این ریشه ، اعمال انسانهاست. اگر این ریشه خشک شود اعمال انسان نیز بی ثمر است.ایمان و رابطه انسان با خدا اگر تنظیم شود قطعا در همه چیز تاثیر می گذارد و همه چیز انسان رنگ الهی خواهد گرفت. در حـــدیثی از پیامبر مکـــرم اسلام (ص) داریـــــم که می فرمایند: خداوند مرا دستور داده اند تا با مردم مدارا نمایم.همانطور که دستور به نماز خواندن دادند  مراد این است که ایمان ، اخلاق و فقه (اعمال) همه باید با هم رشد نمایند لذا از مسئولیت هــــای حوزه های علمیه توجه به این سه اصــــل است.

دومین مسئولیت با توجه به آیه مذکور،  انزار می باشد که به معنای ترویج صحیح دین است که این دو معنا به دلالت مطابقی ، از آیه فهمیده میشود و سومین رسالت حوزه هـــای علمیــه که به دلالت التزامی از آیه فهمیــده می شود منذَر بودن قبل از انذار دیگران است یعنی تا فرد خودش خوف و خشیت نداشته باشد ، تا نتواند در خود تحول ایجاد نماید چگونه می تواند منذِر باشد؟( معطی شی ، فاقد شی نمی باشد) فرد انذار کننده باید خودش بهره ای از دین برده باشد. موسس این مدرسه ، در پایان بر تهجد و نماز شب بسیار تاکید نموده و خاطر نشان کردند از مهمترین ارتباطات  انسان با خدا ، تهجد و مناجات شبانه است که باعث نورانیت و قرب به خداوند می شود.

 الفبای طلبگی*

هر که «الفبای طلبگی» را نداند، دچار جهل مرکب می شود.و هر که با زیر و زبر «آیــات علم» و «سوره های معرفت» بیگانه باشد، قرائتش غلط خواهد شد.پس باب اول کتاب حوزه، آموختن این الفبا و آشنایی با حـرکات و سکنات این فرهنگ است، تا «طلبه» از «طلبه نما» متمایز شود.طلّاب واقعی که مطلوب خلق و محبوب خالقند، آنانند که در مدرسة دین، ابجد یقین مـــی خوانند و در مدرس عترت، الفبای عزّت می آموزند و در مکتب قرآن، مشقِ عرفان می نویسند.زندگیشان عطف به مبدأ است و وصل به معاد. با نفی خود اثبات خدا می کنند و غرور را از نفس خــــــویش جدا.در محرمات، اهــــــــل توقّف اند و در شبهات، اهــــــل احتیاط.ضمیر خود را در افق تقوا ظاهر می سازند، با شهر و نام، خود را گم نمی کنند و با پست و مقـــام و چند سلام، پشت به حوزه و قم نمیکنند و م«معانی» نخوانده به «بیان» نمی پردازند.به جـــرح و تعدیل نفس مشغولند و هر روز عمر خود را «تجزیه و ترکیب» می کنند. افعالشان بی حرف علّه، به مصدر خلوص بر می گردد. اسمشان مبنی بر فتح است و فعلشان لازم و حرفشان جازم.نه در حرف، منفی بافند، نه در ادّعا اهل لاف و گزاف. نه در جای وقف، حرکت می کنند ونه در جای حرکت، اهل وقفند.از معتکفان حجرة «لم و لمّا» بیزارند و از سایه نشینان «لیس و لا» برکنار.مشتقّ اند، امّا از علم، جامدند، امّا بر دین. اجوف اند، امّا از ریا ناقص اند، امّا از رذایل مجرّدند، امّا از تعلّقات، مزیدندامّا در فضایل قبای ریاضت بر تن دارند و عبای عبادت بر دوش. نعلین اراده در پا و زمزمة تهجّد در گوش. با عینک بصیرت، « کتاب نفس را مرور می کنند، با ذرّه بین محاسبه، عیوب خود را می یابند و با قلم تهذیب، خطاها را اصلاح میکنند.به حجیّت ظاهر قائلند، امّا از باطن خود غافل نمی شوند. حاشیه می خوانند، امّا در متن اند. هم آشنا به اشارات اند، هم کنایه ، هم اهل رسالتند، هم رساله، هم صاحب کفایت اند، هم کفایه، هم اجازة »جهاد» می گیرند، هم اجتهاد».«ماهیت» را فدای «وجود» نمی کنند، بر متن دین حاشیة دنیا نمی زنند. فروع نفسانیات را به اصول الهیّات بر می گردانند، نه در عرصة جرّ و بحث، مـــجرور جدل می شوند ونه از خطّ اصیل، نسخه بدل.از محکمات دین، طفره نمی روند و در متشابهات دل، سرگردان نمی شوند.نه«وسائل» را وسیلة دنیا می کنند، نه «مکاسب» را دکان کسب می سازند.نه در شعر، قافیة خلوص را می بازند، نه در خطابه، قول بلا عمل دارند، نه در تألیف، به تفرقه می افتند و نه در تحقیق، ناز حق دور می شوند، نه در فکر، دچار دور و تسلسل اند ، نه در عمل، اسیر جهل و تغافل.صرفشان حرف از معاد می زند. نحوشان، صرف آخرت می شود. کلامشان تجریدی است و فلسفه شان صدرایی، فقهشان جواهری است و اصولشان رسائلی. منطقشان عاشورایی است و حماسه شان حسینی و عرفانشان سجّادی.بدیعشان بدعت ستیز است و بیانشان شبهه سوز و از بدایة حکمت تا نهایة حکومت در خطّ امام و ولایت اند.از مقدمات، فراتر می روند، از سطح به عمق می رسند و در خارج، به داخل می اندیشند.هم حجرة «حال» اند و هم بحث «اشتغال».بیش از «مدرک» به «درک» می اندیشند و بیش از «مدارج» به «معارج».درسشان «تکلیف» است و امتحانشان «جهاد» و قبولی شان «شهادت».اینها گوشه ای از الفبای طلبگی است.خدایا ما را با الفبای این کتاب، آشنا بگردان، «عَرَض» هایمان را «جوهر» کن و «مفرد» هایمان را «جمع» گردان. انقلابیون ما را«مقدّس» و «مفید» کن و مدرّسانمان را چون «مدرّس» و «شهید».خدایا، تا ما را اهل «ضمیر» نکرده ای «ظاهر» مکن.آمین یا ربّ العالمین».(جواد محدثی، رمضان 1429- مهر1387)

هنگام سپیده دم خروس سحری
دانی که چرا همی کند نوحه گری
یعنی که نمودند در آیینه صبح
کز عمر شبی گذشت و تو بی خبری (خیام)

هرگز پر طاووس کسی گفت که زشتست؟
یا دیو کسی گفت که رضوان بهشتست؟ 
نیکی و بدی در گهر خلق سرشتست 
از نامه نخوانند مگر آنچه نوشتست ( سعدی)               

 

                 نیت

ماحصل کلاس اخلاق حضرت آیت ا...نورمفیدی                 مورخ6/10/91

 داد استاد از مودت این نــــــدا
ذات خودرا پاک کن بهر خـــــدا
ذات تواز نیتت روشن شــــــود
با وجودت زندگی گلشن شـــود
تو بیا اندیشه کن درجان خـــود
نشکنی عهد خدا پیمان خــــود
شیره جان بهر رضـــــوان داده ای
یا که جان را بهر جـانـان داده ای
جــــان تهی کـن از تهید ستی دل
تـا نگــــــــــــــــــردی روزحشــــــــــــــــراز اوخـجل  « زهره میراحمدی از طلاب مدرسه»

تقدیم به ساحت مقدس امام زمان(عج)

ســوزشب است ودل ودلــــــدادگی

صحبت عشق است وهمه سادگی

بازشبــی بی توبه سرمـــــی شود

عمرخــــزان دیده هـدرمـــــی شود

غـــربت عشـــق است درون دلـــم

مــــن چـــه بگویم که همه بـــاطلم

شب شـــده یادگل زهـــــــــــراکنم

پـــرتــــوی ازحـــق به دلــــــم واکنم

نــــام توآرامـــــه جــــان مـن است

یــــادتوروح است وروان مــن است

منظرچشمــــان تودریــــایـی است

بـــــی تودلم تیره وظلمـــانی است

نـــدبه کنم یـــادتـــوراجمعــه هــــا

دریَم جــانـــانه نـــــــــــوازم نــــــوا

دل شده بـــایـــاد رخت بــــــی قرار

سینه شده مخـــــــــــزن اسراریــار

مهــدی وهــــادی ولایت تویــــــــی

مـــــرهم دردهمه امت تویــــــــــی

ظلمت وغـــــــم پرشده مولابیـــــــا

ای تـــــوامیدهمه دنیـــــــــابیــــــــا

« زهره حقیقی ازطلاب  سطح (3)»

زلال احکام

استفتائات مقام معظم رهبری:

* پوشاندن زینت و آرایش بانوان

س: آن مقدار از زیور زنان که ظاهر است مثل حلقه نامزدى، آرایش معمولى ابروان و … آیا واجب است پوشانده شود؟
ج) :هر آنچه عرفاً زینت محسوب مى‌شود باید از نگاه نامحرم پوشانیده شود.

* تاتو کردن ابرو

 س: حکم حضرتعالى درباره تاتو کردن ابرو براى زنان چیست؟
ج): مانع ندارد، و اگر در نظر عرف زینت محسوب مى‌شود باید از نامحرم بپوشانند.

 * چت‌کردن با نامحرم 

س: نظر جنابعالى در مورد چت‌کردن دختر و پسر چیست؟
ج) :با توجه به مفاسدى که غالباً بر آن مترتب است، جایز نیست.

 * استفاده از کرمهاى ضد آفتاب و عطر 

  س: زدن کرمهاى ضد آفتاب در فصل گرما با توجه به بوى آنها چه حکمى دارد؟ و زدن عطر در این فصل براى جلوگیرى از بوى عرق بدن چه حکمى دارد؟

ج): فى نفسه مانع ندارد ولى اگر جلب توجه نامحرم مى‌کند باید از کنار نامحرم عبور نکند.

* آيا براى زن جايز است كه عطر بزند و از منزل بيرون رود؟

ج): همه مراجع: خير، جايز نيست. (مکارم، استفتائات، ج1،س797،

تبریزی،استفتائات،س1616،خامنه ای استفتائات،ج1،س1033،دفتروحید،صافی،بهجت،امام،

فاضل،سیستانی)

تبصره: حكم فوق بر اين اساس است كه بيرون رفتن زن از منزل با حالت معطّر، باعث تحريك و جلب توجه مرد نامحرم مى‏شود و اگر در جايى باعث اين مفسده نشود، بيرون رفتن او با آن حالت اشكال ندارد. (رساله دانشجويي، سيد مجتبي حسيني)

 * حكم گوش دادن به آهنگ بدون كلام چيست؟

ج):آيات عظام امام، خامنه‏اى، فاضل و نورى: گوش دادن به هر آهنگى كه مطرب و لهوى و مناسب مجالس‏گناه خوش‏گذرانى است، جايز نيست (هرچند مشتمل بر كلام نباشد)

* نگاه‌کردن به تصوير زن نامحرم و بدون پوشش چه حکمى دارد؟ نگاه‌کردن به‌صورت زن در تلويزيون چه حکمى دارد؟ آيا بين زن مسلمان و غيرمسلمان و بين پخش آن به‌طور مستقيم و يا غير مستقيم تفاوتى وجود دارد؟

 ج: نگاه‌ کردن به تصوير زن نامحرم، حکم نگاه‌کردن به خود زن نامحرم را ندارد، بنا بر اين اگر نگاه از روى لذّت نبوده و خوف افتادن به گناه نباشد و تصوير هم متعلّق به زن مسلمانى که بيننده آن را مى‏شناسد نباشد، اشکال ندارد و بنا بر احتياط واجب نبايد به تصوير زن نامحرم که به‌طور مستقيم از تلويزيون پخش مى‏شود، نگاه کرد ولى در پخش غيرمستقيم تلويزيونى اگر ريبه و خوف افتادن به گناه نباشد، نگاه‌کردن اشکال ندارد

 

گزارش عملکرد وفعالیت

معاونت  فرهنگی (درنیمه  دوم  تحصیلی92-91)

* اخلاق وتهذیب:

ü  برگزاری جلسات موسس، مدیر، کادرواساتید: 10 جلسه با موضوعات: شرح زیارت جامعه کبیره، شرح دعای مکارم اخلاق، مسائل پرورشی  واخلاقی طلاب.

ü  برگزاری جلسات اخلاق عمومی برای طلاب: 18 جلسه با موضوعات :  اخلاقی، زی طلبگی، اهمیت مشاوره.

*امورپرورشی:

ü      کانون قرآن وعترت: شرکت درمسابقه قرآئت کل قرآن با حضور3نفر

ü      برگزاری کلاسهای آموزشی (تجوید، ادبیات عرب، عقاید)  هفته ای 2 جلسه.

ü      حفظ موضوعی قرآن کریم، نهج البلاغه، احادیث: هفته ای 3 جلسه.

ü      ایجاد فضا های قرآنی درمدرسه.

  * گردهمایی ونشست ها :

ü      کرسی آزاد اندیشی با موضوع عقل ودین ازدیدگاه آیات وروایات.

ü      برگزاری جشن های ویژه میلاد ائمه وشهادت ائمه.

ü  فعالیت های عام المنفعه با اعطاء وام قرض الحسنه به طلاب وکمک های نقدی وغیرنقدی به طلاب نیازمند.

 

ü  برگزاری مراسم شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) با موضوع سیره  حضرت فاطمه زهرا(س).

ü      برگزاری مراسم روز معلم با موضوع جایگاه علم ومقام معلم.

ü  برگزاری مراسم نیمه شعبان با موضوع فلسفه غیبت ووظیفه منتضران با حضور1200 نفرازبانوان

ü  برگزلری ولادت حضرت فاطمه الزهرا(س) با حضورحاج خانم موسوی استاد حوزه درتهران با موضوع سیره عملی  حضرت فاطمه زهرا(س) ومقام جایگاه زن.

ü      برگزاری نماز جماعت هرروزدرمدرسه.

* امورتربیتی:

ü      برگزاری اردوی تفریحی وفرهنگی به  جنگل توشن وجنگل باغو.

ü      برگزاری اردوی زیارتی به مشهد مقدس به مدت 3 روز

ü  برگزاری مسابقات: اعم از دلنوشته  با موضوع معلم وحضرت فاطمه الزهرا(س)ومسابقه خطبه 53 نهج البلاغه.

ü  برگزاری  برنامه های ورزشی اعم از بدمینتون ، والیبال ، وحرکات ورزشی درمحیط خوابگاه.

ü      دعوت از کارشناس بهداشت با موضوع فشارخون.

امورتبلیغ:

ü  برگزاری دوره های آموزشی  با موضوعات روش نویسندگی روش تحقیق، مهارتهای زندگی.

ü  اعزام مبلغ به مدارس ، دانشگاه ، مجامع عمومی ، اقامه نماز، جمعا 168 مُبلّغ.

ü  برگزاری جلسات دانش آموختگان با موضوعات وهابیت  را بهتر بشناسیم ،شیوه های تبلیغ موفق ، وبرگزاری حلقات معرفتی .

 

گزارش عملکرد وفعالیتهای معاونت پژوهش

1- ارسال 5 مقاله قرآنی از طرف انجمن پژوهشی سطح 3 درتاریخ 26/1/92 با موضوعات الف: تاثیر اسباب نزول برتفسیر قرآن ب: بررسی عصمت پیامبر(ص) وشبهات پیرامون آن درآیات قرآن ج: حق تسلط انسان بربدن خود از دیدگاه آیات وروایات د: بررسی رفع حکم حجاب از قواعد النساء آیه 60 سوره نور: بررسی ویژگی های مشترک بین قرآن واهل بیت (ع) ونقش آن در ایجاد اتحاد مسلمین که با راهنمایی اساتید راهنما انجام شد.    تعداد شرکت کننده 17 نفر.

2- برگزاری مسابقه کتابخوانی از کتاب نظام حقوق زن در اسلام درتاریخ17/2/92 وتعداد شرکت کننده: 32 نفر برندگان: 4 نفر

3- تشکیل کلاس آموزش روش تحقیق پیمایشی با حضور استاد راهنما آقای حسینعلی سرگزی درتاریخ 14/2/92 وتعداد شرکت کننده: 15 نفر.

4- تشکیل کلاس آموزش روش تحقیق کتابخانه ای با حضور استاد راهنما آقای عبداللهی فردر تاریخ 15/2/92 و تعداد شرکت کننده 6 نفر.

5- برگزاری اردوی تفریحی جهت پژوهشگران حوزوی اعم از اعضای کانون پژوهش ، حلقه های معرفت، انجمن پژوهش، هسته های پژوهش در تاریخ 13/4/92.

6- تشکیل دوره کارورزی پژوهشگری قرآنی جهت طلاب سطح 3 رشته تفسیر وعلوم قرآنی اعم از طلاب مدرسه علمیه  الزهراء وطلاب مدرسه علمیه بابل با حضور استاد حجه السلام صلواتی گلستانی به مدت 4 روز درتاریخ 21/5/92.

گزارش عملکرد وفعالیت معاونت آموزش (سطح2)

 

1- برگزاری جلسه طلاب وپرسش وپاسخ امور آموزشی

2- برگزاری جلسه اساتید

3- ثبت نام از داوطلبان

 4- برگزاری امتحانات نیمسال دوم

5- انجام مصاحبه داوطلبان

 6- انجام تحقیقات وگزینش داوطلبان

7- ارزیابی اساتید مدارس شرق استان از طرف مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران در مدرسه علمیه الزهرا(س)

8- دوره آموزشی کتاب فهم زبان قرآن از سوی مرکز مدیریت ویژه اساتید

 

 

                                                 

 

 

گزارش عملکرد وفعالیت معاونت آموزش(سطح3)

 

1- برگزاری جلسه طلاب وپرسش وپاسخ امور آموزشی

2- برگزاری جلسه اساتید

3- ثبت نام از داوطلبان

 4- برگزاری امتحانات نیمسال دوم

5- انجام مصاحبه داوطلبان سطح 3 از سوی مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران(منطقه پنج)

گزارش وعملکرد مشاوره

 

*اهميت مشاوره از ديدگاه قرآن و حديث


در قرآن کريم، يك سوره تحت عنوان « الشوري» وجود دارد. در آياتي نيز مسئله مشاوره طرح و به انجام دادن آن دستور داده شده است. خداوند متعال، خطاب به پيغمبراکرم (ص ) ميفرمايند: « و شاورهم في الامر فاذا عزمت فتوکل علي الله ان الله يحب المتوکلين›› (آل عمران: 59 )؛ اي پيامبر! در کارها با مسلمانان مشورت کن و چون تصميم گرفتي بر خدا توکل کن ( و انجام بده)، همانا خداوند توکل کنندگان را دوست دارد .خداوند درسوره شوراي،زماني که صفات وخصوصيات مسلمانان را مطرح مي کند، مي فرمايد: « والذين استجابوا لربهم و اقاموا الصلوه و امرهم شوري بينهم و مما رزقناهم ينفقون›› (شوري: 39 )؛آنان که امر پروردگارشان را اجابت نموده، نماز به پا مي دارند و کارشان را با مشورت يكديگر انجام مي دهند و از آنچه روزي آنها کرده ايم انفاق مي کنند در اين آيه، خداي متعال يكي از خصوصيات مسلمانان را اين موضوع دانسته که، آنان کارهايشان را با مشورت يكديگر انجام م يدهند. اين که مشاوره در رديف ايمان به خدا و برپا داشتن نماز بيان گرديده، مي توان به اهميت آن پي برد .

حضرت اميرالمؤمنين على(عليه السلام) مى فرمايند:

* هر كس با خردمندان مشورت كند با انوار خردهاى آنان روشنى يابد و به راه راست و رستگارى نائل گردد. (عبدالواحد آمدى، غررالحكم و دررالكلم، ج2، ص670/ ح 0063)

 

* مشورت حصار ندامت است و ایمنی از سلامت .

(نهج البلاغه 3095)

      * مشورت عين راه يابى است، آن كس كه به فكر خود متكى گردد، خود را به مخاطره انداخته است. (نهج البلاغه، ح 161).

ü  برگزاری جلسات آموزشی درمدرسه با موضوع مهارتهای زندگی قبل وبعدازازدواج وبیان ملاک های انتخاب مطلوب(ویژه مجردین).

ü      نشست با اولیاء طلاب

ü      ارسال گزارشات دوماهانه به مرکز

اگرچراغ علم ،خانه دل عالم را روشن نسازد ،از این سوختن ،چه سود؟

بیرون راروشن کردن ودر ظلمت درونی به سر بردن خسران است.

اگربه علمت،جامه عمل پوشاندی،اگرحـــرکاتت ،

تجلیگاه افکارت شد،اگر رفتارت،میدان بروز

سخنانت گشت،اگرعملت،آیینه علمت شد،در

این صورت ،نیازچندانی به سخن گفتن نیست.

بلکه عمل خود،گویاترین سخنهاست.(جواد محدثی)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شماره های تماس با مدرسه

  شماره تماس با دفتر مدرسه: 01732432460

  01732426190

 

شماره تلفن نمابر دفتر مدرسه:  01732432450

صندوق پست الکترونیکی

 info@m-alzahra.ir

آدرس مدرسه علمیه

  گرگان- بلوار شهید مفتح -خیابان حوزه2 -مدرسه علمیه الزهرا(س)